Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (14 milliseconds)
English
Persian
glabrescent
گیاهی که در جوانی کرکدار ودربلوغ بدون کرک وصاف میشود
Other Matches
cover girl
زن جوانی که عکسش روی جلد مجلات چاپ میشود
cover girls
زن جوانی که عکسش روی جلد مجلات چاپ میشود
green soap
صابون ملایمی که ازروغنهای گیاهی تهیه میشود
standards
نامهای که بدون تغییر به متن اصلی فرستاده میشود ولی سپس با درج نام و آدرس افراد مختلف مشخص میشود
standard
نامهای که بدون تغییر به متن اصلی فرستاده میشود ولی سپس با درج نام و آدرس افراد مختلف مشخص میشود
galbanum
نوعی صمغ زرد رنگ که از گیاهی شبیه انقوزه گرفته میشود و مصرف طبی دارد
botanical
ترکیب یامشتقی از مواد گیاهی وداروهای گیاهی
warehousing system
روشی که به موجب ان کالاهای وارداتی بدون پرداخت حقوق و عوارض گمرکی به مملکت وارد و انبار میشود و این عوارض درموقع عرضه برای فروش اخذ میشود
vegetable jelly
دلمه گیاهی ژلاتین گیاهی
slick
نرم وصاف کردن
slickest
نرم وصاف کردن
smoother
نرم وصاف کننده
clearness
روشنی وصاف بودن
planish
با چکش محکم وصاف کردن
solid
رنگی که روی صفحه نمایش نمایش داده میشود یا روی چاپگر رنگی چاپ میشود بدون اینکه ترکیب شود
solids
رنگی که روی صفحه نمایش نمایش داده میشود یا روی چاپگر رنگی چاپ میشود بدون اینکه ترکیب شود
floccose
کرکدار
puberulent
کرکدار
lanuginose
کرکدار پشمالو
lanuginous
کرکدار پشمالو
backgrounds
فرآیندی که در هر زمانی و بدون توجه به کاربر اجرا میشود
background
فرآیندی که در هر زمانی و بدون توجه به کاربر اجرا میشود
dead
دستوربرنامه کار یا خطایی که باعث توقف برنامه بدون بهبود میشود
halt
دستور برنامه از کاربر یا خطایی که باعث توقف برناه بدون ترمیم میشود
halted
دستور برنامه از کاربر یا خطایی که باعث توقف برناه بدون ترمیم میشود
native
زبانی که توسط پردازنده اجرا میشود بدون نیاز به نرم افزار خاص
natives
زبانی که توسط پردازنده اجرا میشود بدون نیاز به نرم افزار خاص
protection
عملی که مانع کپی گرفتن از دادههای محرمانه افراد بدون اجازه میشود.
halts
دستور برنامه از کاربر یا خطایی که باعث توقف برناه بدون ترمیم میشود
fluff
موهای نرم وکوتاه اطراف لب وگونه کرکدار شدن
fluffs
موهای نرم وکوتاه اطراف لب وگونه کرکدار شدن
fluffing
موهای نرم وکوتاه اطراف لب وگونه کرکدار شدن
fluffed
موهای نرم وکوتاه اطراف لب وگونه کرکدار شدن
machines
دستوری که مستقیما CPU را کنترل میکند و بدون نیاز به ترجمه تشخیص داده میشود
machined
دستوری که مستقیما CPU را کنترل میکند و بدون نیاز به ترجمه تشخیص داده میشود
free trade
شیوهای که دران کالاها بدون محدودیتهای دولتی از کشوری به کشوردیگر انتقال داده میشود
machine
دستوری که مستقیما CPU را کنترل میکند و بدون نیاز به ترجمه تشخیص داده میشود
asynchronous
انتقال داده بین دو وسیله که بدون هر گونه سیگنال زمانی قابل پیش بینی انجام میشود
unmodified instruction
دستور برنامه که مستقیماگ و بدون تغییرات اجرا میشود تا عملیاتی که باید انجام شود را بدست آورد
standalone
ترمینال کامپیوتر با پردازنده و حافظه که مستقیماگ به مودم وصل میشود و بدون اینکه عنصر شبکه یا انشعابی از آن باشد
mush
افزایش ناگهانی زاویه حمله بدون شتاب قائم انی متعاقب که از اندازه حرکت در امتدادمسیر اصلی ناشی میشود
boostrap operation
عملکرد سیستم دینامیکی که دران سیکل اولیه به کمک نیرویا نیروهای خارجی شروع میشود ولی بدون ان ادامه مییابد
dropping
دستور برنامه ازکاربر یا خطایی که با عث توقف برنامه بدون اجازه ترسیم میشود
dropped
دستور برنامه ازکاربر یا خطایی که با عث توقف برنامه بدون اجازه ترسیم میشود
drops
دستور برنامه ازکاربر یا خطایی که با عث توقف برنامه بدون اجازه ترسیم میشود
drop
دستور برنامه ازکاربر یا خطایی که با عث توقف برنامه بدون اجازه ترسیم میشود
