Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 302 (14 milliseconds)
English
Persian
lamb
گوشت بره
lambs
گوشت بره
Search result with all words
shin
گوشت قلم پا
shins
گوشت قلم پا
stringer
چنگک گوشت
stringers
چنگک گوشت
slice
تیغه گوشت بری قاش کردن
slices
تیغه گوشت بری قاش کردن
pap
تفاله گوشت یاسیب
burger
تکهای گوشت سرخ کرده یاکباب کرده که برای تهیه ساندویچ بکارمیرود
burgers
تکهای گوشت سرخ کرده یاکباب کرده که برای تهیه ساندویچ بکارمیرود
broth
غذای مایعی مرکب از گوشت یاماهی وحبوبات وسبزیهای پخته
goose
گوشت غاز
rasher
ورقه نازک گوشت سرخ کردنی
rashers
ورقه نازک گوشت سرخ کردنی
bullied
گردن کلفت گوشت
bullies
گردن کلفت گوشت
bully
گردن کلفت گوشت
bullying
گردن کلفت گوشت
gill
نهر کوچک گوشت ماهی
lob
گوشت یا پوست اویخته
lob
گوشت الو ادم خپله وسنگین
lobbed
گوشت یا پوست اویخته
lobbed
گوشت الو ادم خپله وسنگین
lobbing
گوشت یا پوست اویخته
lobbing
گوشت الو ادم خپله وسنگین
lobs
گوشت یا پوست اویخته
lobs
گوشت الو ادم خپله وسنگین
lard
گوشت خوک چربی زدن
mince pie
کلوچه گوشت دار
mince pie
نوعی دسرغذا که بجای میوه دران گوشت قرار دارد
mince pies
کلوچه گوشت دار
mince pies
نوعی دسرغذا که بجای میوه دران گوشت قرار دارد
pork pie
کلوچهای که دارای قیمه گوشت خوک باشد
pork pies
کلوچهای که دارای قیمه گوشت خوک باشد
pot shot
تیری که یگانه منظورازانداحتن ان تهیه گوشت شکاربرای خوراک باشد
pot-shot
تیری که یگانه منظورازانداحتن ان تهیه گوشت شکاربرای خوراک باشد
pot-shots
تیری که یگانه منظورازانداحتن ان تهیه گوشت شکاربرای خوراک باشد
growth
گوشت زیادی تومور
growths
گوشت زیادی تومور
canneries
کارخانهای که گوشت ومیوه وغیره رادرقوطی کنسرو میکند
cannery
کارخانهای که گوشت ومیوه وغیره رادرقوطی کنسرو میکند
flesh and blood
گوشت
flesh-and-blood
گوشت
mutton
گوشت گوسفند
red meat
گوشت گاووگوسفند
hare
خرگوش صحرایی گوشت خرگوش
hares
خرگوش صحرایی گوشت خرگوش
mincemeat
گوشت قیمه شده
venison
گوشت گوزن
venison
گوشت اهو شکارگوزن واهو
frankfurter
کالباس یاروده پرکرده از گوشت گاو سوسیس
frankfurters
کالباس یاروده پرکرده از گوشت گاو سوسیس
rissole
کوفته گوشت یا ماهی که باخمیرنان سرخ کنند
rissoles
کوفته گوشت یا ماهی که باخمیرنان سرخ کنند
hamburg
ساندویچ گوشت گاو سرخ کرده
hamburger
ساندویچ گوشت گاو سرخ کرده
hamburgers
ساندویچ گوشت گاو سرخ کرده
hash
گوشت وسبزههای پخته که باهم بیامیزند امیزش
sirloin
گوشت راسته
sirloin
گوشت کمرگوسفند یا خوک
sirloins
گوشت راسته
sirloins
گوشت کمرگوسفند یا خوک
bacon
گوشت نمک زدهء پهلو و پشت خوک
pork
گوشت خوک
pot roast
گوشت اب پزشده
pot roast
گوشت سرخ شده در دیگ
pot roasts
گوشت اب پزشده
pot roasts
گوشت سرخ شده در دیگ
dainty
گوشت یا خوراک لذیذ
gravy
شیره گوشت
totem
روح محافظ شخص درخت یا جانوری که سرخ پوستان حفظ وحامی روحانی خود دانسته واز تجاوز بدان یاخوردن گوشت ان خودداری می کردند
totems
روح محافظ شخص درخت یا جانوری که سرخ پوستان حفظ وحامی روحانی خود دانسته واز تجاوز بدان یاخوردن گوشت ان خودداری می کردند
beefsteak
گوشت ران گاو
pastrami
