English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (12 milliseconds)
English Persian
lob گوشت یا پوست اویخته
lobbed گوشت یا پوست اویخته
lobbing گوشت یا پوست اویخته
lobs گوشت یا پوست اویخته
Other Matches
lappet گوشت اویخته
abscission قطع پوست و گوشت
nutant سرازیر اویخته زیور اویخته
salami گوشت خوک ویا گوشت گاو خشک شده
pomace گوشت سیب گوشت میوه
endermic انجه که درروی پوست یا دربین پوست عمل میکند
club steak قسمتی از گوشت ران گاو گوشت گاو بریان شده
scleroderma مرض پینه خوردگی پوست تصلب پوست
dermatological مربوط به پوست شناسی یا امراض پوست
skins پوست کندن با پوست پوشاندن
skinning پوست کندن با پوست پوشاندن
skin پوست کندن با پوست پوشاندن
skinned پوست کندن با پوست پوشاندن
hung اویخته
overhung اویخته
poutingly با لب اویخته
suspended اویخته
pendent اویخته
penduline اویخته
pendant اویخته
underhung اویخته
droppers اویخته
flapping اویخته
flappy اویخته
pensile اویخته
dropper اویخته
pendants اویخته
slough پوست دله زخم پوسته پوسته شدگی پوست انداختن
flap eared اویخته گوش
beetles اویخته شدن
pendulum جسم اویخته
down in the mouth لب و لوچه اویخته
chap fallen لب ولوچه اویخته
pendulums جسم اویخته
pendentive dome گنبد اویخته
flap اویخته وشل
beetle اویخته شدن
suspensed load بار اویخته
punka بادبزن اویخته
flaps اویخته وشل
flapped اویخته وشل
cat walk راه رو اویخته
suspended ceiling سقف اویخته
lop eared دارای گوش اویخته
thrum ریشه یانخ اویخته
lopeared دارای گوشهای اویخته
flaps قسمت اویخته هر شیئی
flap قسمت اویخته هر شیئی
dolman sleeve استین گشاد و اویخته
penduline دارای اشیان اویخته
lappet لبه اویخته کلاه
flaccid چروک شده اویخته
flews قسمت اویخته لب بالای سگ
flapped قسمت اویخته هر شیئی
trusses بدار اویخته شدن خرپا
trussed بدار اویخته شدن خرپا
truss بدار اویخته شدن خرپا
trussing بدار اویخته شدن خرپا
to poke one's head با سرپایین اویخته راه رفتن
pensile birds پرندگانی که اشیانه اویخته میسازند
breasted transmitter میکروفونی که به گردن اویخته میشود
pendulously بطور اویخته یا تاب خور
dipping sonar سونار اویخته از هواپیما یاهلیکوپتر
lobate دارای غبغب یازائده اویخته
drop leaf رومیزی اویخته از اطراف میز
lobated دارای غبغب یازائده اویخته
flaps برگه یا قسمت اویخته زبانه کفش
slouch hat کلاه لبه پهن ولبه اویخته
dag قسمت تیز هر چیزی که اویخته باشد
hanging بدار زدن چیز اویخته شده
flapped برگه یا قسمت اویخته زبانه کفش
flap برگه یا قسمت اویخته زبانه کفش
peels پوست انداختن پوست
peel پوست انداختن پوست
tegumnentum پوست طبیعی پوست
mastiff سگ بزرگی که گوش ها ولبهایش اویخته است بولدوگ
mastiffs سگ بزرگی که گوش ها ولبهایش اویخته است بولدوگ
valances لبه اویخته کلاه یا سرپوش نیم پرده
pinup girl دختر زیبایی که عکسهایش به دیوار اویخته شود
valance لبه اویخته کلاه یا سرپوش نیم پرده
valences لبه اویخته کلاه یا سرپوش نیم پرده
pantaloon پیر مرد عینکی شلوار اویخته دلقک
giants stride تیری که قسمت بالای ان گردنده وطنابهایی ازان اویخته اس
lugsail بادبان چهارگوشی که بطوراریب به زورق یا قایق اویخته شود
