Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English
Persian
i suspect him to be a liar
گمان میکنم دروغگو باشد
Other Matches
i suppose so
گمان میکنم
i shoudel hardly think so
گمان نمیکنم اینطور باشد
prevaricator
دروغگو
false
دروغگو
liars
دروغگو
mendacious
دروغگو
humbugger
دروغگو
liar
دروغگو
fibbers
دروغگو
lairs
دروغگو
lair
دروغگو
fibber
دروغگو
cry wolf
<idiom>
چوپان دروغگو
really
احساس میکنم
I'd like to think that ...
من فرض میکنم که ...
i wonder he did not catch cold
تعجب میکنم
a closed mouth catches no flies
<proverb>
تا مرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد
moored mine
مینی که باسیم یا طناب به محل اتصال خود وصل شده باشد یا در اب معلق باشد
Looking forward to it
پیشبینی اش میکنم
[میشود]
Have a seat, please!
خواهش میکنم بفرمایید !
I'll let you know when the time comes ( in due time ) .
وقتش که شد خبر میکنم
i will note it down
یاد داشت میکنم
I am just passing through.
از اینجا عبور میکنم.
I'm proud of you.
من بهت افتخار میکنم.
i have got him on my brain
همیشه به اوفکر میکنم
anticipating it
پیشبینی اش میکنم
[میشود]
i wonder at him
از دست او تعجب میکنم
please take a seat
خواهش میکنم بفرمایید
hottest
شبکه آهنی یا پوشش اطراف کامپیوتر که به منبع تغذیه وصل شده باشد و زمین نشده باشد
hot
شبکه آهنی یا پوشش اطراف کامپیوتر که به منبع تغذیه وصل شده باشد و زمین نشده باشد
hotter
شبکه آهنی یا پوشش اطراف کامپیوتر که به منبع تغذیه وصل شده باشد و زمین نشده باشد
Am I right in thinking ...
آیا درست فکر میکنم که ...
Am I right in assuming that ...?
آیا درست فرض میکنم که ...
my sentiment toward him
انچه من راجع باواحساس میکنم
I've got the munchies.
یکدفعه احساس گرسنگی میکنم.
i imagine him to be my friend
من تصور میکنم که او دوست من است
i imagine he is my friend
من تصور میکنم او دوست من است
i rely or your secrecy
من به رازداری شما اطمینان میکنم
I'm working on it.
دارم روش کار میکنم.
surmised
گمان
impressions
گمان
impression
گمان
they suspect him of lying
گمان
surmising
گمان
surmises
گمان
surmise
گمان
thought
گمان
guessed
گمان
guess
گمان
conjecture
گمان
opinions
گمان
guesses
گمان
thoughts
گمان
idea
گمان
assumption
گمان
ideas
گمان
opinion
گمان
escutcheon
سپری که دارای نشانهای نجابت خانوادگی باشد صفحهای که روی ان اسم چیزی نقش شده باشد سپرارم دار
Have a seat, please!
خواهش میکنم روی صندلی بشینید!
Please take that bag.
خواهش میکنم آن کیف را برایم بیاورید.
Please take my suitcase.
خواهش میکنم چمدانم را برایم بیاورید.
I am leaving early in the morning.
من صبح زود اینجا را ترک میکنم.
I think there is a mistake in the bill.
من فکر میکنم اشتباهی در صورتحساب هست.
now nonsense now
خواهش میکنم چرند گفتن رابس کن
doubt
گمان دودلی
aims
گمان جهت
aimed
گمان جهت
aim
گمان جهت
reckoned
گمان کردن
reckon
گمان کردن
supposable
گمان کردن
doubted
گمان دودلی
doubting
گمان دودلی
doubts
گمان دودلی
suppose
گمان کردن
thinks
گمان کردن
supposes
گمان کردن
supposing
گمان کردن
reckons
گمان کردن
think
گمان کردن
suspects
گمان کردن
suspecting
گمان کردن
suspect
گمان کردن
estimation
حدس گمان
estimations
حدس گمان
conjecture
گمان بردن
wis
گمان کردن
belief
ایمان گمان
believe
گمان داشتن
suppositions
گمان پندار
supposition
گمان پندار
believed
گمان داشتن
believes
گمان داشتن
trusting
نیک گمان
i do not think so
گمان نمیکنم
dubitate
گمان چیزنامعلوم
dubitation
گمان شک داشتن
hotbed
بستر خاکی چمن که در اثر تخمیر ویابوسیله دیگری گرم شده باشد محل یا محیطی که دران رویش وپیشرفت سریع باشد
hotbeds
بستر خاکی چمن که در اثر تخمیر ویابوسیله دیگری گرم شده باشد محل یا محیطی که دران رویش وپیشرفت سریع باشد
I think we are out of the woods.
