Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 85 (6 milliseconds)
English
Persian
doubt
گمان دودلی
doubted
گمان دودلی
doubting
گمان دودلی
doubts
گمان دودلی
Other Matches
hesitation
دودلی
hertzprung russel diagram
دودلی
shilly-shallied
دودلی
shilly-shallies
دودلی
shilly-shally
دودلی
shilly-shallying
دودلی
acatalepsy
دودلی
indetermination
دودلی
hesitatingly
با دودلی
half hearted
از روی دودلی
hesitance
دودلی تردید
shilly shally
دودلی داشتن
hesitancy
دودلی تردید
vacillation
حرکت نوسانی دودلی
haltingly
درنگ کنان ازروی دودلی
surmises
گمان
ideas
گمان
surmised
گمان
surmise
گمان
they suspect him of lying
گمان
impressions
گمان
idea
گمان
surmising
گمان
assumption
گمان
guessed
گمان
impression
گمان
thoughts
گمان
opinion
گمان
guesses
گمان
thought
گمان
guess
گمان
conjecture
گمان
opinions
گمان
supposable
گمان کردن
trusting
نیک گمان
wis
گمان کردن
i do not think so
گمان نمیکنم
i suppose so
گمان میکنم
aim
گمان جهت
suspecting
گمان کردن
suspect
گمان کردن
thinks
گمان کردن
think
گمان کردن
reckons
گمان کردن
reckoned
گمان کردن
reckon
گمان کردن
supposing
گمان کردن
supposes
گمان کردن
suppose
گمان کردن
believes
گمان داشتن
believed
گمان داشتن
believe
گمان داشتن
belief
ایمان گمان
conjecture
گمان بردن
aims
گمان جهت
aimed
گمان جهت
suspects
گمان کردن
dubitation
گمان شک داشتن
estimation
حدس گمان
estimations
حدس گمان
suppositions
گمان پندار
supposition
گمان پندار
dubitate
گمان چیزنامعلوم
to believe wrong
اشتباه گمان کردن
surmising
گمان بردن حدس
surmises
گمان بردن حدس
surmise
گمان بردن حدس
i have a hunch that
سخت گمان دارم که
surmised
گمان بردن حدس
think well of
خوش گمان بودن به
to think ill of any one
نسبت به کسی بد گمان
i suspect him to be a liar
گمان میکنم دروغگو باشد
hunch player
شرطبند از روی حدس و گمان
open hearted
راست باز خوش گمان
outguess
در حدس و گمان برتری داشتن بر
i shoudel hardly think so
گمان نمیکنم اینطور باشد
bark up the wrong tree
<idiom>
[درمورد چیزی گمان اشتباه کردن]
to think well of a person
درباره کسی خوش گمان بودن
Santa Claus
شخص موهومی که کودکان گمان میبرند درشب عیدمیلادمسیح میاید
venriloquism
سخن گفتن بدانسان که گمان کنندصداازجای ....دهان بیرون میاید
pale face
سفید پوست لقبی است که گمان می کنندسرخ پوستان امریکایی بمردم سفیدپوست
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com