English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 166 (8 milliseconds)
English Persian
depression گود شدگی فرودافت
depressions گود شدگی فرودافت
Other Matches
gelation بسته شدگی سفت شدگی
imminution کم شدگی باریک شدگی
necks نخ شدگی
depression کم شدگی
bottling نخ شدگی
geniculation خم شدگی
depressions کم شدگی
neck نخ شدگی
dostortion کج شدگی
the mast has raked کج شدگی
erections شق شدگی
erection شق شدگی
embeddeness حک شدگی
expurgation پاک شدگی
eviration هذیان زن شدگی
erasure پاک شدگی
gasification تبخیر شدگی
flocculence قلنبه شدگی
flagginess ول شدگی اویختگی
fixedness تثبیت شدگی
expunction پاک شدگی
distotion factor ضریب کج شدگی
dilution رقیق شدگی
hardening سفت شدگی
acetification ترش شدگی
bronchocele بزرگ شدگی
carburization پودر شدگی
coagulation دلمه شدگی
comminution خرد شدگی
concretion سفت شدگی
crookedness انحناء و کج شدگی
detruncation کوتاه شدگی
translocation جابجا شدگی
desuetude موقوف شدگی
diminution کم شدگی تحقیر
shortening کوتاه شدگی
homogenization هم جنس شدگی
recvrvature دولا شدگی
scleriasis سفت شدگی
pairing جفت شدگی
strobilation باریک شدگی
tight coupling جفت شدگی
turn over واژگون شدگی
encrustation دلمه شدگی
encrustations دلمه شدگی
purler پرت شدگی از سر
pulverization خرد شدگی
incalescence گرم شدگی
intensification افزون شدگی
invagination غلاف شدگی
paralysation فلج شدگی
lateral yield له شدگی جانبی
liquescence مایع شدگی
necking باریک شدگی
nigrescence سیاه شدگی
occlusion بسته شدگی
occlusion جفت شدگی
petrifaction سنگ شدگی
puchery جمع شدگی
pucker جمع شدگی
leakages فاش شدگی
contraction جمع شدگی
contractions جمع شدگی
coupling جفت شدگی
acceptability قبول شدگی
scarlet سرخ شدگی
dispersion پخش شدگی
choking اب بند شدگی
removal جدا شدگی
fading محو شدگی
hybridization هیبرید شدگی
puckered جمع شدگی
puckering جمع شدگی
leakage فاش شدگی
expulsions بیرون شدگی
sclerosis سخت شدگی
narrowing تنگ شدگی
conglomeration گلوه شدگی
conglomerations گلوه شدگی
offset دوخم شدگی
offsetting دوخم شدگی
diffusion پخش شدگی
polarization قطبی شدگی
sprain رگ برگ شدگی
sprained رگ برگ شدگی
spraining رگ برگ شدگی
sprains رگ برگ شدگی
depression گود شدگی
depressions گود شدگی
expulsion بیرون شدگی
puckers جمع شدگی
locking قفل شدگی
elongation دراز شدگی
blot پاک شدگی
blots پاک شدگی
congestion جمع شدگی
blotted پاک شدگی
blotting پاک شدگی
petrification سنگ شدگی
damnation لعنت شدگی
gelidity بسته شدگی
smelting ذوب شدگی
shrinkage چروک شدگی
breaking پاره گی قطع شدگی
shrinkage وابست جمع شدگی
constriction فشار تنگ شدگی
supersession جانشینی لغو شدگی
sclerosis سفت شدگی بافتها
shrinkage stress خستگی جمع شدگی
shrinkage coefficient ضریب جمع شدگی
encephalomalacia نرم شدگی مغز
scloroderma سفت شدگی پوست
scleroma سفت شدگی بافتها
shrink انقباض چوروک شدگی
varicosity گشاد شدگی سیاهرگ
erethism تحریک شدگی زیاد
condensation جمع شدگی تکاثف
accru اجتماع فراهم شدگی
shrinks انقباض چوروک شدگی
yielding تسلیم شدگی فلز
shrinking انقباض چوروک شدگی
erasure حک جای پاک شدگی
degree of shrinkage ضریب جمع شدگی
edge triggered با رها شدگی لبهای
maladies فاسد شدگی بیماری
hyperostosis کلفت شدگی استخوان
malposition جابجا شدگی جنین
malady فاسد شدگی بیماری
diffraction broadening پهن شدگی پراشی
hepatization سفت شدگی بافته
constrictions فشار تنگ شدگی
delusion of control هذیان کنترل شدگی
gerontomorphosis پیر شدگی نژاد
disseisin محروم شدگی ازتصرف
digression پرت شدگی ازموضوع
fixation خیره شدگی تعلق خاطر
depigmentation بیرنگ شدگی رنگ رفتگی
domesticity زندگانی خانگی رام شدگی
enlarged tonsils بزرگ شدگی لوزه ها [پزشکی]
dipole dipole coupling جفت شدگی دو قطبی- دوقطبی
scrappiness اوراق شدگی ستیزه جویی
dc coupling جفت شدگی جریان مستقیم
fixations خیره شدگی تعلق خاطر
strobilization تشکیل رشته باریک شدگی
shrinkage prevention وسیله جلوگیری از جمع شدگی
coupling جفت شدگی اتصال درگیری
scoliosis کج شدگی تیره پشت ازپهلو
incarcerated hernia جمع شدگی کیسه فتق
hydrargyia or rism مسموم شدگی از جیوه ناخوشی سیمابی
individuation تک شدگی تشخیص فرد در جمع شخصیت
senile keratosis کلفت شدگی پوست درنتیجه پیری
budding تولید مثل غیرجنسی از طریق ایجاد قلمبه شدگی در بخشی از بدن جاندار
self insurance بیمه شدگی توسط خویشتن بیمه شدن پیش خود
lobation قطعه قطعه شدگی مقطع زائده اویخته
couplement عمل امتزاج و جفت کردن جفت شدگی
acceptance test آزمایش کوچک شدگی آزمایش برداشت
hyprostosis رویش غیر طبیعی استخوان کلفت شدگی استخوان برامدگی استخوان
slough پوست دله زخم پوسته پوسته شدگی پوست انداختن
shoulders [اصطلاحا جمع شدگی یا کیس شدن فرش در یک قسمت از آن می باشد که یا در اثر ترافیک و یا قرار دادن نامناسب مبلمان بوجود می آید. در صورتی که برآمدگی فرش برطرف نشود به الیاف آسیب زیادی می رسد و پاره می شود.]
wrick برگ برگ شدگی
delamination لایه لایه شدگی
cleavages ورقه ورقه شدگی
cleavage ورقه ورقه شدگی
arborization شاخه شاخه شدگی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com