Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
spherical dome
گنبد دور تمام
Other Matches
vaults
گنبد
vault
گنبد
domes
گنبد
cupola
گنبد
dome
گنبد
cupolas
گنبد
thole
گنبد
calotte
گنبد
stupa
گنبد
burial vault
گنبد دفن
semidome
نیمه گنبد
conch
نیم گنبد
dome
گنبد سونار
domes
گنبد سونار
stupa
گنبد مقبره
the round of heaven
گنبد اسمان
the vault of heaven
گنبد اسمان
the vault of heaven
گنبد کبود
drum
ساقه گنبد
drummed
ساقه گنبد
astrodome
گنبد رصدخانه
tambour
گریو گنبد
half dome
نیم گنبد
vault
گنبد دفن
domed
گنبد دار
pendentive dome
گنبد اویخته
hood
گنبد دودکش
[شیمی]
dome
گنبد دودکش
[شیمی]
dome
گنبد زدن منزلگاه
Mosque design
طرح مسجد و گنبد
domes
گنبد زدن منزلگاه
radome
گنبد انتن رادار
louvers
گنبد روزنه دار
louvre
گنبد روزنه دار
louver
گنبد روزنه دار
calotte
[گنبد خانه ها در رم شبیه شب کلاه]
geodesic dome
گنبد متشکل ازسطوح هندسی
vaults
گنبد یاطاق درست کردن
vault
گنبد یاطاق درست کردن
beta software
نرم افزاری که هنوز تمام آزمایش ها رویش تمام نشده و ممکن است هنوز مشکل داشته باشد
terminated
تمام شدن تمام کردن
terminate
تمام شدن تمام کردن
terminates
تمام شدن تمام کردن
astrodome
گنبد شیشهای که خلبان میتواند از وراء ان اسمان رامشاهده کند
adobe type manager
استاندارد برای نوشتارهایی که اندازه شان قابل تغییر است که توسط System Apple و Windows Microsoft برای تقریبا تمام اندازه ها و قابل چاپ روی تمام چاپگرها ایجاد شده است
raster
سیستم اسکن کردن تمام صفحه نمایش CRT تمام صفحه , پیش نمایش CRT با یک اشعه تصویر با حرکت افقی روی آن و حرکت به پایین در انتهای هر خط
lap
یک دور کامل زمین اسبدوانی تمام کردن یک دور اسبدوانی رسیدن به اسب جلویی تمام کردن یک دور
lapped
یک دور کامل زمین اسبدوانی تمام کردن یک دور اسبدوانی رسیدن به اسب جلویی تمام کردن یک دور
beneficial occupancy
اشغال ساختمان نیمه تمام استفاده از ساختمان نیمه تمام
panorama
تمام نما اینه تمام نما
panoramas
تمام نما اینه تمام نما
full track
تمام شنی خودرو تمام شنی
tope
گنبد بودایی برج بودایی
crystal balls
گنبد انتن رادار انتن صفحه تصویر رادار
crystal ball
گنبد انتن رادار انتن صفحه تصویر رادار
prophet's green
رنگ سبز نبی
[این رنگ از ترکیب رنگ نیل یا همان رنگ آبی با رنگینه های زرد بدست آمده از گیاهان بوجود می آید و آنرا به رنگ اولین پرچم اسلام و یا گنبد حضرت خاتم الانبیا نسبت می دهند.]
incomplete
نا تمام
thorough
تمام
through
تمام
It's over.
تمام شد.
rounded
پر تمام
whole
تمام
thru
تمام
full-length
تمام قد
whole length
تمام قد
out-and-out
تمام
out and out
تمام
full length
تمام قد
lion's share
تمام
full-face
تمام رخ
fullest
تمام
yame
تمام
all night
در تمام شب
complete
تمام
full
تمام
it is all up
تمام شد
off
تمام
entire
تمام
completing
تمام
completes
تمام
full face
تمام رخ
completed
تمام
full
تمام قدرت
ammo zero
مهمات تمام
full
تمام تکمیل
depletable
تمام شدنی
fullest
تمام تکمیل
thoro
تمام وکمال
thoroughgoing
تمام وکمال
thorough going
تمام وکمال
go through with
<idiom>
تمام کردن
cosecant
قطرفل تمام
peter
تمام شدن
give out
<idiom>
تمام شده
main
مهم تمام
main
بزرگ تمام
A whole week
یک هفته تمام
sterling
تمام عیار
thoro
کامل تمام
yearlong
یکسال تمام
the game is up
بازی تمام شد
dyed-in-the-wool
تمام و کمال
the full of the moon
ماه تمام
the whole world
تمام دنیا
yean round
در تمام سال
consumptible
تمام شدنی
consummative
تمام کننده
through
تمام شده
thru
تمام شده
rounded
تمام شده
fullest
تمام قدرت
inchoate
نیمه تمام
dyed-in-the-wool
به تمام معنی
get (something) over with
<idiom>
تمام کردن
dyed-in-the-wool
تمام عیار
fulfils
تمام کردن
all risks
تمام خطرات
par excellence
به تمام معنی
all out
باشدت تمام
all d.
در تمام روز
full-time
تمام وقت
defunct
تمام شده
to fill out
تمام کردن
lie in
تمام شدن
all this
تمام اینها
lie-in
تمام شدن
fulfills
تمام کردن
fulfilling
تمام کردن
fulfilled
تمام کردن
fulfil
تمام کردن
to finish off
تمام کردن
wrap up
تمام شدن
an a fact
تمام شده
full-page
تمام صفحه
integrating
تمام کردن
integrates
تمام کردن
integrate
تمام کردن
due
تمام شده
whole hog
تمام راه
unfinished
تمام نشده
all day long
<idiom>
تمام روز
to blow over
تمام شدن
exhaustible
تمام شدنی
use up
تمام کردن
three whole years
سه سال تمام
to draw to an end
تمام شدن
to eat up
تمام کردن
attains
تمام کردن
attaining
تمام کردن
to run away with
تمام کردن
to see out
تمام کردن
attained
تمام کردن
to see through
تمام کردن
attain
تمام کردن
spring-clean
تمام وکمالتمیزکردن
by all means
با تمام وسائل
cosines
جیب تمام
full-blown
تمام کامل
full-blown
تمام شگفته
fully automatic machine
تمام اتومات
get through
تمام کردن
give out
تمام شدن
hade
شیب تمام
he is fifty
تمام دارد
holohedral
تمام وجه
fully automatic
تمام اتوماتیک
cosine
جیب تمام
completive
تمام کننده
exhausted
تمام شده
full tracked
تمام شنی
full tracked
تمام زنجیر
full view
نمای تمام رخ
full wave
تمام موج
fullmouthed
تمام دندان
body and soul
<idiom>
با تمام وجود
fullword
تمام کلمه
holohedron
تمام وجهی
holosymmetric
تمام وجه
round d.
دوجین تمام
best of both worlds
<idiom>
تمام مزایا
pukka
تمام عیار
over with
تمام شده
pucka
تمام عیار
unfailing
تمام نشدنی
wholly
تمام وکمال
processor
تمام کننده
payment in full
پرداخت تمام
mast high
تمام افراشته
rounds complete
تیر تمام شد
run out of
تمام کردن
full word
تمام کلمه
in full
تمام وکمال
in full fig
درلباس تمام
short measure full measure
پیمانه تمام
all-
: همه تمام
all
: همه تمام
forth
تمام کردن
finishing
تمام کاری
finished
تمام شده
integral
کامل تمام
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com