English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 135 (7 milliseconds)
English Persian
gross tonnage گنجایش حجمی
Other Matches
voluminal حجمی
bulk density چگالی حجمی
cubical expansion انبساط حجمی
constancy of volum ثبات حجمی
body force نیروی حجمی
densities جرم حجمی
density جرم حجمی
solid مکعب حجمی
solids مکعب حجمی
weight by volume وزن حجمی
volumetric weight وزن حجمی
displacement pump تلمبه حجمی
bale cubic capacity تناژ حجمی
shrinkage افت حجمی
volumetric receptor گیرنده حجمی
volumetric measure اندازه حجمی
volumetric efficiency بازده حجمی
volumetric analysis سنجش حجمی
bulkweight وزن حجمی
volumetric analysis تجزیه حجمی
volume percent درصد حجمی
volume fraction کسر حجمی
volume charge بار حجمی
bulk deformation تغییر شکل حجمی
bulk modulus of elasticity ضریب کشسانی حجمی
density of volume charge چگالی بار حجمی
densities جرم حجمی چگالی
combining volumes principle اصل ترکیب حجمی
density جرم حجمی چگالی
bulk strain تغییر شکل نسبی حجمی
discharges گذر حجمی در واحگ زمان
available payload فرفیت وزنی یا حجمی وسیله
discharge گذر حجمی در واحگ زمان
pack ذخیره حجمی از داده به صورت کاهشی
packs ذخیره حجمی از داده به صورت کاهشی
bay حجمی که برای دربرگرفتن چیز بخصوصی در هرهواپیما منظور میگردد
bayed حجمی که برای دربرگرفتن چیز بخصوصی در هرهواپیما منظور میگردد
baying حجمی که برای دربرگرفتن چیز بخصوصی در هرهواپیما منظور میگردد
bays حجمی که برای دربرگرفتن چیز بخصوصی در هرهواپیما منظور میگردد
multicellular مادهای با جرم حجمی کم باسلولهایی مملو از هوا یاگازهای دیگر
eudiometer اسبابی که جهت اندازه گیری حجمی و تجزیه گازها بکارمیرود
multivolume file نوارمغناطیسی یا فلاپی دیسک جهت نگهداری ان میباشد پرونده چند حجمی
aptitude گنجایش
content گنجایش
capacities گنجایش
aptitudes گنجایش
burden گنجایش
burdens گنجایش
capaciousness گنجایش
contenting گنجایش
volume capacity گنجایش
capacity گنجایش
inclusion گنجایش
register capacity گنجایش ثبات
fan in گنجایش ورودی
saturation capacity گنجایش اشباع
energy content گنجایش انرژی
effective capacity گنجایش مفید
dead weight tonnage گنجایش باری
storage capacity گنجایش انباره
vital capacity گنجایش حیاتی
total reservoir storage گنجایش کل مخزن
fan out گنجایش خروجی
possible capacity گنجایش ممکن
net register tonnage گنجایش خالص
practical capacity گنجایش عملی
memory capacity گنجایش حافظه
incapacious بی گنجایش ناقص
filed capacity گنجایش میدانه
pulmometry سنجش گنجایش شش
field capacity گنجایش زراعی
cranial capacity گنجایش جمجمه
bulk storage انباره پر گنجایش
basic capacity گنجایش پایه
active capacity گنجایش مفید
active storage گنجایش مفید
effective storage گنجایش مفید
at the top of one's bent تا سرحد گنجایش
bearing capacity گنجایش تحمل
basic capacity گنجایش مبنا
capacity توانایی گنجایش
dead storage گنجایش مرده
capacities گنجایش استعداد
caliber گنجایش استعداد
capacities توانایی گنجایش
producing گنجایش تولید
capacity گنجایش استعداد
module حوزه گنجایش
code capacity گنجایش رمزرسانی
channel capacity گنجایش کانال
channel capacit گنجایش مجرا
modules حوزه گنجایش
