Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
aaron's beard
گیاهی از خانواده هوفاریقون بنام hypericumcalycinum
Other Matches
botanical
ترکیب یامشتقی از مواد گیاهی وداروهای گیاهی
vegetable jelly
دلمه گیاهی ژلاتین گیاهی
rule the roost
<idiom>
عزیز خانواده بودن ،سوگلی خانواده
namely
بنام
in f.of
بنام
for the love of
بنام ,
in the name of justice
بنام عدالت
preconize
بنام فراخواندن
names
بنام صداکردن
name
بنام صداکردن
jutte
نوعی سلاح بنام ده دست
the lot fell upon me
قرعه بنام من اصابت کرد
ghostwrite
بنام شخص دیگری نوشتن
asp
نوعی مار بنام لاتین haje Naja
misname
بنام اشتباهی صدا کردن دشنام دادن
lima bean
نوعی لوبیا بنام لاتین limensis Phaseolus
emmer
نوعی گندم سرخ بنام شعیر ابلیس
namesakes
کسی که بنام دیگری نام گذاری شود
namesake
کسی که بنام دیگری نام گذاری شود
yaws
بیماری مسری و عفونی حاصله در اثراسپیروکتی بنام
parian
وابسته به جزیرهای دردریای اژه که مرمری ان بنام است
hare and hounds
بازی ای که دوتن بنام خرگوش ازپیش دویده خردههای کاغذبرزمین م
p code
روشی برای ترجمه کد منبع به یک کد واسط بنام کد Pتوسط یک کامپایلر
morse alphabet or code
الفبای خط و نقطه که شخصی بنام morse برای تلگراف اختراع کرد
islets of langerhans
دستههای سلولی اثنی عشر بنام >جزایرلانگرهانس < که تولید انسولین میکنند
parbasis
سرودی که دسته تهلیل خوانان بنام سازنده ان وبعنوان تماشاکنندگان میخواند
Jesuits
عضو فرقه مذهبی بنام انجمن عیسی که بوسیله لایولا تاسیس شد
Jesuit
عضو فرقه مذهبی بنام انجمن عیسی که بوسیله لایولا تاسیس شد
limitation of actions
در CLقوانین مربوط به مرور زمان در مجموعهای بنام limitation of Statues جمع اوری شده است
vegetable
گیاهی
vegetative
گیاهی
herbaceous
گیاهی
vegetal
گیاهی
herbescent
گیاهی
plant food
غذای گیاهی
pectin
دلمه گیاهی
phyton
واحد گیاهی
phytogeography
جغرافیای گیاهی
mildew
زنگ گیاهی
blights
زنگ گیاهی
sap wood
شیره گیاهی
pectin
ژلاتین گیاهی
saps
شیره گیاهی
blighting
زنگ گیاهی
blight
زنگ گیاهی
sapped
شیره گیاهی
sap
شیره گیاهی
vegetation
پوشش گیاهی
latex
شیره گیاهی
milking
شیره گیاهی
bolster layer
بالش گیاهی
loose smut
زنگ گیاهی
phytochorology
جغرافیای گیاهی
milks
شیره گیاهی
vegetation
زندگی گیاهی
milked
شیره گیاهی
milk
شیره گیاهی
geographical botany
جغرافیای گیاهی
herbal dye
رنگینه گیاهی
geobotany
جغرافیای گیاهی
galenical
داروی گیاهی
vegetable fiber
الیاف گیاهی
floral zone
منطقه گیاهی
floral ornament
تزیینات گیاهی
phytogeopraphy
جغرافیای گیاهی
plant geography
جغرافیای گیاهی
aphis
شپشک گیاهی
jassid
افت گیاهی
vegetive
گیاهی روینده
auxin
هورمون گیاهی
bacterium
میکروبهای گیاهی
vegtable fat
چربی گیاهی
botanical pesticide
افت کش گیاهی
honeydew
شهد گیاهی
vegetality
حالت گیاهی
phytoecology
بوم شناسی گیاهی
mungo
گیاهی از تیره روناسیان
fire blast
یرقان سوزنده گیاهی
lenticel
خلل وفرج گیاهی
phytobiology
علم الحیات گیاهی
humus
خاک گیاهی هرموس
paleobotany
سنگواره شناسی گیاهی
guard cell
گیاهی را تشکیل میدهند
plant ecology
بوم شناسی گیاهی
Manila
از الیاف گیاهی نساجی
underwood
گیاهی که در زیردرختی روییده
trichomic
کرک گیاهی مویک
plant-dyes
رنگینه های گیاهی
trichome
کرک گیاهی مویک
to pull up a plant
گیاهی را ازریشه دراوردن
psyllidae
شپشههای جهنده گیاهی
psylla
شپشههای جهنده گیاهی
phytogenic
دارای منشاء گیاهی
phytosociology
جامعه شناسی گیاهی
vitta
لوله یا منفذ گیاهی
pollinose
شبیه گرده گیاهی
garters
عالی ترین نشان انگلیس بنام نشان بندجوراب
garter
عالی ترین نشان انگلیس بنام نشان بندجوراب
dragon head
گیاهی از نوع ترنجان یا اژدرباشی
excrescency
اماس گیاهی یا حیوانی برامدگی
turgor
اتساع غشاء پروتوپلاسم گیاهی
turgor
ورم سلولهای زنده گیاهی
trailer