machines
زبان برنامه نویسی که حاوی دستوراتی است به صورت کد دورویی که مستقیما توسط واحد پردازش مرکزی بدون ترجمه فهمیده میشود
machined
زبان برنامه نویسی که حاوی دستوراتی است به صورت کد دورویی که مستقیما توسط واحد پردازش مرکزی بدون ترجمه فهمیده میشود
machine
زبان برنامه نویسی که حاوی دستوراتی است به صورت کد دورویی که مستقیما توسط واحد پردازش مرکزی بدون ترجمه فهمیده میشود
freeware
نرم افزار که بدون هزینه دراختیار مصرف کننده قرار داده میشود برنامه رایگان رایگان ابزار
viewers
امکانی که کاربر داده میشود تا محتوای یک تصویر یا فایل متن فرمت شده را ببیند بدون نیاز به اجرای برنامهای که آنرا ایجاد کرده بود
viewer
امکانی که کاربر داده میشود تا محتوای یک تصویر یا فایل متن فرمت شده را ببیند بدون نیاز به اجرای برنامهای که آنرا ایجاد کرده بود
top
روش نوشتن برنامه ها که کل سیستم به بلاکها یا کارهای ساده تقسیم میشود. دو واحد بلاک نوشته میشود وپیش از پردازش آزمایش میشود با بعدی
bare board
تخته مدار بدون هیچ عنصری معمولاگ به تخته حافظه گفته میشود که هنوز هیچ قطعهای روی آن نصب نشده است
youth
جوانی
youths
جوانی
adolescence
نو جوانی
springtime
جوانی
youthfulness
جوانی
young days
جوانی
juvenility
جوانی
adolescency
جوانی
youthfufness
جوانی
yoth
جوانی
sector
دیسکی که محلهای شروع شیار آن توسط سوراخهایی یا علامتهای فیزیکی دیگر روی دیسک نشان داده میشود و وقتی که دیسک ساخته میشود تنظیم میشود
sectors
دیسکی که محلهای شروع شیار آن توسط سوراخهایی یا علامتهای فیزیکی دیگر روی دیسک نشان داده میشود و وقتی که دیسک ساخته میشود تنظیم میشود
universal
آنچه از همه جا اعمال میشود یا در هر جایی استفاده میشود یا برای چندین کار استفاده میشود
may of youth
عنفوان جوانی
post juvenal
بعد از جوانی
primed
بهار جوانی
acne
غرور جوانی
adolescence
دوره جوانی
prime
بهار جوانی
may
بهار جوانی
primes
بهار جوانی
schizophrenia
جنون جوانی
juveniles
در خور جوانی
juvenile
در خور جوانی
slips in youth
لغزشهای جوانی
rejuvenation
باز جوانی
hebephrenia
جنون جوانی
slips in youth
خطاهای جوانی
dementia praecox
جنون جوانی
the flower of youth
عنفوان جوانی
rejuvenescent
جوانی از سر گیرنده
schizophrene
مبتلابجنون جوانی
hey day
ریعان جوانی
juvenility
نیروی جوانی
bloom of youth
بحبوحه جوانی
rejuvenescence
تجدید جوانی
prime of life
عنفوان جوانی
youthfully
از روی جوانی
rejuvenator
جوانی دهنده
rejuveoize
جوانی از سرگرفتن
rejuvenate
جوانی ازسر گرفتن
schizophrenics
مبتلا بجنون جوانی
rejuvenates
جوانی ازسر گرفتن
juvenilia
اثار دوره جوانی
rejuvenating
جوانی ازسر گرفتن
schizophrenic
مبتلا بجنون جوانی
impetuosity of youth
تندی یا غرور جوانی
rejuvenated
جوانی ازسر گرفتن
The fervour of youth .
شور وشوق جوانی
chorus girls
زن جوانی که دریک دسته کرمیخواند
chorus girl
زن جوانی که دریک دسته کرمیخواند
over the hill
<idiom>
به پایان رسیدن بهار جوانی
salad days
ایام جوانی وبی تجربگی
her prime of life is past
عنفوان جوانی وی گذشته است
puniness
تازه کاری جوانی کوچکی
middle age
دوره بین جوانی وپیری
middle aged
دوره بین جوانی وپیری
informally
بدون تشریفات بدون رعایت مراسم اداری یا قانونی
without any reservation
بدون هیچ قید وشرط بدون استثنا مطلقا
implied trust
امانت فرضی حالتی است که کسی به حکم مندرج در قانون و یاجمع شدن شرایطی که قانون پیش بینی کردن عنوان امین می یابد و یا در موردی مسئول تلقی میشود بدون انکه شخصا" به این امرتمایل داشته باشد
unformed
بدون شکل منظم هندسی بدون سازمان
blossoming
گل دادن دارای طراوت جوانی شدن
schizo
شخص مبتلا به بیماری جنون جوانی
blossom
گل دادن دارای طراوت جوانی شدن
She has known better days in her youth .
