English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 215 (11 milliseconds)
English Persian
cordless [cordless telephone] گوشی تلفن بی سیم [مخابرات]
cordless phone گوشی تلفن بی سیم [مخابرات]
cordless telephone گوشی تلفن بی سیم [مخابرات]
Search result with all words
receiver گوشی تلفن
receivers گوشی تلفن
earphone گوشی تلفن
earphones گوشی تلفن
headset گوشی سر تلفن
headsets گوشی سر تلفن
french telephone تلفن دارای گوشی ودهانی نصب بر روی یک دسته
hand set گوشی تلفن
head phone گوشی تلفن وغیره که بوسیله گیره بر روی گوش ثابت میشود
head set یک زوج گوشی تلفن وغیره که بوسیله گیره روی سر ثابت میشود
telephone earphone گوشی تلفن
telephone receiver گوشی تلفن
Other Matches
to talk in a whisper بیخ گوشی سر گوشی سخن گفتن شرشر کردن
ani سیستم تلفن که شماره تلفن شخصی که تماس گرفته را درج میکند
howler صدایی که به اپراتور تلفن اعلام میکند که دستگاه تلفن کاربر آماده گیرندگی نیست
howlers صدایی که به اپراتور تلفن اعلام میکند که دستگاه تلفن کاربر آماده گیرندگی نیست
acoustic coupler وسیله ای که به یک دستگاه تلفن وصل است و دادههای دوتایی را به سیگنالهای صوتی تبدیل میکند تا در خط تلفن جریان پیدا کند
magneto exchange مرکز تلفن خودکار با تلفن اندوکتوری
telephony مجموعه استانداردها که نحوه کار کامپیوترها باسیستم تلفن را بیان میکند که باعث ایجاد پست الکترونیکی صوتی , پاسخ به تلفن و سرویس فکس میشود
private automatic branch exchange یک سیستم تلفن سوئیچینگ خودکار خصوصی که در یک شرکت مخابرات تلفنی رافراهم می اورد و انتقال مکالمه ها را به درون شبکه تلفن عمومی یا خارج از ان کنترل میکند
telephone booths کیوسک تلفن کابین تلفن
telephone booth کیوسک تلفن کابین تلفن
coupler وسیلهای که به دستگاه تلفن وصل است و داده دودویی را به سیگنالهای صوتی تبدیل میکند که روی یک خط تلفن قابل ارسال است
modem وسیلهای که امکان ارسال داده از طریق خط تلفن با تبدیل کردن سیگنال دودویی از کامپیوتر به سیگنال آنالوگ صوتی ه قابل ارسال روی خط تلفن است فراهم می :ند
phone تلفن تلفن زدن
phoned تلفن تلفن زدن
phoning تلفن تلفن زدن
phones تلفن تلفن زدن
triangular سه گوشی
headsets گوشی سر
triangularity سه گوشی
receiver گوشی
aural گوشی
headsets گوشی
receivers گوشی
uniaural یک گوشی
headset گوشی سر
headset گوشی
auric گوشی
headphone گوشی
head reciever گوشی
ear trumpet گوشی
sonifer گوشی
telephone earphone گوشی
hand set گوشی
head phone گوشی سر
binaural دو گوشی
otophone گوشی
earphone بلندگوی گوشی
whispered بیخ گوشی
earphones بلندگوی گوشی
stethoscope گوشی پزشکی
monaural hearing شنوایی یک گوشی
head phone گوشی بی سیم
whispers بیخ گوشی
whispering بیخ گوشی
whisper بیخ گوشی
septangular هفت گوشی
gamesomeness بازی گوشی
stethoscope گوشی طبی
diotic stimulation تحریک دو گوشی
dichotic listening شنود دو گوشی
auricular گوشی سماعی
entotic درون گوشی
stethoscopes گوشی طبی
susurration بیخ گوشی
dichotic stimulation تحریک دو گوشی
jack باربردار قلاب گوشی
jacks باربردار قلاب گوشی
acoustical trumpet گوشی برای کرها
wire-tapping نهان گوشی تلفنی
head phone گوشی کلهای بی سیم
thumb nut مهره گوشی دار
thumb screw پیچ گوشی دار
stethoscope استتوسکوپ [گوشی پزشکی]
otogenic tone زنگ زدن گوشی
otic وابسته بشنوایی گوشی
wire-tap نهان گوشی تلفنی
he rounded me in the ear that در گوشی بمن گفت
wire-taps نهان گوشی تلفنی
Please do not hang up! گوشی را نگه دارید!
stethoscope گوشی ضربان سنج
side tone صدای جانبی گوشی
wire-tapped نهان گوشی تلفنی
stethoscopes گوشی ضربان سنج
aural مربوط به گوش یا سامعه گوشی
stethoscopy معاینه بوسیله گوشی طبی
pegbox سرساز که جای گوشی انهاست
cross-gable [سه گوشی کنار شیروانی عرضی]
Hold the line, please! لطفا گوشی را نگه دارید!