گوشت ادویه زده ودودی شده شانه گاو
pie
کلوچه گوشت پیچ
pies
کلوچه گوشت پیچ
clam
حلزون دوکپهای یا صدف خوراکی از جنس pecten گوشت صدف
clams
حلزون دوکپهای یا صدف خوراکی از جنس pecten گوشت صدف
beef
گوشت گاو
beefed up
گوشت گاو
fricassee
راگوی گوشت پرنده
fricassees
راگوی گوشت پرنده
flesh
گوشت
fritter
خاگینه گوشت دار پاره
fritters
خاگینه گوشت دار پاره
grill
گوشت کباب کن
grilling
گوشت کباب کن
grills
گوشت کباب کن
fries
گوشت سرخ کرده
fry
گوشت سرخ کرده
frying
گوشت سرخ کرده
ham
گوشت ران
rosette
گوشت قسمت پشت بازوی گاو طوقی
rosettes
گوشت قسمت پشت بازوی گاو طوقی
tenderised
ترد کردن خواباندن گوشت
tenderises
ترد کردن خواباندن گوشت
tenderising
ترد کردن خواباندن گوشت
tenderize
ترد کردن خواباندن گوشت
tenderized
ترد کردن خواباندن گوشت
tenderizes
ترد کردن خواباندن گوشت
tenderizing
ترد کردن خواباندن گوشت
Other Matches
salami
گوشت خوک ویا گوشت گاو خشک شده
pomace
گوشت سیب گوشت میوه
club steak
قسمتی از گوشت ران گاو گوشت گاو بریان شده
viand
گوشت
granulation tissue
گوشت نو
pulpless
بی گوشت
brawn
گوشت
basting
گوشت
meats
گوشت
meat
گوشت
preserved meat
گوشت
proud flesh
گوشت نو
beefy
گوشت الو
emaciated
گوشت رفته
outgrowth
گوشت زیادی
incarnant
گوشت نو اور
haslet
گوشت کبابی
green meat
گوشت کهنه
mangler
گوشت خرد کن
dripping
چکیده گوشت
lappet
گوشت اویخته
horseflesh
گوشت اسب
murrain
گوشت مرده
pemican
گوشت خشکانده
meatman
گوشت فروش
masher
گوشت کوب
top round
گوشت کبابی
lenten
بی گوشت لاغر
pemmican
گوشت خشکانده
leal meat
گوشت لخم
killcalf
گوشت فروش
mince
گوشت قیمه
flesh hook
قلاب گوشت کش
carrion
گوشت گندیده
flash hook
قلاب گوشت
diastasc
اب خوش گوشت
consomme
اب گوشت تنگاب
collop
برش گوشت
caruncle
گوشت پاره
carnosity
گوشت زیاد
carnification
گوشت سازی
beef tea
جوهریاشیره گوشت
carneous
گوشت مانند
blowfly
مگس گوشت
meat fly
مگس گوشت
brisket
گوشت سینه
pancreases
خوش گوشت
pancreas
خوش گوشت
flesher
گوشت فروش
minces
گوشت قیمه
veal
گوشت گوساله
gambrel
قلاب گوشت
rib
گوشت دنده
fuzz ball
گوشت زیادی
fruit pulp
گوشت میوه
meatier
گوشت دار
meatiest
گوشت دار
meaty
گوشت دار
spareribs
گوشت دنده
french chop
گوشت دنده
fleshmonger
گوشت فروش
butchery business
گوشت فروشی
pulpous
گوشت دار
shoulder
گوشت سردست
leg
گوشت ران
chop
گوشت دنده
chop
گوشت کتلت
chopping board
تختهسبزیو گوشت
white meat
گوشت سفید
the pulp of an apple
گوشت سیب
surloin
گوشت مازه
flab
گوشت شل و آویزان
flab
گوشت اضافی
sarcophagous
گوشت خوار
luncheon meat
گوشت ساندویچی
pork butcher
گوشت خوک فروش
parve
بدون گوشت وشیر
pareve
بدون گوشت وشیر
ecchymosis
کبودشدگی گوشت از کوفتگی
roast beef
گوشت گاوکباب شده
collop
تکه کوچک گوشت
tenderloin
گوشت پشت مازو
schnitzel
کتلت گوشت گوساله
carunculate
دارای گوشت پاره
short ribs
گوشت با استخوان دنده
cicatrize
گوشت نو بالا اوردن
outgrwth
برامدگی گوشت زیادی
masticator
چرخ گوشت خردکنی
spare ribs
گوشت دنده با استخوان
westphalian ham
گوشت دودزده خوک
Firm muscles ( flesh ) .
