Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
crater in positive carbon
گودی کربن مثبت
Other Matches
decarburizing
گرم کردن اهن یا فولاد کربن تا دمای کافی برای سوختن یا اکسید شدن کربن
positive
قطب مثبت باطری الکتریسیته مثبت اری یا تصدیق می کنم
positive externalities
صرفه جوئیهای خارجی عوارض خارجی مثبت پی امدهای خارجی مثبت
dimple
گودی
delving
گودی
delves
گودی
delved
گودی
dint
گودی
depths
گودی
depth of foundation
گودی پی
deepness
گودی
dimples
گودی
recess
گودی
recesses
گودی
depth
گودی
dents
گودی
denting
گودی
dented
گودی
dent
گودی
venter
گودی
profoundity
گودی
hollowness
گودی
profoundness
گودی
road hole
گودی
lacuna
گودی
laigh
گودی
delve
گودی
howe
گودی
bezel
گودی
depression
گودی
depressions
گودی
depth
قعر گودی
grooves
گودی جدول
groove
گودی جدول
depths
قعر گودی
bowl of a spoon
گودی قاشق
valleys
گودی شیار
dimply
گودی دار
hollow
گودی حفره
depth measurement
سنجش گودی
vallecula
شیار خط گودی
dint
تو رفتگی گودی
hollows
گودی حفره
valley
گودی شیار
d.j.'s locker
گودی دریایی
radiocarbon
کربن 41
carbon
کربن
invar
کربن
to fill up an excavation
گودی ای راباخاک پرکردن
incavation
گودی جای پوک
ruts
گودی جای چرخ
pothole
گودی یا دست انداز
rut
گودی جای چرخ
potholes
گودی یا دست انداز
how deep is that well?
گودی ان چقدر است
carbon cycle
سیکل کربن
carbinol carbon
کربن کربینول
carbonize
کربن سازی
primary carbon
کربن 1 درجه
active carbon
کربن فعال
carbonaceous
کربن دار
acetylenic carbon
کربن استیلنی
carbon holder
پایه کربن
carbon fixed
کربن ثابت
carbon deposite
لایه کربن
carbon free
کربن ازاد
asymmetric carbon
کربن بی تقارن
carburization
ترکیب با کربن
carbon monoxide
منواکسید کربن
radiocarbon
کربن پرتوزا
carbon dioxide
دی اکسید کربن
decarburize
کربن گرفتن
decarburization
کربن گیری
tertiary carbon
کربن 3 درجه
secondary carbon
کربن 2 درجه
recarburizer
کربن دهنده
anomeric carbon
کربن انومری
cabonic
حاصل از کربن
iron carbon alloy
الیاژ اهن و کربن
cored carbon
کربن هسته دار
plain carbon steel
فولاد کربن غیرالیاژی
hydro carbon
ترکیب هیدروژن و کربن
carbon arc welding
جوشکاری با جرقه کربن
high carbon steel
فولادی با میزان کربن 5/0%تا 50/1%
carbonate
بصورت کربن دراوردن
carboning a lamp
کربن گذاری لامپ
carbureted steel
پولاد کربن دار
high carbon steel
فولاد با کربن زیاد
tertiary carbon
کربن نوع سوم
activated charcoal
کربن فعال شده
CFC
مخفف کلروفلورو کربن
activated carbon
کربن فعال شده
ultra high carbon steels
فولادهای فرا- پر- کربن
surface decarburization
کربن گیری سطحی
arc lamp carbon
کربن لامپ قوسی
secondary carbon
کربن نوع دوم
recarburize
کربن گیری مجدد
primary carbon
کربن نوع اول
CFCs
مخفف کلروفلورو کربن
iron carbon diagram
نمودار اهن- کربن
How deep is the swimming pool ?
