English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
berkeley unix گونهای از UNIX که توسط دانشگاه کالیفرنیا
Other Matches
ethernet گونهای از اترنت توسعه یافته توسط DEC , Intel , xerox
Master of Arts صاحب درجهای از دانشگاه که اصولا` میتواند در دانشگاه اموزگاری کند
Masters of Arts صاحب درجهای از دانشگاه که اصولا` میتواند در دانشگاه اموزگاری کند
cal. مخفف کالیفرنیا
cals مخفف کالیفرنیا
jack mackerel ماهی ازاد کالیفرنیا
california achievement tests آزمونهای پیشرفت کالیفرنیا
california psychological inventory پرسشنامه روانی کالیفرنیا
california bearing ratio توان باربری نسبی کالیفرنیا
california tests of personality ازمونهای کالیفرنیا برای سنجش شخصیت
california tests of mental maturity ازمونهای کالیفرنیا برای بلوغ ذهنی
toyon درخت راج سفید گل سواحل کالیفرنیا
source مجموعه کدهای نوشته شده توسط برنامه نویس که مستقیماگ توسط کامپیوتر اجرا نمیشوند و باید به برنامه که هدف ترجمه شوند توسط کامپایلر یا منر
aix ی از UNIX محصول IBM قابل اجرا در PCهایش
cp دستور UNIX برای کپی گرفتن از فایل
pc xenix IBپیاده سازی UNIX روی کامپیوتر شخصی AT
pc/ix IBپیاده سازی UNIX روی کامپیوتر شخصی XT
directory SO/2 , -MS DOS , UNIX دستور سیستم برای جابجایی یک دایرکتوری
directories SO/2 , -MS DOS , UNIX دستور سیستم برای جابجایی یک دایرکتوری
malar گونهای
autecology اکولوژی تک گونهای
intraspecific داخل گونهای
intraspecies داخل گونهای
intergeneric بین گونهای
subspecific زیر گونهای
daemon در سیستم unix برنامهای که کارش را بدون دانستن کاربر خودکار انجام میدهد
autecology بوم شناسی تک گونهای
CDs دستور سیستم در UNIX , DOS-MS برای حرکت دادن شما اطراف ساختار دایرکتوری
CD دستور سیستم در UNIX , DOS-MS برای حرکت دادن شما اطراف ساختار دایرکتوری
synecology بوم شناسی چند گونهای
implementation گونهای از چیری که کار میکند
biocenology بوم شناسی چند گونهای
silicon valley محلی در دره سانتاکلارای کالیفرنیا باگسترده ترین تمرکز تجارت وکار تکنولوژی عالی در جهان
kyloe گونهای ازگاوکوچک درکوهستان اسکاتلندکه شاخهای درازدارد
EAPROM گونهای EAROM که قابل برنامه ریزی است
CSLIP گونهای از پتروکل SLIP که داده را پیش از ارسال فشرده میکند
processor وارد کردن داده توسط اپراتور که توسط کامپیوتر اجرا میشود
readable آنچه توسط کسی یا توسط یک وسیله الکترونیکی قابل خواندن و فهمیدن باشد
tar سیستم فشرده سازی فایل روی کامپیوتر که سیستم عامل Unix را اجرا میکند
break-dancing گونهای رقص جدید که همراه است با عملیات آکروباتیک و چرخشهای تند
beta version گونهای از برنامه کاربردی نرم افزار که تقریباگ آماده انتشار است
multifinder گونهای از Apple Macintosh Finder که چند کاره بودن را پشتیبانی میکند
digital read out نمایش داده ها توسط الات دقیق بصورت دیجیتالی و نه توسط حرکت عقربه روی صفحه مدرج
air turbine starter استارتری در موتورهای توربینی که توسط هوای فشرده توربین کوچکی را که توسط چرخدنده هایی باکمپرسور درگیراست میچرخاند
pull down menu فهرستی که میتواند توسط تیک کردن اشاره گر ماوس بر روی عنوان ان و یا توسط فشردن دکمه صفحه کلیدنمایش داده
xt گونهای از IBMPC اصلی ,ساخت IBM که از پردازنره استفاده میکند و حاوی دیسک سخت است
gas discharge display صفحه نمایش سطح و سبک که از دو قطعه شیشهای پوشیده شده از هادی تشکیل شده است و توسط یک لایه توسط یک لایه نازک گاز نورانی جدا شده است که یک نقط ه صفحه توسط دو سیگنال الکتریکی انتخاب شده است
