English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
bed moulding گچبری بالای کتیبه
Other Matches
overhead clearance حاشیه امنیت بالای سر فاصله بالای سر
plaster works گچبری
plaster cutting knife کارد گچبری
architrave گچبری سر ستون
tool of the plasterer افزار گچبری
stucco decoration گچبری تزیینی
architrave گچبری اطراف در
overhead cover پوشش بالای سر روپوش بالای سر
pop برداشتن یک عنوان از بالای یک پشته کشیدن یا بازیابی داده از بالای پشته یک برنامه
popped برداشتن یک عنوان از بالای یک پشته کشیدن یا بازیابی داده از بالای پشته یک برنامه
pops برداشتن یک عنوان از بالای یک پشته کشیدن یا بازیابی داده از بالای پشته یک برنامه
mantel piece گچبری دور بخاری
moulded شکل دادن گچبری
mould شکل دادن گچبری
molded شکل دادن گچبری
beads گچبری گردو کوچک
moulds شکل دادن گچبری
bead گچبری گردو کوچک
molds شکل دادن گچبری
fascia هزاره برجسته گچبری سر ستون
cornices ابزارو گچبری در زیر سقف
fascias هزاره برجسته گچبری سر ستون
cornice ابزارو گچبری در زیر سقف
crest clearing محوطه تامین بالای مانع حاشیه امنیت بالای مانع
epigraph کتیبه
cornices کتیبه
cornice کتیبه
copings کتیبه
friezes کتیبه
coping کتیبه
cope کتیبه
coped کتیبه
copes کتیبه
inscription کتیبه
inscriptions کتیبه
skylight window کتیبه
frieze کتیبه
boundary-stone کتیبه
fan light کتیبه
copestone سنگ کتیبه
scrolls کتیبه نوشتن
scroll کتیبه نوشتن
epigraphist کتیبه خوان
cope stone سنگ کتیبه
capping slab کتیبه بتنی
crown cornice کتیبه اصلی
epigraphist کتیبه شناس
epigraphy علم کتیبه خوانی
fractable [کتیبه دیواری سنتوری]
pulvinated frieze کتیبه کوژ یا محدب
epigraphic سرلوحهای متعلق به کتیبه یاسرلوحه
khekher [کتیبه های مصر باستان]
epigraphical سرلوحهای متعلق به کتیبه یاسرلوحه
Gothic cornic [کتیبه های قرن هجدهم به سبک گوتیک]
lion [حکاکی سر شیر در معماری کلاسیک بخصوص در کتیبه ها]
antefix [حاشیه تزئینی کتیبه ها در مقبره های کلاسیک]
entablature قسمتی از سر ستون که شامل کتیبه وگلویی است
hic jacet در اینجا خفته است ه کتیبه روی قبر
antefixum [حاشیه تزئینی کتیبه ها در مقبره های کلاسیک]
geison [سنگ سیاه در قسمت بالایی کتیبه های کلاسیک]
transom پنجره بالای در یا بالای پنجره دیگری
card-cut [برجسته کاری کوچک زنجیره ی هندسی در کتیبه های گوتیک]
cartouche border قاب و کتیبه ای که بیشتر در حواشی بکار گرفته شده و نقش درون آن بصورت یک در میان در هر قاب تکرار می شود
above بالای سر
overhead در بالای سر
above بالای
upping بالای
over بالای سر
over بالای
over- بالای سر
overhead بالای سر
outreach بالای سر
atop of بالای
at the top of در بالای
oer بالای
atop of در بالای
into the bargain بالای ان
up بالای
over- بالای
upped بالای
oer بالای سر روی سر
pressure above the atmosphere فشار بالای جو
mean high water اب بالای میانگین
overhead cover حفاظ بالای سر
overhead forehand فورهند از بالای سر
overhead backhand بک هند از بالای سر
crow's nest بالای بلندی
overhead stroke ضربه از بالای سر
knap بالای تپه
plunging fire اتش بالای سر
over the horizon از بالای افق
above the earth بالای زمین
crowns بالای هرچیزی
roof tree کش بالای شیروانی
crown بالای هرچیزی
ridge pole کش بالای شیروانی
ridge tree کش بالای شیروانی
on بالای در باره
ridge piece کش بالای شیروانی
over the horizon بالای افق
mantel board در بالای بخاری
in- بالای روی
fan light پنجره بالای در
up the street بالای خیابان
fanlights پنجره بالای در
fanlight پنجره بالای در