گودی این استخر چقدر است ؟
carbide
ترکیبی از کربن و چند عنصرفلزی
ingot iron o.steel
فولاد کربن گیری شده
ethylene
هیدرو کربن اشباع نشده
hypercapnia
افزایش کربن اکسید در خون
carbon arcwelding
جوش قوسی بوسیله کربن
carbon arc lead burning
جوش سرب با جرقه کربن
carbohydrates
ترکیبات خنثی کربن واکسیژن وهیدرژن
carbohydrate
ترکیبات خنثی کربن واکسیژن وهیدرژن
gutta percha
هیدرو کربن صمغ گیاهی درختان مختلف
dry ice
یخی که از جامدکردن اکسید دو کربن بدست میاید
declaratory
مثبت
poss
مثبت
affirmative
مثبت
assertive
مثبت
justificatory
مثبت
affirmatory
مثبت
positive
مثبت
radius dimpling
ایجاد گودی در سطح ورقههای فلز توسط ابزارمخروطی شکل ویژهای
anthracite
زغال سنگ نسبتا خالص که حاوی تاحدود 59% کربن میباشد
to trap something
[e.g. carbon dioxide]
چیزی را گرفتن
[جمع کردن]
[برای مثال دی اکسید کربن ]
positive charge
بار مثبت
positive column
ستون مثبت
positive potential
پتانسیل مثبت
positive electricity
الکتریسیته مثبت
positive electricity
برق مثبت
positive conductor
سیم مثبت
positive economics
اقتصاد مثبت
positive electrode
الکترد مثبت
positive wire
سیم مثبت
positive correlation
همبستگی مثبت
positive lead
سیم مثبت
positive element
سازه مثبت
positive pole
قطب مثبت
positive transfer
انتقال مثبت
positively skewed
چوله مثبت
positive transmission
پخش مثبت
positive relation
رابطه مثبت
positive transference
انتقال مثبت
positive side
بخش مثبت
positive sign
علامت مثبت
positive skewness
چولگی مثبت
positive plate
صفحه مثبت
positivity
مثبت بودن
posivite ray
پرتو مثبت
positive feedback
بازخورد مثبت
positive feedback
واخوراند مثبت
positive film
فیلم مثبت
zincoid
قطب مثبت
positive reinforcement
تقویت مثبت
positive glow
شعله مثبت
positive logic
منطق مثبت
positive modulation
پخش مثبت
positive modulation
تحمیل مثبت
positive slope
شیب مثبت
positive brush
زغال مثبت
positive balance
مانده مثبت
anodes
قطب مثبت
cation
یون مثبت
assertion
افهار مثبت
an a answer
پاسخ مثبت
hot wire
سیم مثبت
plus
افزودن به مثبت
hot-wire
سیم مثبت
hot-wired
سیم مثبت
hot-wires
سیم مثبت
hot-wiring
سیم مثبت
yea
رای مثبت
affirmatively
بطور مثبت
active balance
موازنه مثبت
aye
رای مثبت
positivism
مثبت گرایی
positive acceleration
شتاب مثبت
nonposetive
غیر مثبت
affirmative
اظهار مثبت
affirmative
عبارت مثبت
pro
جنبه مثبت
active balance
مانده مثبت
if so
در صورت مثبت
pro-
جنبه مثبت
anode
قطب مثبت
anodes
الکترود مثبت
anode
الکترود مثبت
false positive
مثبت کاذب
positron
ذره کوچک مثبت
look at the world through rose-colored glasses
<idiom>
خیلی مثبت بودن
yea
بلکه رای مثبت
to answer in the a
پاسخ مثبت دادن
take down
<idiom>
مثبت وضبط صحبتها
anodes
قطب مثبت باطری
anode
قطب مثبت باطری
positive cotton effect
پدیده مثبت کاتن
yea-sayer
گوینده
[رای]
مثبت
positive integer
عدد صحیح مثبت
factorial
حاصلضرب اعدادصحیح مثبت
positive feeder
سیم تغذیه مثبت
positively
محققا" بطور مثبت
cardinals
عدد صحیح مثبت
cardinal
عدد صحیح مثبت
positive definite matrix
ماتریس همیشه مثبت
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com