gas plasma display صفحه نمایش سطح و سبک که از دو قطعه شیشهای پوشیده شده از هادی تشکیل شده است و توسط یک لایه توسط یک لایه نازک گاز نورانی جدا شده است که یک نقط ه صفحه توسط دو سیگنال الکتریکی انتخاب شده است
environments متغیر تنظیم شده توسط سیستم یا کاربر در دستورات سیستم که توسط هر برنامهای قابل استفاده است
environment متغیر تنظیم شده توسط سیستم یا کاربر در دستورات سیستم که توسط هر برنامهای قابل استفاده است
menu برنامهای که دستورات آن از منو انتخاب می شوند توسط اپراتور و نه به صورت دستورات تایپی توسط کاربر
menus برنامهای که دستورات آن از منو انتخاب می شوند توسط اپراتور و نه به صورت دستورات تایپی توسط کاربر
virtual که موجود نیست ولی توسط کامپیوتر شبیه سازی شده است و توسط کاربر به صورت مجازی قابل استفاده است
Univ دانشگاه
college دانشگاه
colleges دانشگاه
university دانشگاه
academy دانشگاه
universities دانشگاه
BCC گونهای از برنامههای پست الکترونیکی که یک کاربر یک پیام را به چندین کاربر در یک زمان ارسال میکند
normalizes تنظیم نما و کسر یک کمیت ممیز شناور به گونهای که کسر در یک محدوده معین شدهای باشد
normalize تنظیم نما و کسر یک کمیت ممیز شناور به گونهای که کسر در یک محدوده معین شدهای باشد
normalising تنظیم نما و کسر یک کمیت ممیز شناور به گونهای که کسر در یک محدوده معین شدهای باشد
normalises تنظیم نما و کسر یک کمیت ممیز شناور به گونهای که کسر در یک محدوده معین شدهای باشد
normalised تنظیم نما و کسر یک کمیت ممیز شناور به گونهای که کسر در یک محدوده معین شدهای باشد
presidents رئیس دانشگاه
polytechnic دانشگاه فناوری
president رئیس دانشگاه
state university دانشگاه دولتی
state university دانشگاه ایالتی
staff college دانشگاه جنگ
senior technical college دانشگاه فناوری
academy دانشگاه هنر
University of Applied Sciences [UAS] دانشگاه فناوری
Chancellors رئیس دانشگاه
college of [music, technology,...] دانشگاه فناوری
Chancellor رئیس دانشگاه
academies دانشگاه اموزشگاه
academical دانشجوی دانشگاه
technical university دانشگاه فنی
the institution of a universit تاسیس دانشگاه
chairing کرسی استادی در دانشگاه
proctor مدیر اجرایی دانشگاه
extramural مربوط به خارج از دانشگاه
vice-chancellors معاون رئیس دانشگاه
semester دوره 61 هفتهای دانشگاه
war college دانشگاه عالی جنگ
matriculant قبول شده در دانشگاه
vice-chancellor معاون رئیس دانشگاه
rectors رئیس دانشگاه رهبر
chaired کرسی استادی در دانشگاه
chairs کرسی استادی در دانشگاه
chair کرسی استادی در دانشگاه
semesters دوره 61 هفتهای دانشگاه
vice chancellor معاون رئیس دانشگاه
oxonian وابسته به دانشگاه اکسفورد
rector رئیس دانشگاه رهبر
self propulsion حرکت توسط نیروی خود پیشروی توسط نیروی خویش
in the schools مشغول دادن امتحانات دانشگاه
faculties استادان دانشکده یا دانشگاه استعداد
faculty استادان دانشکده یا دانشگاه استعداد
academic costume لباس رسمی استادی دانشگاه
academicals لباس رسمی استادی دانشگاه
spring practice دوره تمرینهای بهاری دانشگاه
matriculation دخول یا نام نویسی در دانشگاه
matriculating در دانشکده یا دانشگاه پذیرفته شدن
matriculation امتحان ورودی دانشگاه کنکور
matriculated در دانشکده یا دانشگاه پذیرفته شدن
matriculate در دانشکده یا دانشگاه پذیرفته شدن
send down دانشجویی را از دانشگاه بیرون کردن
matriculates در دانشکده یا دانشگاه پذیرفته شدن
donnish وابسته به یا همانند استاد دانشگاه
He is majoring in mathematic at the university. در دانشگاه رشته ریاضیات می هواند
He was not admitted to the university. اورا به دانشگاه راه ندادند
As a university professor , his performance stank. طرف گند زد به هر چه استاد دانشگاه !