عضلات (گوشت ) محکم
Frozen meat ( food ) .
گوشت ( غذای ) یخ زده
luncheon meat
گوشت پخته و آماده
luncheon meat
گوشت پیش آماد
granulet
گوشت نوبالا اورده
Her flesh is flabby.
گوشت بدنش شل است
meat tea
چایی یا عصرانه با گوشت
putrid flesh
گوشت گندیده یا بو گرفته
to carven meat
گوشت رادرسرسفره خردکردن
fry
سرخ کردن
[گوشت]
omophagic
گوشت خام خور
foreshank
گوشت ساق گاو
omophagous
گوشت خام خور
cold cuts
گوشت پخته سرد
omophagia
گوشت خام خوری
Scotch egg
تخم مرغ آب پز و گوشت
haunches
گوشت ران وگرده
steak
باریکه گوشت کبابی
steaks
باریکه گوشت کبابی
haunch
گوشت ران وگرده
grating
گوشت ریز ساینده
gratings
گوشت ریز ساینده
gobbet
تکه گوشت خام
abscission
قطع پوست و گوشت
at the but cher's
در دکان گوشت فروشی
ball of toe
گوشت زیر پنجه پا
beef steak
گوشت ران گاو
broiled meat
گوشت سرخ کرده
gobbets
تکه گوشت خام
polypus
گوشت زیادی ساقه دار
putrescine
ماده سمی در گوشت فاسد
The meet is underdone.
این گوشت آبدار است.
sowbelly
گوشت خوک نمک زده
nematode
کرمک و کرم گوشت و مانندانها
shepherd's pies
بریانی گوشت و سیب زمینی
piece deresistance
مثلا تیکه بزرگی از گوشت
to souse a meat or fish
درترشی گذاشتن گوشت یاماهی
stroganoff
گوشت پخته نازک با خردل
to chop meat
گوشت خردکردن یاقیمه کدرن
Be careful not to burn the meat .
مواظب باش گوشت رانسوزانی
shepherd's pie
بریانی گوشت و سیب زمینی
trichina
کرم گوشت خوک تریشین
anthropophagous
تغذیه کننده از گوشت انسان
rib
تکه گوشت دنده دار
mincer
[British]
چرخ گوشت
[غذا و آشپزخانه]
meatgrinder
چرخ گوشت
[غذا و آشپزخانه]
mincing machine
[British]
چرخ گوشت
[غذا و آشپزخانه]
meat grinder
[American]
چرخ گوشت
[غذا و آشپزخانه]
flash fly
مگس وحشراتی که گوشت میخورند
filet mignon
گوشت پشت مازوی گاو
lard vt
گوشت خوک لای گذاشتن
carbonado
قطعه گوشت کباب کرده
green old wound
زخمی که گوشت نوبالانیاورده باشد
The meet is salty.
