Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 91 (6 milliseconds)
English
Persian
septic
گندیده الوده
Other Matches
putrescent
گندیده
fetid
گندیده
putrescible
گندیده
addle
گندیده فاسد
scavenger
گندیده خوار
scavengers
گندیده خوار
carrion
لاشه گندیده
carrion
گوشت گندیده
putridly
بطور گندیده یا فاسد
putrid flesh
گوشت گندیده یا بو گرفته
statgnate
از جنبش ایستادن گندیده شده
A rotten apple in jures its companions.
<proverb>
یک سیب گندیده هم جواران خود را لکه دار مى کند.
saprogenic
مولد یامحصول مواد گندیده ایجاد شده در اثر گندیدن
in for
الوده
contaminate
الوده
contaminated
الوده
miry
الوده
contaminates
الوده
unclean
الوده
contaminating
الوده
spotty
الوده
bedraggled
الوده
smeary
الوده
sullied
الوده شدن
contamination
الوده کردن
sullies
الوده شدن
bitten with
الوده دچار
sullying
الوده شدن
contaminants
جسم الوده
envenom
الوده کردن
contaminant
جسم الوده
pollutants
الوده کننده
polluters
الوده کننده
polluter
الوده کننده
smutch
الوده کردن
imbrue
الوده کردن
contaminative
الوده کننده
pollutant
الوده کننده
infect
الوده کردن
red-handed
بخون الوده
muck
الوده کردن
soilure
الوده سازی
smutchy
الوده وکثیف
defile
الوده کردن
defiled
الوده کردن
unchaste
الوده دامن
slimy
لجن الوده
defiling
الوده کردن
infecting
الوده کردن
infects
الوده کردن
contaminate
الوده کردن
contaminated
الوده کردن
sludgy
لجن الوده
contaminates
الوده کردن
sully
الوده شدن
contaminating
الوده کردن
defiles
الوده کردن
to imbrue with blood
الوده بخون کردن
to imbrue in blood
الوده بخون کردن
erythroid
الوده یامایل بخونریزی
red handed
دست بخون الوده
contaminating
الوده یا کثیف کردن
contaminate
الوده یا کثیف کردن
contaminated
الوده یا کثیف کردن
flyblown
الوده بتخم حشرات
contaminates
الوده یا کثیف کردن
smuttier
با سیاهک الوده شده
smuttiest
با سیاهک الوده شده
smutty
با سیاهک الوده شده
contaminant
ملوث الوده کننده
bacterize
بامیکرب الوده شدن
contaminants
ملوث الوده کننده
fly blow
الوده به تخم مگس کردن
tainting
رنگ کردن الوده شدن
taints
رنگ کردن الوده شدن
taint
رنگ کردن الوده شدن
smoggy
پوشیده از مه غلیظ الوده با دود
smog
هوای الوده به دود وبخار
trichinize
با کرم گوشت خوک الوده شدن
wallow course
خندق مخصوص ضدعفونی خودروهایی که به مواد ش م ر الوده شده اند
hot spot
نقاط خطرناک یا خیلی خطرناک در منطقه الوده به مواد رادیواکتیو اتمی
hot spots
نقاط خطرناک یا خیلی خطرناک در منطقه الوده به مواد رادیواکتیو اتمی
flybelt
منطقه الوده به حشره تسه تسه
mess
:شلوغ کاری کردن الوده کردن
messes
:شلوغ کاری کردن الوده کردن
befoul
کثیف کردن الوده کردن
quarantining
در موارد ذیل درCL مورد استفاده است زن بیوه پنجاه روز از مرگ شوهر فرصت دارد که بادریافت جهیزیه و حق الارث خود از منزل خارج شود مدت قرنطینه کشتیهایی که ازکشورهای الوده به بیماریهای واگیر می ایندپنجاه perch از زمین
quarantines
در موارد ذیل درCL مورد استفاده است زن بیوه پنجاه روز از مرگ شوهر فرصت دارد که بادریافت جهیزیه و حق الارث خود از منزل خارج شود مدت قرنطینه کشتیهایی که ازکشورهای الوده به بیماریهای واگیر می ایندپنجاه perch از زمین
quarantined
در موارد ذیل درCL مورد استفاده است زن بیوه پنجاه روز از مرگ شوهر فرصت دارد که بادریافت جهیزیه و حق الارث خود از منزل خارج شود مدت قرنطینه کشتیهایی که ازکشورهای الوده به بیماریهای واگیر می ایندپنجاه perch از زمین
quarantine
در موارد ذیل درCL مورد استفاده است زن بیوه پنجاه روز از مرگ شوهر فرصت دارد که بادریافت جهیزیه و حق الارث خود از منزل خارج شود مدت قرنطینه کشتیهایی که ازکشورهای الوده به بیماریهای واگیر می ایندپنجاه perch از زمین
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com