Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 74 (7 milliseconds)
English
Persian
baton rounds
گلولههای لاستیکی ضداغتشاش فشنگهای لاستیکی
Other Matches
rubber snaffle bit
لجام لاستیکی
rubber-stamping
مهر لاستیکی
rubber stopper
درپوش لاستیکی
rubber-stamps
مهر لاستیکی
hoseline
لوله لاستیکی
grommet
پولک لاستیکی
foam rubber
اسفنج لاستیکی
air bed
بالشتک لاستیکی
bramble leaf fender
دفرای لاستیکی
bladder type fuel cell
باک لاستیکی
rubber tile
فرش لاستیکی
rubber-stamped
مهر لاستیکی
rubber tube
لوله لاستیکی
rubber bands
نوار لاستیکی
rubber
کائوچو لاستیکی
rubbers
کائوچو لاستیکی
rubber band
نوار لاستیکی
gumboots
پوتین لاستیکی
rubber stamp
مهر لاستیکی
gumboot
پوتین لاستیکی
bladder type fuel call
باک لاستیکی
rubber-stamp
مهر لاستیکی
rubber stamps
مهر لاستیکی
rubbery transition temperature
دمای تبدیل لاستیکی
rubber separator
میان گیر لاستیکی
hose clamp
بست لوله لاستیکی
rubber covered wire
سیم با روکش لاستیکی
galosh
روکفشی کفش لاستیکی
radiator coil
لوله لاستیکی رادیاتور
non metallic waterproof wiring
کابل با پوشش لاستیکی
hoseline
خطوط لوله لاستیکی
liferaft
قایق نجات لاستیکی
jacket
غلاف لاستیکی یاپلاستیکی
jackets
غلاف لاستیکی یاپلاستیکی
armored hose
لوله لاستیکی زره دار
dog
مخروطهای لاستیکی کنار مسیر
dogging
مخروطهای لاستیکی کنار مسیر
pneumatic dunnage
جعبه ها و محفظههای لاستیکی بار
dogs
مخروطهای لاستیکی کنار مسیر
sheathed hose
لوله لاستیکی روکش دار
surfmat
تشک لاستیکی برای شناورشدن روی اب
water bed
تشک لاستیکی که درون انرا پراز اب می کنند
teething ring
حلقه لاستیکی مخصوص گازگرفتن کودک تا دندان در اورد
braid
الیاف بافته شده با روکش لاستیکی برای دربر گرفتن وتقویت لولههای هیدرولیکی
braids
الیاف بافته شده با روکش لاستیکی برای دربر گرفتن وتقویت لولههای هیدرولیکی
braided
الیاف بافته شده با روکش لاستیکی برای دربر گرفتن وتقویت لولههای هیدرولیکی
toe point
پوشش لاستیکی سفت روی لبه جلویی اسکیت قرقره دار برای کمک به پرش
dumptor
کامیونی با چرخهای لاستیکی که دارای سرعتی زیاد میباشد و بار خود را درجلو تخلیه میکند
lute
گل یا سیمان مخصوص درزگیری وبتونه حلقه لاستیکی مخصوص دهانه بطری
lutes
گل یا سیمان مخصوص درزگیری وبتونه حلقه لاستیکی مخصوص دهانه بطری
hosed
لوله لاستیکی مخصوص اب پاشی وابیاری لوله اب اتش نشانی
hoses
لوله لاستیکی مخصوص اب پاشی وابیاری لوله اب اتش نشانی
hosing
لوله لاستیکی مخصوص اب پاشی وابیاری لوله اب اتش نشانی
hose
لوله لاستیکی مخصوص اب پاشی وابیاری لوله اب اتش نشانی
bungee
ریسمان الاستیکی متشکل ازرشتههای لاستیکی که توسط الیاف بافته شده نخی پوشانده شده
air bedding
لایههای لاستیکی بادی بالشتکهای بادی
rubber-stamp
با مهر لاستیکی مهر کردن
rubber-stamps
با مهر لاستیکی مهر کردن
rubber-stamped
با مهر لاستیکی مهر کردن
rubber stamp
با مهر لاستیکی مهر کردن
rubber-stamping
با مهر لاستیکی مهر کردن
rubber stamps
با مهر لاستیکی مهر کردن
settling rounds
گلولههای نشست دهنده توپ گلولههای مستقر کننده توپ
jato unit
موتورموشکی یدکی گلولههای توپخانه
equivalent service rounds
گلولههای معادل گلوله جنگی
stabilizing sleeve
پرده متعادل کننده گلولههای منور
globe like
گوی مانند دارای گلولههای ریز
globy
گوی مانند دارای گلولههای ریز
gunrack
مقر گلولههای توپ سکوی جای گلوله
grape shot
گلولههای بهم چسبیده چون خوشه انگورکه یکباردرتوپ گذارند
corposant
گلولههای روشنایی که گاهی درهوای طوفانی بردکلهای کشتی دیده م
thermate
نوعی ماده اتشزاست که در گلولههای اتشزا مورد استفاده قرار می گیرد و معمولا مخلوط اکسیداهن و الومینیم میباشد
thermite
ماده مخصوص جوش کاری و ماده اتشزای داخل گلولههای اتشزا
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com