<idiom>
فکر میکنم، بدترین بخشش رو پشت سر گذاشتیم.
I'm putting you through now.
شما را الان وصل میکنم.
[در مکالمه تلفنی]
Ah, what the heck!
اه مهم نیست!
[اه با وجود این کار را میکنم!]
to believe wrong
اشتباه گمان کردن
surmising
گمان بردن حدس
surmised
گمان بردن حدس
to think ill of any one
نسبت به کسی بد گمان
surmise
گمان بردن حدس
i have a hunch that
سخت گمان دارم که
think well of
خوش گمان بودن به
surmises
گمان بردن حدس
imperfect competition
حالتی است که در بازار عرضه بیش از یک فروشنده وجود نداشته باشد ووی بتواند روی قیمت کالای خود کنترل داشته باشد
Please take this luggage.
خواهش میکنم این اسباب و اثاثیه را برایم بیاورید.
I premise that you did read this article.
من فرض میکنم که شما این مقاله را خوانده اید.
I assume that you did read this article.
من فرض میکنم که شما این مقاله را خوانده اید.
Please send me information on ...
خواهش میکنم اطلاعات را برایم در مورد ... ارسال کنید.
My name is "Oliver Pit" and live in Berlin.
اسم من الیور پیت هست و در برلین زندگی میکنم.
would you mind ringing
اگر زحمت نیست خواهش میکنم زنگ را بزنید
open hearted
راست باز خوش گمان
outguess
در حدس و گمان برتری داشتن بر
hunch player
شرطبند از روی حدس و گمان
I'm doing it on my own account, not for anyone else.
این را من فقط بابت خودم میکنم و نه برای کسی دیگر.
I'll take a leap of faith.
من آن را باور میکنم
[می پذیرم]
[چیزی نامشهود یا غیر قابل اثبات]
to think well of a person
درباره کسی خوش گمان بودن
bark up the wrong tree
<idiom>
[درمورد چیزی گمان اشتباه کردن]
open back
[نوعی فرش تخت باف که پود آن از پشت فرش کاملا مشخص باشد و بصورت حلقوی اطراف تار را در بر گرفته باشد.]
I'll call him tomorrow - no, on second thoughts, I'll try now.
من فردا با او
[مرد]
تماس خواهم گرفت - پس ازفکربیشتری، من همین حالا سعی میکنم.
laptop
کامپیوتر سبکی که قابل حمل باشد ولی نه آن قدر کوچک که به صورت جیبی باشد معمولا حاوی صفحه نمایش صفحه کلید و درایو دیسک است
lapheld
کامپیوتر سبکی که قابل حمل باشد ولی نه آن قدر کوچک که به صورت جیبی باشد معمولا حاوی صفحه نمایش صفحه کلید و درایو دیسک است
Santa Claus
شخص موهومی که کودکان گمان میبرند درشب عیدمیلادمسیح میاید
venriloquism
سخن گفتن بدانسان که گمان کنندصداازجای ....دهان بیرون میاید
wellŠsuppose it is so
خوب فرض کنیم چنین باشد فرضا چنین باشد
Zel-i Sultan vase
طرح گلدان ظل السلطان
[این طرح بصورت تکراری و قرینه شامل یک گلدان و دسته های گل می باشد و مربوط به زمان سلطنت قاجار می باشد.]
pale face
سفید پوست لقبی است که گمان می کنندسرخ پوستان امریکایی بمردم سفیدپوست
karachoph design
لچک ترنج کاراچف
[این طرح مربوط به همین شهر در جنوب تفلیس منطقه قفقاز می باشد که در آن ترنج بزرگ و هشت وجهی با چهار مربع در دو طرف آن می باشد و قدمت آن بیش از صد سال است.]
I work in a bank, or more precisely at Melli Bank.
