Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (18 milliseconds)
English
Persian
marking round
گلوله نشان کننده
Other Matches
illuminating shell
گلوله روشن کننده
illumination round
گلوله روشن کننده
starshell
گلوله روشن کننده
dismantling shot
تیر قطعه قطعه کننده گلوله تخریب کننده
stabilizing fin
پرههای متعادل کننده گلوله در مسیر
flares
گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
flare
گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
retards
درخواست دیدبان برای عقب انداختن زمان پرتاب گلوله بعداز تیر روشن کننده
retard
درخواست دیدبان برای عقب انداختن زمان پرتاب گلوله بعداز تیر روشن کننده
retarding
درخواست دیدبان برای عقب انداختن زمان پرتاب گلوله بعداز تیر روشن کننده
marking round
تیر نشان کننده
dye marker
فشفشه نشان کننده
sensing
تخمین محل اصابت گلوله به زمین مشاهده ترکش گلوله
trend
مسیرانحراف گلوله در برد که معمولا باعث گذارخوردن گلوله میشود
trends
مسیرانحراف گلوله در برد که معمولا باعث گذارخوردن گلوله میشود
missed
موفق نشدن عدم اصابت گلوله به هدف خطای گلوله
miss
موفق نشدن عدم اصابت گلوله به هدف خطای گلوله
misses
موفق نشدن عدم اصابت گلوله به هدف خطای گلوله
sabot
کمربند گلوله حلفه تمرکز یا وسیله ثبات گلوله در مسیر بوش استقرار لوله جوفی
deictic
بطور مستقیم نشان دهنده مستقیما استدلال کننده
fire ball
گلوله انفجاری گوی اتشین اتمی گلوله
frangible bullet
گلوله غیر فلزی بی استحکام گلوله نرم
clues
گلوله کردن بشکل کلاف یا گلوله نخ درامدن
clue
گلوله کردن بشکل کلاف یا گلوله نخ درامدن
pointer
اشاره کننده نشان گیرنده عقربه ی دستگاه اندازه گیری
pointers
اشاره کننده نشان گیرنده عقربه ی دستگاه اندازه گیری
ogive
ورم تمرکز گلوله رومی گلوله
control buoy
بویه کنترل کننده مینها دستگاهی که محل مینهای شناور زیر دریا را نشان میدهد
splinterproof
ضدبسکهای گلوله ضد قطعات گلوله
dud
منفجرنشدن گلوله گلوله ناپیدا
velocity jump
جهش لوله توپ یا جهش گلوله در اثر سرعت اولیه پرتاب گلوله
maximum ordinate
حداکثر ارتفاع سهمی گلوله ارتفاع نقطه اوج مسیر گلوله
nuclear stalemate
گلوله اتمی خارج از رده گلوله اتمی ممنوعه
base of trajectory
تصویر افقی مسیر گلوله پایه مسیر گلوله
marking current
جریان نشان دهنده مسیرعبور جریان الکتریسیته جریان مشخص کننده مدار
square base
کف گلوله یا قسمت ته گلوله
chars
نوع دادهای که دادهای راکه محتوی متغیری است که بیان کننده یک حرف به کد ASC II است نشان میدهد
charring
نوع دادهای که دادهای راکه محتوی متغیری است که بیان کننده یک حرف به کد ASC II است نشان میدهد
char
نوع دادهای که دادهای راکه محتوی متغیری است که بیان کننده یک حرف به کد ASC II است نشان میدهد
puncuation
نشان گذاری نقطه و نشان هایی که برای بخش ها بکار میرود
side spray
بسکهای جانبی گلوله ترکشهای جانبی گلوله
garter
عالی ترین نشان انگلیس بنام نشان بندجوراب
garters
عالی ترین نشان انگلیس بنام نشان بندجوراب
discretionary
خط پیوندی که نشان دهنده قط ع شدن کلمه در آخر خط است ولی در حالت معمولی نشان داده نمیشود
scarry
دارای نشان داغ یا نشان جراحت وزخم
silver star
نشان ستاره نقره یا عالیترین نشان خدمتی
ballistics of penetration
شناسایی شرایط نفوذ گلوله شناسایی مسیر نفوذ گلوله
poniter
نشان دهنده نشان گیرنده
marking
نشان دار سازی نشان
markings
نشان دار سازی نشان
flag
یک بیت در کلمه نشان دهنده وضعیت برای نشان دادن وضعیت وسیله
flags
یک بیت در کلمه نشان دهنده وضعیت برای نشان دادن وضعیت وسیله
corrector
جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
angle of arrival
زاویه فرود مسیر گلوله زاویه فرود گلوله
lead collision course
مسیر تصادم گلوله با هدف خط تصادم گلوله با هدف
supervisory
