English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 61 (6 milliseconds)
English Persian
Alsatian گویش آلمانی ایالت آلزاس
Alsatians گویش آلمانی ایالت آلزاس
Other Matches
Alsatians اهل ایالت آلزاس در فرانسه
Alsatian اهل ایالت آلزاس در فرانسه
upstate وابسته به بخش شمالی ایالت شمال ایالت نیویورک
dialects گویش
dialect گویش
argots گویش عامیانه
dialectology گویش شناسی
argot گویش عامیانه
provincialism گویش یا لهجه محلی
lingua franca زبان امیخته با زبانهای دیگر گویش مختلط
lingua francas زبان امیخته با زبانهای دیگر گویش مختلط
butch موی آلمانی
state- ایالت
statewide در سر تا سر ایالت
stated ایالت
stating ایالت
state ایالت
apanage ایالت
states ایالت
shires ایالت
shire ایالت
province ایالت
provinces ایالت
How do you say ... in German? چطور به آلمانی بگیم ... ؟
Eginhard [راهب بزرگ آلمانی]
First Lady زن فرماندار ایالت
First Ladies زن فرماندار ایالت
state ایالت کشوری
statehood ایالت بودن
state- ایالت کشوری
stated ایالت کشوری
stating ایالت کشوری
states ایالت کشوری
garrison state ایالت نظامی
provincial ایالت نشین
three-day measles سرخک آلمانی [سرخجه] [پزشکی]
German measles سرخک آلمانی [سرخجه] [پزشکی]
rubella {sg} سرخک آلمانی [سرخجه] [پزشکی]
German expatriates شهروندهای آلمانی مقیم خارج
ulster ایالت اولسیتر در ایرلند
provincialist اهل ولایت یا ایالت
yorkshire ایالت یورکشایردرشمال انگلستان
I don't know any German people other than you. من هیچ آلمانی به غیر از تو را نمی شناسم.
raped هتک ناموس به عنف ایالت
raping هتک ناموس به عنف ایالت
rape هتک ناموس به عنف ایالت
key کی [جزیره ای کوچک در ایالت فلوریدا]
rapes هتک ناموس به عنف ایالت
favorite son <idiom> رئیس جمهور ایالت شدن
Midwestern وابسته به ایالتهای میانی ایالت متحده
dialectological وابسته بعلم منطق جدلی وابسته به گویش شناسی
illinois استان >ایلی نویز< در ایالت متحده امریکا
the common wealth of massachusette چهار ایالت کنتاکی وماساچوست و ویرجینیا وپنسیلوانیا را گویند
new england نام شش ایالت در شمال خاوراتازونی در امتداداقیانوس اهالی انراگویند
the German issue مسئله آلمان [تاریخ] [بحث یکی سازی بین ۳۷ دولت آلمانی زبان در قرن ۱۹]
the German question مسئله آلمان [تاریخ] [بحث یکی سازی بین ۳۷ دولت آلمانی زبان در قرن ۱۹]
German Order سبک معماری آلمانی [نوعی از سبک معماری کرنتی قرن هجدهم انگلستان]
pennsylvanian وابسته به ایالت پنسیلوانیا پنسیلوانیا
lincoln ایالت لینکلن شایر انگلستان گوسفند نژاد لینکلن شایر ابراهام لینکلن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com