jackrabbit نژاد خرگوشهای بزرگ شمال امریکا که گوشهای دراز و اویخته دارند
crosshead وزنه مستطیلی که به سیم نقاله روی سطل معدنچیان اویخته میش ود
lobes اویز بخش پهن وگردی که بچیزی اویخته یا پیش امده باشد لخته
lobe اویز بخش پهن وگردی که بچیزی اویخته یا پیش امده باشد لخته
sabretache خرجین یاکیسه چرمی پهن که بکمر بند سرباز سواره نظام اویخته است
xanthochroid شخص بور و سفید پوست شخص مو زرد و سفید پوست
lighted چراغ اویخته پرتو مرئی نور مرئی
light چراغ اویخته پرتو مرئی نور مرئی
lightest چراغ اویخته پرتو مرئی نور مرئی
lobation قطعه قطعه شدگی مقطع زائده اویخته
slackest دامن اویخته وشل لباس یا هر چیزاویخته وشل
slack دامن اویخته وشل لباس یا هر چیزاویخته وشل
slacks دامن اویخته وشل لباس یا هر چیزاویخته وشل
granulation tissue گوشت نو
flesh گوشت
pulpless بی گوشت
basting گوشت
proud flesh گوشت نو
meat گوشت
flesh-and-blood گوشت
preserved meat گوشت
viand گوشت
brawn گوشت
flesh and blood گوشت
meats گوشت
fleshmonger گوشت فروش
diastasc اب خوش گوشت
green meat گوشت کهنه
the pulp of an apple گوشت سیب
consomme اب گوشت تنگاب
beef گوشت گاو
beefed up گوشت گاو
collop برش گوشت
caruncle گوشت پاره
surloin گوشت مازه
chop گوشت کتلت
top round گوشت کبابی
gambrel قلاب گوشت
flesher گوشت فروش
luncheon meat گوشت ساندویچی
flab گوشت اضافی
white meat گوشت سفید
chopping board تختهسبزیو گوشت
french chop گوشت دنده
spareribs گوشت دنده
flesh hook قلاب گوشت کش
flash hook قلاب گوشت
flab گوشت شل و آویزان
gravy شیره گوشت
fruit pulp گوشت میوه
pot roasts گوشت اب پزشده
pot roast گوشت اب پزشده
carnification گوشت سازی
grill گوشت کباب کن
murrain گوشت مرده
pemmican گوشت خشکانده
carrion گوشت گندیده
rib گوشت دنده
mangler گوشت خرد کن
veal گوشت گوساله
minces گوشت قیمه
mince گوشت قیمه
lenten بی گوشت لاغر
pemican گوشت خشکانده
meatier گوشت دار
carnosity گوشت زیاد
lamb گوشت بره
lambs گوشت بره
masher گوشت کوب
pancreas خوش گوشت
pancreases خوش گوشت
meaty گوشت دار
meatiest گوشت دار
meatman گوشت فروش
leal meat گوشت لخم
killcalf گوشت فروش
brisket گوشت سینه
ham گوشت ران
emaciated گوشت رفته
sarcophagous گوشت خوار
butchery business گوشت فروشی
haslet گوشت کبابی
carneous گوشت مانند
grills گوشت کباب کن
pulpous گوشت دار
meat fly مگس گوشت
dripping چکیده گوشت
fuzz ball گوشت زیادی
outgrowth گوشت زیادی
incarnant گوشت نو اور
beef tea جوهریاشیره گوشت
blowfly مگس گوشت
beefy گوشت الو
horseflesh گوشت اسب
grilling گوشت کباب کن
chop گوشت دنده
mutton گوشت گوسفند
shins گوشت قلم پا
venison گوشت گوزن
shin گوشت قلم پا
red meat گوشت گاووگوسفند
stringers چنگک گوشت
stringer چنگک گوشت
sirloin گوشت راسته
pork گوشت خوک
shoulder گوشت سردست
sirloins گوشت راسته
leg گوشت ران
goose گوشت غاز
pouter لب ولوچه دار دارای لب ولوچه اویخته
steak باریکه گوشت کبابی
foreshank گوشت ساق گاو
fricassee راگوی گوشت پرنده
parve بدون گوشت وشیر
gobbet تکه گوشت خام
steaks باریکه گوشت کبابی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com