1-سیگنالی که نشان میدهد آیا مدار مشغول است یا خیر. 2-سیگنالی که وضعیت وسیله را نشان میدهد
to impress a mark on something
نشان روی چیزی گذاردن چیزیرا نشان گذاردن
mark
نشان کردن نشان
marks
نشان کردن نشان
ground resolution
قدرت نشان دادن قسمتهای کوچک زمین نشان دادن جزئیات زمین
cartridges
گلوله
cartridge
گلوله
globe
گلوله
shots
گلوله
shot
گلوله
ball
گلوله
clues
گلوله نخ
bullet-proof
ضد گلوله
bullet
گلوله
rounds
گلوله ها
projectile
گلوله
cannon proof
ضد گلوله
pellet
گلوله
bullets
گلوله
clue
گلوله نخ
shell proof
ضد گلوله
glomerule
گلوله رگ
gunshots
گلوله
roundest
گلوله
round
گلوله
line shot
گلوله در خط
gunshot
گلوله
fire ball
گلوله
globes
گلوله
starshell
گلوله منور
ditto
گلوله در راه
illumination round
گلوله منور
bullet-proof
پاد گلوله
bullet-proof
ضد گلوله کردن
shaft
خدنگ گلوله
shafts
خدنگ گلوله
burst center
مرکز گلوله
bulletproof
ضد یا مانع گلوله
gas shell
گلوله دودانگیز
gilding metal
روکش گلوله
globus hystericus
گلوله هیستریایی
snowballs
گلوله برف
snowballing
گلوله برف
slug
گلوله بی شکل
equivalent service rounds
گلوله معادل
beehives
گلوله ضد نفر
bullets
گلوله فشنگ
loading tray
سینی پر کن گلوله
bullets
گلوله تفنگ
live round
گلوله جنگی
bullet
گلوله فشنگ
line of impact
خط اصابت گلوله
bullet
گلوله تفنگ
fixed shell
گلوله متصل
can , not observe
گلوله ناپیدا
snowball
گلوله برف
snowballed
گلوله برف
slugged
گلوله بی شکل
illuminating shell
گلوله منور
shrapnel
گلوله انفجاری
ballistic trajectory
خط سیربالیستیکی گلوله
bombardment
گلوله باران
bombardments
گلوله باران
shell
گلوله توپ
shelling
گلوله توپ
shells
گلوله توپ
leads
شاقول گلوله
lead
شاقول گلوله
gunshot wound
زخم گلوله
missile
گلوله موشک
trajectories
مسیر گلوله
trajectories
خط سیر گلوله
trajectory
مسیر گلوله
gun stone
گلوله توپ
base fuze
ماسوره ته گلوله
gun shot
گلوله توپ
ball
گلوله توپ
ball
گلوله کردن
shrapnel
گلوله افشان
hitting
اصابت گلوله
hits
اصابت گلوله
hit
اصابت گلوله
blank catridge
گلوله سلام
blank cartridge
فشنگ بی گلوله
shrapnel
گلوله نارنجکی
shrapnel
گلوله ضد نفر
graupel
گلوله برف
base spray
بسکهای ته گلوله
trajectory
خط سیر گلوله
shell proof
ضد نفوذ گلوله
snow ball
گلوله برف
potshot
گلوله هوایی
gunshot
زخم گلوله
gunshots
زخم گلوله
star shell
گلوله منور
impacts
اصابت گلوله
impact
اصابت گلوله
plummet
گلوله سربی
blobs
گلوله حباب
blob
گلوله حباب
plummeted
گلوله سربی
plummeting
گلوله سربی
sugarplum
گلوله نبات
plummets
گلوله سربی
smoke round
گلوله دودانگیز
smoke projectile
گلوله دودانگیز
shell fragments
قطعات گلوله
shell room
انبار گلوله
shilleilagh
گلوله شلیلاق
shoot down
با گلوله کشتن
shell fragments
بسک گلوله
conglobate
گلوله شدن
shrapnel shell
گلوله انفجاری
rotating band
کمربند گلوله
projectile flat
سکوی گلوله
single shot
گلوله منفرد
clew
گلوله نخ گره
clew
گلوله کردن
trial shot
گلوله ازمایشی
plumb bob
گلوله شاقول
missiles
گلوله موشک
center of burst
مرکزاصابت گلوله
delivery
پرتاب گلوله
deliveries
فروریختن گلوله
deliveries
پرتاب گلوله
canon ball
گلوله توپ
cannonball
گلوله توپ
cannon shot
گلوله توپ
drill ammunition
گلوله مشقی
ounce of lead
گلوله سربی
to toll up
گلوله شدن
tracer shell
گلوله رسام
cannon proof
ضد گلوله توپ
number of rounds
تعداد گلوله ها
marbles
گلوله شیشهای
marble
گلوله شیشهای
delivery
فروریختن گلوله
to round up
گلوله کردن
cease loading
گلوله را پرنکنید
cartouche
گلوله توپ
cartouch
گلوله توپ
beehive
گلوله ضد نفر
bombard
گلوله باران
bombarded
گلوله باران
bombarding
گلوله باران
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com