این گوشت شور است.
carving knife
چاقوی حکاکی یا گوشت بری
carving knives
چاقوی حکاکی یا گوشت بری
trichinous
مربوط به کرم انگل گوشت خوک
trichinosis
الودگی باتریشین یا کرم گوشت خوک
trichinize
با کرم گوشت خوک الوده شدن
zooplasty
فن پیوند زدن گوشت جانور به انسان
vol-au-vents
نان پر شده از گوشت مرغ و غیره
The meet is too tough.
این گوشت خیلی سفت است.
vol-au-vent
نان پر شده از گوشت مرغ و غیره
ravioli
نوعی غذای ایتالیایی از گوشت و نشاسته
casseroles
نوعی غذای مرکب از گوشت وارد
meat safe
قفسه گوشت که باتورسیمی درست می کنند
oleomargarine
کره تقلیدی که از گوشت گاودرست می کنند
flies blow meat
حشرات روی گوشت تخم میگذارند
polypous
شبیه گوشت زائد ساقه دار
polypose
شبیه گوشت زائد ساقه دار
sausages
روده محتوی گوشت چرخ شده
sausage
روده محتوی گوشت چرخ شده
beef cuts
قطعات مختلف گوشت لاشهء گاو
casserole
نوعی غذای مرکب از گوشت وارد
t bone
گوشت و استخوان گاو بشکل حرف T
sea pie
خوراک گوشت وسبزی که باارد به پزند
bullybeef
گوشت گاویکه درحلبی ریخته نگهدارند
lardon
تکه چربی که لای گوشت گذارند
lardoon
تکه چربی که لای گوشت گذارند
gridiron
اهن مشبکی که روی ان گوشت کباب میکنند
frankfort
کالباس یاروده پرکرده از گوشت گاو سوسیس
frankforter
کالباس یاروده پرکرده از گوشت گاو سوسیس
frankfurt
کالباس یاروده پرکرده از گوشت گاو سوسیس
fricandeau
گوشت گوساله سرخ کرده درروغن خودش
THe flesh will never be separated from the finger .
<proverb>
گوشت هرگز از ناخن جدا نمى شود .
granulation
دانه دور زخم گوشت نوبالا اوری
chine
مهره استخوان پشت جانوران گوشت مازه
scrapple
خوراک مرکب از گوشت سرخ کرده وادویه
sparling
ماهی قزل الا دارای گوشت لذید
well done
[fully cooked]
<adj.>
کاملا پخته
[برای گوشت]
[غذا و آشپزخانه]
fully cooked
<adj.>
کاملا پخته
[برای گوشت]
[غذا و آشپزخانه]
doughface
دارای صورتی مانند خمیر گوشت الود
baked beans
لوبیای قرمز پخته شده و گوشت خوک
ingrowing
رشد کننده در درون زیر گوشت روینده
The meet is overdone.
این گوشت خیلی پخته و سرخ شده است.
healing by second intention
خوب شدن زخم بوسیله گوشت نوبالا اوردن
beef cattle
گله گاو که برای تامین گوشت پرورش مییابد
daisy ham
قسمتی از گوشت یا استخوان دود داده شانه خوک
enchilada
کیک ذرت محتوی گوشت وگوجه فرهنگی وادویه
hindquarter
نصف قسمت خلفی گوشت گاو یا گوساله وگوسفند
timbale
خوراکی مرکب از گوشت ماهی وجوجه وپنیر وغیره
The cat ate the whole mouse.
گربه تمام موش راخورد ( گوشت ،استخوان وغیره )
profound gangrene
یعنی انکه گوشت زیادی را تباه کرده باشد
salis bury steak
خوراک گوشت گاو مخلوط باتخم مرغ وشیر
cold cuts
گوشت سرد با پنیر یخ زده کالباس واغذیه مشابه
cracknel
یکجورکلوچه خشک وترد گوشت خوک سرخ شده وخشکیده
The fire is fit to roast the meat.
این آتش برای کباب کردن گوشت مناسب است
smokehouse
محل دود دادن گوشت ماهی وپوست دباغی وغیره
cicatrization
عمل گوشت نوبالا اوردن زخم وباقی گذاردن نشان
biltong
گوشت خرد کرده ونمک زده خشک شده در افتاب
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com