English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 162 (8 milliseconds)
English Persian
palaver گفتگوی مفصل
Other Matches
glenoid fossa or cavity گودی مفصل کاسه مفصل
it is four months old در گفتگوی ازکودک
his majesty در گفتگوی ازپادشاه
parley گفتگوی دو نفری
duologue گفتگوی دو بدو
parleyed گفتگوی دو نفری
parleying گفتگوی دو نفری
parleys گفتگوی دو نفری
mensal conversation گفتگوی سر میز
talk politics گفتگوی سیاسی
private talk گفتگوی محرمانه
tete a tete گفتگوی دوبدو
her majesty در گفتگوی ملکه
to talk politics گفتگوی سیاسی کردن
to speak of <idiom> مهم ،گفتگوی با ارزش
to tap [phone line] مخفیانه به گفتگوی کسی در خط تلفن گوش کردن
Their eyes met. آنها به هم زل زدند. [همینطور به معنی گفتگوی بدون مکالمه یا عشق به هم]
telephone conversation گفتگوی تلفنی مذاکره تلفنی
hinges مفصل
voluminous مفصل
baom joomok یک مفصل
commissure مفصل
copious مفصل
pivoted مفصل
fine drawn مفصل
Hinduism مفصل
inventorial مفصل
jointless بی مفصل
anarthrous بی مفصل
linkage point مفصل
socket مفصل
fulsome مفصل
joint مفصل
coupling مفصل
sockets مفصل
pivot مفصل
articulation مفصل
copulas مفصل
juncture مفصل
copula مفصل
inarticulate بی مفصل
pivots مفصل
spacious مفصل
hinge مفصل
hip joint مفصل ران
glene کاسه مفصل
ginglymus مفصل لولایی
gimmal مفصل لولا
ankylosis جمود مفصل
trunnion مفصل افقی
arthrology مفصل شناسی
disjoint از مفصل دراوردن
luncheon غذای مفصل
choke joint مفصل چوکی
diarthrosis مفصل متحرک
detail part قسمت مفصل
universal joint مفصل چرخنده
scape مفصل اصلی
toggle joint مفصل زانویی
multiple cable joint مفصل انشعاب
swivel joint مفصل گردان
knee joint مفصل زانو
synarthrosis مفصل بی حرکت
synosteology مفصل شناسی
hinge joint مفصل لولایی
ball and socket joint مفصل ساچمه ای
in great detail با جزئیات مفصل
largo اهسته و مفصل
steering swivel مفصل فرمان
arthritis اماس مفصل
articulates مفصل دارکردن
articulate مفصل دارکردن
joint مفصل پیوندگاه
sleeves موف مفصل
clip مفصل کابل
clipped مفصل کابل
clippings مفصل کابل
sleeve موف مفصل
clips مفصل کابل
swivel مفصل گردنده
swivel مفصل گردان
articulating مفصل دارکردن
hip مفصل ران
hips مفصل ران
articulation مفصل لولا
articulation مفصل بندی
arthritis التهاب مفصل
splicing مفصل بافته
splices مفصل بافته
juncture پیوستگی مفصل
spliced مفصل بافته
luncheons غذای مفصل
high tea عصرانه مفصل
splice مفصل بافته
swivelled مفصل گردنده
pigtail مفصل دم خوکی
pigtails مفصل دم خوکی
ample فراوان مفصل
facet بند مفصل
abarticulation مفصل متحرک
swivelled مفصل گردان
swivels مفصل گردان
facets بند مفصل
swivels مفصل گردنده
kettle drum دمامه عصرانه مفصل
thurl مفصل خاصره گوسفند
arthritic مبتلا به اماس مفصل
kettledrum دمامه عصرانه مفصل
cable joint مفصل اتصال کابل
double-jointed دارای مفصل کاذب
double jointed دارای مفصل کاذب
acondylose بدون بند یا مفصل
In ditail . Diffusively . بطور مفصل ( مفصلا")
arthropathy ناخوشی بند یا مفصل
arthropod جانور مفصل دار
arthropoda جانوران مفصل دار
kettledrums دمامه عصرانه مفصل
naker دمامه عصرانه مفصل
cable jointing sleeve مفصل انشعاب کابل
disjoint در رفتن از مفصل درامدن
dimerous دارای مفصل دوبخشی
diffusively بطور منتشر و یا مفصل
amplifying مفصل گفتن یانوشتن
hitsu shiubi مفصل انگشت وسط
gabfest محاوره طولانی و مفصل
amplify مفصل گفتن یانوشتن
joint resistance مقدار مقاومت مفصل
amplifies مفصل گفتن یانوشتن
joint مفصل اتصال ضربهای
choke flange joint مفصل چوکی ال شکل
enarthrosis مفصل کام و زبانهای
acondylous بدون بند یا مفصل
clamping sleeve مفصل مهار کننده
luxation در رفتگی مفصل استخوان
amplified مفصل گفتن یانوشتن
internode قسمت میان دو بندیا مفصل
arthritic مربوط به ورم و اماس مفصل
rabbet joint بست یا مفصل کنش کاوی
hip joint مفصل استخوان خاصره وران
to give a long recital of something دادن یک شرح مفصل و طولانی از چیزی
submission hold کانستنس یاشکستن دست از مفصل تاارنج
monographist نویسنده شرح مفصل در باره یک موضوع
garnet حجر سیلان نوعی لولا یا مفصل
dactylus بند یا مفصل بزرگ پای حشرات
garnets حجر سیلان نوعی لولا یا مفصل
programming specification مستند مفصل قدمهای دقیق برنامه نویسی
to talk something over with somebody با کسی در باره چیزی مفصل گفتگو کردن
To explain something in detail . چیزی را بطور مفصل ومشروح توضیح دادن
I'll speak at length on this subject. دراین باره مفصل صحبت خواهم کرد
to detail something چیزی را مفصل [با همه جزییات] شرح دادن
gomphosis اتصال و جوش خوردن استخوان دندان به ارواره مفصل متحرک
ball and socket joint [مفصل ماشینی که گلوله دارد و در داخل حفره قرار میگیرد]
The specifications of this machine are fully detailed in the catalog . مشخصات این دستگاه در کاتولوگ مفصل شرح داده شده
sallenders جوشهای خشک در زیر مفصل خرگوشی پای عقب اسب
recital [of something] شرح کامل محتویات [شرح مفصل ] چیزی
detailing شرح مفصل یکان بقیه یکان
detail شرح مفصل یکان بقیه یکان
amplified بزرگ کردن مفصل کردن
amplifies بزرگ کردن مفصل کردن
amplify بزرگ کردن مفصل کردن
amplifying بزرگ کردن مفصل کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com