gavel [سه گوشی کنار شیروانی] [معماری]
calling dial صفحه شماره گیر تلفن صفحه نمره گیر تلفن
ear cap گوشی :چیزیکه بگوش میگذارندکه سرمانخورد
gables سه گوشی کنار شیروانی دیوار کناری
magic square چار گوشی که خانههای شطرنجی دارد
gable سه گوشی کنار شیروانی دیوار کناری
ear tab گوشی :چیزیکه بگوش میگذارندکه سرمانخورد
parotitic دچار اماس در غده بنا گوشی
pinhole سوراخ کردن برای گوشی یاز
stethoscopic وابسته به گوشی طبی یاضربان سنج
telephone operation طرز کار تلفن کار تلفن
parotid duct لولهای که از غده بنا گوشی بدهان میرود
fur ruff قسمت پشم دار دور کلاه گوشی
gables سرپناه سه گوش سقف سراشیب از دو سمت سه گوشی کنار شیروانی لچکی
gable سرپناه سه گوش سقف سراشیب از دو سمت سه گوشی کنار شیروانی لچکی
internal wrenching bolt پیچ فولادی بسیار مقاومی که سر ان دارای فرورفتگی شش گوشی برای جا گرفتن اچارالن میباشد
stereo صدای ضبط شده در دو کانال از دو میکروفن مجزا که از یک جفت گوشی یا بلندگو پخش شود
stereos صدای ضبط شده در دو کانال از دو میکروفن مجزا که از یک جفت گوشی یا بلندگو پخش شود
stereophonic صدای ضبط شده در دو کانال از دو میکروفن مجزا که از یک جفت گوشی یا بلندگو پخش شود
telephoning تلفن
telephones تلفن
telephone operator تلفن چی
telephone تلفن
telephone circuit خط تلفن
telephone line خط تلفن
telephone jack جک تلفن
telephoned تلفن
telephone code کد تلفن
phoned تلفن
operators تلفن چی
phones تلفن
phone تلفن
service man تلفن چی
phoning تلفن
operator تلفن چی
radio-telephones تلفن بی سیم
phoned تلفن کردن
radio telephone تلفن بی سیم
radio-telephone تلفن بی سیم
telephone equipment تجهیزات تلفن
telephone equipment دستگاه تلفن
sound powered telephone تلفن صوتی
residance telephone تلفن منزل
radio telephony تلفن بیسیم
radiophone تلفن بیسیم
telephone fuse فیوز تلفن
radiotelephone تلفن بی سیم
telephoning تلفن زدن
photophone تلفن نوری
phone تلفن کردن
telephoning تلفن کردن
repeating coil مبدل تلفن
telephone density تراکم تلفن
phones تلفن کردن
telephone circuit مدار تلفن
central office مرکز تلفن
telephone charge هزینه تلفن
telephone channel کانال تلفن
telephone directory کتاب تلفن
dataphone تلفن داده
telephone cable کابل تلفن
telephone d. دفتر تلفن
telephnone book دفتر تلفن
phoning تلفن کردن
boat telephone تلفن ساحلی
central تلفن چی مرکزی
automatic telephone تلفن خودکار
automatic telephone system تلفن خودکار
telephone current جریان تلفن
speaking circuit مدار تلفن
dataphone تلفن دادهای
telephone cord بند تلفن
telephone conduit کانال تلفن
telephone condenser خازن تلفن
table telephone تلفن رومیزی
telephones تلفن کردن
telephone boxes کیوسک تلفن
ring تلفن حلقه
call box تلفن صحرایی
ring تلفن زدن
telephone exchange مرکز تلفن
telephone relay رله تلفن
personal شماره تلفن ها
logs شماره تلفن
log شماره تلفن
call boxes اتاقک تلفن
call boxes کابین تلفن
call boxes کیوسک تلفن
telephone box کیوسک تلفن
hot lines تلفن قرمز
telephone operation عملکرد تلفن
telephone directories کتاب تلفن
telephone plug دوشاخه تلفن
hot line تلفن قرمز
telephony علم تلفن
call boxes تلفن صحرایی
extensions تلفن فرعی
extension تلفن فرعی
telephone ringer زنگ تلفن
telephore e. مرکز تلفن
call box کیوسک تلفن
telephone exchanges مرکز تلفن
to ring up تلفن کردن به
toll exchange مرکز تلفن
call box کابین تلفن
telephoner تلفن کننده
telephone transformer مبدل تلفن
telephone service سرویس تلفن
telephone set دستگاه تلفن
autos شماره تلفن
telephone station جایگاه تلفن
auto شماره تلفن
telephone station تلفن خانه
telephone switching technique فن سوئیچینگ تلفن
telephone system سیستم تلفن
call box اتاقک تلفن
telephone cabin کیوسک تلفن
call up <idiom> تلفن کردن
telephone jack مادگی تلفن
telephone books دفتر تلفن
telephone تلفن زدن
switchboard مرکز تلفن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com