uptown بالای شهر
aloft در بالای زمین
rooftop بالای بام
rooftops بالای بام
in بالای روی
upstream بالای رودخانه
run over <idiom> حرکت از بالای
It passed over my head. از بالای سرم رد شد
overhead pass پاس با دو دست از بالای سر
pulpits بالای منبر رفتن
refereeing داور بالای والیبال
referee داور بالای والیبال
pulpit بالای منبر رفتن
high rate of interest نرخ بالای بهره
trucking کلاهک بالای دکل
trucks کلاهک بالای دکل
head water بالای رودخانه بالارود
overwrite بالای محلی نوشتن
flews قسمت اویخته لب بالای سگ
aboveground در بالای سطح زمین
aerospace projection operations بالای منطقه عملیات
rain water head طشتک بالای ناودان
bartizan کنگره بالای برج
exoatmosphere ترکش اتمی بالای جو
trucked کلاهک بالای دکل
truck کلاهک بالای دکل
superlunary واقع بر بالای ماه
aloft سطوح بالا در بالای
chimney-head [بالای دودکش کوره ای]
penthouse اطاقک بالای بام
headline در بالای صفحه ریسمان
penthouses اطاقک بالای بام
headlines در بالای صفحه ریسمان
spike over the block ابشار از بالای دفاع
the sky is above us آسمان بالای سر ماست
tree house خانه بالای درخت
intercepting ditch ابرو بالای خاکبرداری
refereed داور بالای والیبال
on station پروازهواپیما بالای هدف
referees داور بالای والیبال
friezes حاشیه تزیینی حاشیه کتیبه
frieze حاشیه تزیینی حاشیه کتیبه
bar چوب افقی بالای مانع
Hertfordshire spike [میل بالای مناره مارپیچ]
top ضربه به بالای توپ بیلیارد
bars چوب افقی بالای مانع
on station اماده باش بالای هدف
dome light چراغ بالای طاق خودرو
cimborio [برجک نورگیر بالای بام]
letterheads عنوان چاپی بالای کاغذ
high frequency region of a spectrum ناحیه ی فرکانس بالای یک طیف
letterhead عنوان چاپی بالای کاغذ
choir-loft [بالکنی بالای جایگاه همسرایان]
tapes نوار پهن بالای تور
high beam نور بالای چراغ اتومبیل
parhelic circle هاله روشن بالای افق
foretoppsail بادبان بالای شراع صدر
lunette نعل اسب پنجره بالای در
fleche میل بالای مناره مارپیچ
headers کلمات در بالای صفحه متن
header کلمات در بالای صفحه متن
head دستشویی قایق بالای بادبان
black will take no other hue بالای سیاهی رنگی نیست
upstages وابسته به عقب یا بالای صحنه
ascender قسمت بالای حروف کوچک
upstaged وابسته به عقب یا بالای صحنه
epigastrium فوق المعده بالای شکم
upper edge of the net نوار بالای تور والیبال
gatehouses اطاق یازندان بالای دروازه
eyebrows گچ بری هلالی بالای پنجره
eyebrow گچ بری هلالی بالای پنجره
roof garden تفریح گاه بالای بام
crossbars چوب افقی بالای مانع
crossbar چوب افقی بالای مانع
gatehouse اطاق یازندان بالای دروازه
taped نوار پهن بالای تور
up stream بالارود در قسمت بالای نهر
upstaging وابسته به عقب یا بالای صحنه
upper class وابسته به طبقات بالای اجتماع
space above property فضای قسمت بالای ملک
to crset a hill به بالای تپه ایی رسیدن
stratopause لایه اتمسفری در بالای استراتوسفر
tape نوار پهن بالای تور
upper classes وابسته به طبقات بالای اجتماع
net cord کابل یا سیم بالای تور والیبال
aerospace فضای هوایی بالای منطقه عملیات
overarm بالا اوردن بازو تا بالای شانه
topsides قسمت فوقانی بدنه قایق بالای اب
smashes ضربه پرقدرت از بالای سر ابشار زدن
on target بالای اماج زمان روی هدف
intercepting ditch جوی کوهی ابروی بالای کند
cartop حمل قایق کوچک بالای اتومبیل
dais سایبان یااسمانه بالای تخت پادشاه
minimum clearance حداقل حاشیه امنیت بالای مانع
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com