mattriculation نام نویسی دردانشکده یا دانشگاه
alma mater سرود رسمی مدرسه یا دانشگاه
Windows Explorer گونهای از ویندوز که حاوی توابع ابتدایی اشتراک فایل peer-to-Peer است و نیز پست الکترونیکی , فکس و امکان زمان بندی
general staff college دانشکده فرماندهی و ستاد دانشگاه جنگ
ox man کسیکه در دانشگاه OXFORDپرورش یافته است
school and college ability test آزمون توانایی تحصیل درمدرسه و دانشگاه
underclassman شاگرد سالهای اول و دوم دانشگاه
varsity تیم اول دانشگاه یا دانشکده دانشگاهی
prep schools دبیرستان آمادگی برای ورود به دانشگاه
sixth form دورهی آماده سازی برای دانشگاه
sixth forms دورهی آماده سازی برای دانشگاه
command and general staff college دانشکده فرماندهی وستاد دانشگاه جنگ
chancellory رتبه و مقام صدراعظم یا رئیس دانشگاه
chancellery رتبه و مقام صدراعظم یا رئیس دانشگاه
prep school دبیرستان آمادگی برای ورود به دانشگاه
poll degree درجهای که از دانشگاه بگیرندولی با امتیازویژهای توام نباشد
great go امتحان نهایی در دانشگاه برای گرفتن درجه
matriculated در دفتر دانشگاه یا دانشکده نام نویسی کردن
advisee کسی که از مشاور در مدرسه یا دانشگاه کمک می گیرد
matriculates در دفتر دانشگاه یا دانشکده نام نویسی کردن
matriculating در دفتر دانشگاه یا دانشکده نام نویسی کردن
school doctor استاد دانشگاه یا اموزشگاه الهیات در قرنهای میانه
jayvee عضو تازه کار تیم ورزشی دانشگاه
academia حیطه ای از فعالیت ها و کار مرتبط با تحصیل در دانشگاه
upper classes وابسته به کلاسهای بالای دانشگاه و دبیرستان زبرپایه
matriculate در دفتر دانشگاه یا دانشکده نام نویسی کردن
upper class وابسته به کلاسهای بالای دانشگاه و دبیرستان زبرپایه
he went out in the poll امتحان دانشگاه را گذراندولی امتیاز ویژهای نگرفت
upperclassman کسیکه در کلاسهای عالی دانشگاه یا دبیرستان درس میخواند
O levels آزمون پایان دبیرستان و ورود به دانشگاه در سطح عادی
O level آزمون پایان دبیرستان و ورود به دانشگاه در سطح عادی
matricular وابسته بصورت اعضای یک انجمن یا دانش جویان دانشگاه
university extension تعمیم مزایای دانشگاه بدانش جویانی که دردانشگاه اقامت ندارند
groupware نرم افزاری که توسط گروهی از افراد استفاده میشود که به شبکه وصل اند و به آنها کمک میکند تا کار خاصی را انجام دهند. حاوی توابع مفید مثل پست الکترونیکی است که توسط تمام کاربران قابل دستیابی است
bachelor مردیا زنی که بگرفتن اولین درجهء علمی دانشگاه نائل میشود
bachelors مردیا زنی که بگرفتن اولین درجهء علمی دانشگاه نائل میشود
lost cluster تعداد شیارهای دیسک که بیت شناسایی آنها خراب شده است . سیستم عامل این ناحیه را علامت گذاری کرده تا توسط فایل استفاده شود ولی داده آنها توسط فایل مشخصی قابل شناسایی نیست
campus environment محل بزرگی که چندین اتصال کاربر با چندین شبکه دارد مثل دانشگاه یا بیمارستان
via توسط
by favour of توسط
care of توسط
perprep توسط
per توسط
c/o توسط
by convention توسط کنوانسیون
powder cutting برش توسط شعله
radiocast توسط رادیو گستردن
producer advertising تبلیغ توسط سازنده
machine recognization بازشناختی توسط ماشین
top-level توسط افراد عالیرتبه
default by the principal نکول توسط واگذارنده
compression ingition احتراق توسط فشار
machine readable خواندنی توسط ماشین
equips مین توسط ماشین یا وسایل
machine readable information اطلاعات خواندنی توسط کامپیوتر
documented پردازش متن توسط کامپیوتر
document پردازش متن توسط کامپیوتر
machine sensible قابل درک توسط کامپیوتر
lift-off تخلیه کشتی توسط جرثقیل
confiscation مصادره و ضبط توسط دولت
presentation manager برای 2/OS که بطورمشترک توسط شرکتهای
confirmed by documents <adj.> تایید شده توسط اسناد
Ships from and sold by Amazon فروش و ارسال توسط آمازون
market acceptance پذیرش کالا توسط بازار
adp پردازش داده توسط کامپیوتر
magnetic delay تاخیر توسط حافظه مغناطیسی
monitor تولید شده توسط کامپیوتر
residual thrust تراست تولیدشده توسط موتورجت
monitored تولید شده توسط کامپیوتر
FMS یا کنترل ماشین توسط کامپیوتر
computer numerical control کنترل عددی توسط کامپیوتر
distributed flood ligh system روشنائی کلی توسط پروژکتور
computer flicks فیلمهایی که توسط کامپیوترساخته میشود
electrothermal وابسته به ایجادحرارت توسط برق
electrothermic وابسته به ایجادحرارت توسط برق
eolian خراب شده توسط باد
generating تولید شده توسط کامپیوتر
computer assisted diagnosis تشخیص بیماری توسط کامپیوتر
generates تولید شده توسط کامپیوتر
eustachian پیداشده توسط پزشک ایتالیایی
generate تولید شده توسط کامپیوتر
mail ارسال چیزی توسط پست
mails ارسال چیزی توسط پست
user supplied تامین شده توسط کاربر
user defined تعریف شده توسط کاربر
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com