pulmometer الت سنجش گنجایش شش
useable reservoir storage گنجایش مفید مخزن
tankage گنجایش تانک یا مخزن
truckload به گنجایش یک ماشین باری
available storage capacity گنجایش مفید مخزن
truckloads به گنجایش یک ماشین باری
tonnage گنجایش کشتی برحسب تن
expanded , capacity زیاد کردن گنجایش
farad واحد گنجایش برق
capacious گنجایش دار گشاد
block coefficient ضریب گنجایش ناو
to gauge a person گنجایش یا اخلاق کسیراسنجیدن یا ازمودن
pneumatoneter الت سنجش گنجایش تنفس ریه
fluid ounces واحد گنجایش مایعات معادل 61/1 پینت
fluid ounce واحد گنجایش مایعات معادل 61/1 پینت
unformatted گنجایش دیسک مغناطیسی پیش از فرمت
load برای انتقال برنامه به حافظه با گنجایش بالا
loads برای انتقال برنامه به حافظه با گنجایش بالا
gauger کسیکه گنجایش چلیک وغیره رامعین میکند
retrieval مکان دهی به حجمی از داده ذخیره شده درپایگاه داده ها وتولیداطلاعات ازداده
Shannon's Law قانونی که بیشترین گنجایش محل اطلاعات را برای خط ارتباطی بیان کند
gallonage فرفیت چیزی بر حسب گالن تعداد گالنی که فرفی گنجایش دارد
micro اندازه کوچک و کامل بر پایه قطعه ریز پردازنده و گنجایش حافظه محدود
micros اندازه کوچک و کامل بر پایه قطعه ریز پردازنده و گنجایش حافظه محدود
microcomputer اندازه کوچک و کامل بر پایه قطعه ریز پردازنده و گنجایش حافظه محدود
metagnosticism عقیده باینکه اثبات هستی خدااز گنجایش علم بشر بیرون است
VHD نوعی دیسک ویدیویی با گنجایش بالا که میتواند حجم زیادی داده را ذخیره کند
batch 1-گروهی از متن ها که در یک زمان پردازش می شوند 2-گروهی از کارها یا حجمی از داده ها که به عنوان واحدیکتا پردازش میشوند
batches 1-گروهی از متن ها که در یک زمان پردازش می شوند 2-گروهی از کارها یا حجمی از داده ها که به عنوان واحدیکتا پردازش میشوند
conventional memory در سیستم سازگار -IBM PC ناحیه حافظه با دستیابی تصادفی نصب شده روی PC با گنجایش چند کیلو بایت
conventional RAM در سیستم سازگار -IBM PC ناحیه حافظه با دستیابی تصادفی نصب شده روی PC با گنجایش چند کیلو بایت
wavelength division multiplexing روش افزایش گنجایش داده روی فیبرنوری بوسیله ارسال چندین سیگنال نوری با طول موج مختلف در یک فیبر
capacity حجمی که قابل تولید است یا حجم کاری که قابل انجام است
capacities حجمی که قابل تولید است یا حجم کاری که قابل انجام است
second مجوز دادن به تولیدکننده برای تولید یک قطعه الکترونیکی وقتی که گنجایش تولید درحد نیاز نیست
seconded مجوز دادن به تولیدکننده برای تولید یک قطعه الکترونیکی وقتی که گنجایش تولید درحد نیاز نیست
seconds مجوز دادن به تولیدکننده برای تولید یک قطعه الکترونیکی وقتی که گنجایش تولید درحد نیاز نیست
seconding مجوز دادن به تولیدکننده برای تولید یک قطعه الکترونیکی وقتی که گنجایش تولید درحد نیاز نیست
pondage گنجایش حوض یا استخر انباشتن اب در حوض یااستخر
pack board وسیله سیم کشی با گنجایش دو قرقره سیم
redundant سیستم دیسک درایو سریع تا گنجایش بالا که از چندین درایو استفاده میکند که هر یک یک بایت از کلمه داده را ذخیره می کنند
peripheral باس سریع طراحی شده توسط Intel که تا چند مگاهرتز گنجایش دارد و در کامپیوترهای شخصی بر پایه Pentum برای آداپتورهای شبکه یا گرافیکی استفاده میشود
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com