من در بانک کار میکنم یا دقیقتر بگویم در بانک ملی.
request modify
درخواست تصحیح دارم درخواست تغییر میکنم
i am thankful to god
خدا را شکر میکنم خدا را شکرانه میگویم
charges
عهده وتعهد و الزامی که بر شخص باشد حقی که در مورد ملکی وجود داشته باشد خطابهای که رئیس محکمه پس از ختم دادرسی خطاب به هیات منصفه ایراد و ضمن خلاصه کردن شهادتهای داده شده مسائل قانونی لازم را برای ایشان تشریح میکند
charge
عهده وتعهد و الزامی که بر شخص باشد حقی که در مورد ملکی وجود داشته باشد خطابهای که رئیس محکمه پس از ختم دادرسی خطاب به هیات منصفه ایراد و ضمن خلاصه کردن شهادتهای داده شده مسائل قانونی لازم را برای ایشان تشریح میکند
rool crush
اثر تاخوردگی
[فرش هایی که درست عدل بندی نشده و یا مدت طولانی بصورت چهارلا در انبار باشد پس از مفروش شدن در زمین برآمدگی هایی در محل تا دارد که اگر به شکستگی منجر نشده باشد پس از مدتی اصلاح می شود.]
Now I'm starting to believe it.
دارم یواش یواش قبولش میکنم.
cobb doglas production function
ر کار بتوان کشش تولید نسبت به عامل سرمایه . اگرحاصلجمع کششهای فوق برابر 1 باشد تابع تولیدهمگن درجه 1 و مجموعه عوامل سرمایه و کار ثابت است و اگر بزرگتراز 1 باشدبازده کل صعودی و اگرکوچکتراز 1 باشد بازده کل نزولی است
shaggy ugs
فرش های با پرز بلند
[این گونه فرش علاوه بر داشتن پرز بلند در سطح فرش، دارای مقداری پرز در پشت فرش نیز می باشد و در مناطق سردسیر بافته می شود تا گرم بوده و عایق سرما در کف اتاق باشد.]
denial
تابع منط قی که نتیجه آن نادرست است وقتی همه ورودی ها درست باشد و درست است اگر ورودی نادرست باشد
denials
تابع منط قی که نتیجه آن نادرست است وقتی همه ورودی ها درست باشد و درست است اگر ورودی نادرست باشد
armistise
متارکه جنگ عبارت است از توقف عملیات جنگی با موافقت طرفین محاربه اتش بس ممکن است کامل یعنی شامل کلیه عملیات جنگی و در جمیع میدانهای نبرد باشد و نیز ممکن است محلی یعنی فقط مربوط به قسمت معینی از میدان جنگ وبه مدت محدود باشد
gini coefficient
شاخص نابرابری درامد که از منحنی لورنز بدست می ایددرصورتیکه توزیع درامدکاملا برابر باشد این ضریب مساوی صفر ودرصورتیکه توزیع درامد کاملا نابرابرباشد این ضریب مساوی 1است هرچه این ضریب کوچک باشد توزیع درامد عادلانه تراست
at the owner's risk
باشد
some one or other
هر کس باشد
custom's declaration
باشد
admissibly
باشد
Benedictines
باشد
any old thing
هر چه باشد
Benedictine
باشد
reflexively
باشد
admissibleness
باشد
incomplete flower
کم باشد
keep your peck up
دل داشته باشد
stet
بگذارید باشد
be it so
چنین باشد
let it be
بگذارید باشد
at most
خیلی باشد
quantum sufficit
چندان که بس باشد
hydroxide
داشته باشد
if he be
اگر او باشد
coute que coute
بهربهاکه باشد
if any
اگر باشد
beit so
چنین باشد
whencesoever
از هرجا که باشد
over crowding
بیشتر باشد
whoso
هر شخصی که باشد
whosoever
هر شخصی که باشد
let it remain as it is
بگذارید باشد
worksheet
ی داشته باشد
rain or shine
چه باران باشد چه آفتاب
shepherdess
شبان کلیسا که زن باشد
riparian
حریم رودخانه و ان چه که در ان باشد
by all means
بهر قیمت که باشد
meetly
چنانکه در خور باشد
if any
اگر داشته باشد
as the case may be
تاچه مورد باشد
inviolably
چنانکه سزاوارحرمت باشد
caryatid
ستونی که مجسمه زن باشد
shell back
دریانوردی که از خط استواگذشته باشد
i beam or i beam
تیری که به شکل ) باشد
at all events
بهر وسیله که باشد
at any price
بهر قسمت که باشد
he wished to be private
می خواست در خلوت باشد
if i find an opportunity
اگر مجالی باشد
pitfully
چنانکه سزاوارنکوهش باشد
perhaps so
شاید چنین باشد
HTTPD
تصدیق و جستجو باشد
flocculence
یا دسته پشم باشد
library edition
چاپی که درخودکتابخانه باشد
kentish fire
که نشانه نفاق ..باشد
he must have gone
باید رفته باشد
pterygium
گلبرگی که مانندبال باشد
out of range
که خارج از حد سیستم باشد
inoffensively
بی انکه زننده باشد
i girder
تیری که بشکل ) باشد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com