گیاهی که بزمین یا در ودیوار میچسبد
dragon's head
گیاهی از نوع ترنجان یا اژدرباشی
deciduous
گیاهی که در زمستان برگ میریزد
pollen count
درصد گردههای گیاهی در هوا
pollen counts
درصد گردههای گیاهی در هوا
irid
گیاهی از جنس سوسن یازنبق
verticillium
قارچ ناقص افت گیاهی
trailers
گیاهی که بزمین یا در ودیوار میچسبد
escolar
نوعی ماهی فلس دارخشن بنام لاتین ruvettuspretiosus که شبیه ماهی خال مخالی است
vetch
ماشک گیاهی از جنس باقلا یا نخود
herb doctor
پزشکی که با داروی گیاهی به مداوا میپردازد
buckeye
گیاهی شبیه شاه بلوط هندی
taxon
واحد طبقه بندی گیاهی یاجانوری
ecesis
قراردادن حیوان یا گیاهی درمحل دیگری
albumens
مواد ذخیرهء اطراف بافت گیاهی
herbal
مجموعه یاکلکسیون انواع گیاهان گیاهی
eelgrass
علف مارماهی که گیاهی است دریایی
albumen
مواد ذخیرهء اطراف بافت گیاهی
sori
خوشههای گرده گیاهی خوشه هاگی
gutta percha
هیدرو کربن صمغ گیاهی درختان مختلف
green soap
صابون ملایمی که ازروغنهای گیاهی تهیه میشود
foliage plant
گیاهی که برای برگش پرورش دادن شود
globeflower
گیاهی از تیره الاله واز جنس الالگان
pearl
مروارید
[طرح این سنگ قیمتی در فرش های چینی بکار رفته و یک نوع آن بنام مروارید شعله ور معروف می باشد.]
aluminum
فلز الومینیوم الومینیوم بنام اختصاری
aluminium
فلز الومینیوم الومینیوم بنام اختصاری
greenbrier
گیاهی از خانوداده smilax شبیه عشبه یاصبرینه طبی
louse
هر نوع شپشه یا افت گیاهی وغیره شبیه شپش
intermaediate host
جانور یا گیاهی که روی انگلی رشد و نمو کند
Pashtan
قبایل پشتو
[که در افغانستان و پاکستان زندگی می کنند و فرش های آن بنام های درانی، گلیزائی، هفت بالا و شیرخانی در بازار معروف می باشند.]
teliospore
جدارصخیم اخرین مرحله ایجاد قارچ موجد زنگ گیاهی
glabrescent
گیاهی که در جوانی کرکدار ودربلوغ بدون کرک وصاف میشود
household
خانواده
menage
خانواده
wife
خانواده
ilk
خانواده
clan
خانواده
clans
خانواده
households
خانواده
families
خانواده
family
خانواده
gens
خانواده
plastogene
اجسام بسیار ریزیاختههای گیاهی که عامل پدیدههای حیاتی یاخته میباشند
batrachia
خانواده غوکان
mustelidea
خانواده سمور
paterfamilias
سالار خانواده
turnicidae
خانواده بلدرچین
sheikhs
رئیس خانواده
paterfamilias
بزرگ خانواده
familial
مربوط به خانواده
patriarchate
ریاست خانواده
patronymic family
خانواده پدرنامی
sheiks
رئیس خانواده
motorola 000 family
خانواده موتورولا
family planning
تنظیم خانواده
arachnida
خانواده کارتنه
apiaceae
خانواده چتریان
actinide series
خانواده اکتینیدها
lanthanide series
خانواده لانتانیدها
consanguine family
خانواده هم خون
accipitres
خانواده لاشخوران
sheikh
رئیس خانواده
matronymic family
خانواده مادرنامی
member of a family
عضو خانواده
bring home the bacon
<idiom>
نانآور خانواده
penates
خدایان خانواده
strips
موسس خانواده
schizogenic family
خانواده اسکیزوفرنی زا
type font
خانواده حروف
sheik
رئیس خانواده
broken homes
خانواده گسیخته
turnix
خانواده بلدرچین
crustacean
خانواده خرچنگ
subfamily
خانواده فرعی
broken home
خانواده گسیخته
horseflesh
خانواده اسب
royalty
از خانواده سلطنتی
to maintain one's family
خانواده خود را
patriarchs
رئیس خانواده
patriarch
رئیس خانواده
zinnia
خانواده گل اهاری
nuclear family
خانواده هستهای
nuclear families
خانواده هستهای
matriarch
رئیسه خانواده
matriarchs
رئیسه خانواده
royalties
از خانواده سلطنتی
crustaceans
خانواده خرچنگ
home visit
بازدید خانواده
culicidae
خانواده پشه
gas family
خانواده گاز
the girls
دخترهای یک خانواده
culex
خانواده پشه
crustaceous
خانواده خرچنگ
crustacea
خانواده خرچنگ
cruciferae
خانواده چلیپاییان
font family
خانواده فونت
ecomania
بیزاری از خانواده
family budget
بودجه خانواده
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com