معلومه که در جوانی وضعش بهتر بوده
passe
دوره زیبایی و عنفوان جوانی را گذرانده
blossoms
گل دادن دارای طراوت جوانی شدن
blossomed
گل دادن دارای طراوت جوانی شدن
herbescent
گیاهی
vegetable
گیاهی
vegetal
گیاهی
vegetative
گیاهی
herbaceous
گیاهی
at the tender age of
<idiom>
در سن جوانی
[گول خور. بی مایه . سست . نادان]
juvenilia
تالیفات دوره جوانی شعرا ونویسندگان بزرگ
sap wood
شیره گیاهی
saps
شیره گیاهی
pectin
ژلاتین گیاهی
vegetality
حالت گیاهی
vegtable fat
چربی گیاهی
pectin
دلمه گیاهی
vegetive
گیاهی روینده
sapped
شیره گیاهی
milks
شیره گیاهی
phytochorology
جغرافیای گیاهی
milking
شیره گیاهی
bacterium
میکروبهای گیاهی
floral zone
منطقه گیاهی
jassid
افت گیاهی
mildew
زنگ گیاهی
auxin
هورمون گیاهی
loose smut
زنگ گیاهی
aphis
شپشک گیاهی
milked
شیره گیاهی
milk
شیره گیاهی
sap
شیره گیاهی
galenical
داروی گیاهی
geobotany
جغرافیای گیاهی
phytogeography
جغرافیای گیاهی
vegetation
زندگی گیاهی
herbal dye
رنگینه گیاهی
bolster layer
بالش گیاهی
botanical pesticide
افت کش گیاهی
plant food
غذای گیاهی
floral ornament
تزیینات گیاهی
latex
شیره گیاهی
vegetable fiber
الیاف گیاهی
honeydew
شهد گیاهی
geographical botany
جغرافیای گیاهی
blights
زنگ گیاهی
blighting
زنگ گیاهی
phytogeopraphy
جغرافیای گیاهی
blight
زنگ گیاهی
vegetation
پوشش گیاهی
plant geography
جغرافیای گیاهی
phyton
واحد گیاهی
flat
ضربه بدون ایجاد پیچ در گوی بیلیارد حالت کشیده و بدون انحنای بادبان دریای ارام سطح اب مناسب ماهیگیری
flattest
ضربه بدون ایجاد پیچ در گوی بیلیارد حالت کشیده و بدون انحنای بادبان دریای ارام سطح اب مناسب ماهیگیری
independently
آزاد یا بدون کنترل یا بدون اتصال
of no interest
بدون اهمیت
[بدون جلب توجه]
chaperon
زن شوهر دار یا کاملی که ازدختر جوانی مراقبت میکند
trichome
کرک گیاهی مویک
trichomic
کرک گیاهی مویک
plant-dyes
رنگینه های گیاهی
vitta
لوله یا منفذ گیاهی
underwood
گیاهی که در زیردرختی روییده
to pull up a plant
گیاهی را ازریشه دراوردن
lenticel
خلل وفرج گیاهی
paleobotany
سنگواره شناسی گیاهی
phytobiology
علم الحیات گیاهی
phytoecology
بوم شناسی گیاهی
phytogenic
دارای منشاء گیاهی
phytosociology
جامعه شناسی گیاهی
guard cell
گیاهی را تشکیل میدهند
pollinose
شبیه گرده گیاهی
psylla
شپشههای جهنده گیاهی
Manila
از الیاف گیاهی نساجی
fire blast
یرقان سوزنده گیاهی
mungo
گیاهی از تیره روناسیان
plant ecology
بوم شناسی گیاهی
humus
خاک گیاهی هرموس
psyllidae
شپشههای جهنده گیاهی
Taoism
روش فکری منسوب به lao-tseفیلسوف چینی که مبتنی است بر اداره مملکت بدون وجوددولت و بدون اعمال فرمها واشکال خاص حکومت
deciduous
گیاهی که در زمستان برگ میریزد
verticillium
قارچ ناقص افت گیاهی
trailers
گیاهی که بزمین یا در ودیوار میچسبد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com