English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 42 (6 milliseconds)
English Persian
the flower withered گل پژمرده شد
Search result with all words
withered پژمرده خشکیده
flag پژمرده کردن
flags پژمرده کردن
quail پژمرده شدن
quails پژمرده شدن
sag پژمرده شدن خم کردن
sagged پژمرده شدن خم کردن
sags پژمرده شدن خم کردن
sear پژمرده
sear داغ کردن پژمرده کردن یا شدن
seared پژمرده
seared داغ کردن پژمرده کردن یا شدن
sears پژمرده
sears داغ کردن پژمرده کردن یا شدن
languish افسرده شدن پژمرده شدن
languished افسرده شدن پژمرده شدن
languishes افسرده شدن پژمرده شدن
languishing افسرده شدن پژمرده شدن
wilt پلاسیده و پژمرده شدن خم شدن
wilted پلاسیده و پژمرده شدن خم شدن
wilting پلاسیده و پژمرده شدن خم شدن
wilts پلاسیده و پژمرده شدن خم شدن
droop پژمرده شدن
drooped پژمرده شدن
drooping پژمرده شدن
droops پژمرده شدن
wither پژمرده کردن یاشدن
droopier پژمرده
droopiest پژمرده
droopy پژمرده
languorous پژمرده
withering افسرده پژمرده
fadelessly چنانکه پژمرده نشودیازوال نپذیرد
languishingly پژمرده وار
marcescent پژمرده شونده و نریزنده
miff رنجیدن پژمرده شدن
miffy زود پژمرده شدنی
sere پژمرده
to die out away off پژمرده شدن
to lose plant پژمرده شدن
wizen لاغر پژمرده یا پلاسیده
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com