English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 107 (6 milliseconds)
English Persian
desulphurize گوگرد زدودن
Other Matches
sulfur گوگرد
sulphur گوگرد
brimstone گوگرد
brimstones گوگرد
sulphurate گوگرد زدن
sulphureous گوگرد مانند
sulfurous شبیه گوگرد
sulfuret با گوگرد امیختن
sulfureous دارای گوگرد
sulfurate با گوگرد امیختن
desulfurization گوگرد زدایی
philosophers' stone گوگرد سرخ
philosophers stone گوگرد سرخ
desulphurizing گوگرد زدایی
oil of vitriol عرق گوگرد
brimstone گوگرد قلمی
brimstones گوگرد قلمی
sulphuric acid جوهر گوگرد
sulphurize گوگرد زدن
dust گرد گوگرد
sulphurous شبیه گوگرد
sulphury مانند گوگرد
dusts گرد گوگرد
dusted گرد گوگرد
suphuretted گوگرد دار
sulfur گوگرد گوگرددار کردن
mercaptan الکل گوگرد دار
sulfur recovery unit واحد بازیابی گوگرد
desulfurization unit واحد گوگرد زدایی
sulfureous دارای سنگ گوگرد
sulphur گوگرد گوگرددار کردن
sulphurate با گوگرد ترکیب کردن
hydrodesulfurizing گوگرد زدایی با هیدروژن
sulfuric acid جوهر گوگرد بفرمول 4SO 2H
sulphuret ترکیب گوگرد باجسم بسیط
to metallizo rubber گوگرد زدن پلاستیک و انراکشدارتر کردن
nitrosulphuric ساخته شده از امیزش تیزاب و جوهر گوگرد
eliminating زدودن
clean house زدودن
clean زدودن
do the cleaning زدودن
deterge زدودن
effacement زدودن
to r off زدودن
rub off زدودن
to rub off زدودن
scurf زدودن
shuck زدودن
to file off or away زدودن
delinking زدودن
scraped زدودن
eliminate زدودن
clean زدودن
cleaned زدودن
cleanest زدودن
cleans زدودن
eliminated زدودن
effacing زدودن
effaces زدودن
effaced زدودن
efface زدودن
wipes زدودن
wiped زدودن
wipe زدودن
eliminates زدودن
scrape زدودن
scrapes زدودن
scraping زدودن
blot out زدودن
abrade زدودن
wiping زدودن
purge زدودن
purged زدودن
purges زدودن
to scour off زنگ زدودن
clear روشن زدودن
removing برچیدن زدودن
clearer روشن زدودن
clearest شفاف زدودن
removes برچیدن زدودن
clearest روشن زدودن
remove برچیدن زدودن
clears شفاف زدودن
clears روشن زدودن
clearer شفاف زدودن
scart خراشیدن زدودن
decolorize زدودن رنگ
demagnetize زدودن مغناطیس
swabs زدودن پیچیدن
swab زدودن پیچیدن
scoured زدودن تکاپوکردن
discolor زدودن رنگ
effaceable قابل زدودن
scour زدودن تکاپوکردن
de rust زدودن زنگ
clear شفاف زدودن
scours زدودن تکاپوکردن
stripping test ازمایش زدودن
sweep جاروب کردن زدودن
obliterate زدودن پاک کردن
obliterated زدودن پاک کردن
dewax زدودن موم اندود
obliterates زدودن پاک کردن
to rub away زدودن محو کردن
obliterating زدودن پاک کردن
frontolysis زدودن یا معدوم ساختن جبهه هوایی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com