Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
exogen
گیاه برون رو
Other Matches
isomorph
جانور یا گیاه ویاگروهی که مشابه گیاه یاگروه دیگری است
ear
خوشه
[بخشی از ساقه گیاه غلاتی]
[گیاه شناسی]
gametophyte
گیاه یا نژادی از گیاه که دارای عضو جنسی تناوبی
rhubarb
گیاه ریواس
[از برگ های این گیاه در چین و هند جهت تهیه رنگ زرد لیمویی استفاده می شود.]
madder
گیاه روناس
[از ریشه این گیاه رنگینه قرمز به دست می آید که یکی از اصلی ترین مواد رنگی در رنگرزی فرش محسوب می شود.]
halophyte
گیاه اب شور یا گیاه شوره زی
wildling
گیاه وحشی گیاه خودرو
hemp
گیاه شاهدانه
[در فرش هند، افغانستان و بعضی از فرش های چین از ساقه های چوبی این گیاه، الیاف تهیه کرده و در تار فرش از آن استفاده می کنند.]
without
برون
exogenous
برون زا
outhaul line
برون کش
outcrop
برون زد
extrados
برون سو
output
برون ده
outside
برون
outputs
برون ده
outsides
برون
outcrops
برون زد
accommodation
برون سازی
outputs
برون داد
self contained
برون بی نیاز
immigration
برون کوچی
physiognomies
برون چهر
acting out
برون ریزی
accommodations
برون سازی
physiognomy
برون چهر
suburban
برون شهری
suburb
برون شهر
output
برون داد
effusion
برون ریزی
superficial degradation
برون تباهی
extrapolation
برون یابی
the out ward eye
چشم برون
effusions
برون تراوی
extrapolations
برون یابی
effusions
برون ریزی
effusion
برون تراوی
pericardium
برون شامه دل
oversea
برون مرزی
exogenous variable
متغیر برون زا
exopsychic
برون روانی
externality
برون بودگی
exteroceptive
برون تنی
exterritorial
برون مرزی
extracyclic
برون حلقهای
extrafusal
برون دوکی
extragalactic
برون کهکشانی
extrajection
برون اندازی
extratensive
برون نگر
extraterritorial
برون مرزی
extraterritoriality
برون مرزی
extroversion
برون گرایی
exudation
برون نشست
exvia
برون زیست
exogenous
برون زاد
exogenous
برون روینده
outsight
برون بینی
outlier
برون هشته
outer directed
برون وابسته
out group
برون گروه
offline
برون خطی
objectivism
برون گرایی
ectoparasite
انگل برون زی
ectorderm
برون پوست
effuent
برون ریز
out flow
برون ریز
egest
برون کردن
epithelium
برون پوش
exocrine
برون تراو
exogamy
برون پیوندی
exogamy
برون همسری
exocathection
برون پردازی
eccentricities
برون مرکزی
discharges
برون ریزی
extroverts
برون گرای
extrovert
برون گرای
copper extraction
برون کشیدن مس
drive!
برون!
[با ماشین]
off line
برون خطی
eccentricity
برون مرکزی
discharge
برون ریزی
evacuation
برون بری
purge
برون ریزی
purged
برون ریزی
evacuation
برون ریزی
purges
برون ریزی
emigration
برون کوچی
objective
برون ذات
objectives
برون ذات
out of line coding
کدگذاری برون خطی
off line storage
حافظه برون خطی
offline operation
عمل برون خطی
extrapolated
برون یابی کردن
offline storage
انباره برون خطی
exocrine gland
غده برون ریز
outward looking policy
سیاست برون نگر
extrapolate
برون یابی کردن
offset distance
فاصله برون محوری
outbreeding
برون زاد اوری
off line operation
عملکرد برون خطی
State Department
وزارت برون مرز
extraterritoriality
حقوق برون مرزی
extraspectral hue
فام برون طیفی
extrapyramidal system
دستگاه برون هرمی
extragalactic nebula
سحابی برون کهکشانی
extragalactic nebula
ابری برون کهکشانی
exterritoriality
حقوق برون مرزی
exogamy
برون زاد اوری
exosomatic method
روش برون تنی
epicarp
پوست میوه برون بر
ectoplasm
اکتوپلاسم برون مایه
discharge of affect
برون ریزی هیجانی
high seas
ابهای برون مرزی
peritoneum
برون شامه روده ها
extrapolating
برون یابی کردن
output
برون گذاشت برونگذار
supinator muscle
عضله برون گردان
outputs
برون گذاشت برونگذار
extrapolates
برون یابی کردن
to reveal itself
از پرده برون افتادن
pericardiac
وابسته به برون شامه دل
pericardial
وابسته به برون شامه دل
basset
نوعی سگ شکاری پا کوتاه برون زد
external rectus
عضله مستقیم برون چشمی
off page connector
اتصال دهنده برون صفحهای
extrapyramidal motor system
دستگاه حرکتی برون هرمی
exudate
ترشح التهابی برون نشست
extrinsic eye muscles
عضلات برون چرخشی چشم
with out book
برون سند کتابی ازبر
pericarditis
اماس برون شامه قلب
to let out
اجازه برون امدن دادن اشکارساختن
overseas
ماموریت برون مرزی یا خارج از کشور
exogamous
وابسته به برون همسری یابرون پیوندی
oversea command
یکان خارج از کشور فرماندهی برون مرزی
differentiating cicuit
مداری که ولتاژ برون گذاشت ان تقریبا با میزان تغییرولتاژ متناسب است
ectoplasm
طبقه خارجی سیتوپلاسم که بدون دانه و نسبتا سفت است برون مایه
greenstuff
گیاه
plant
گیاه
vegetable
گیاه
herbage
گیاه
herbs
گیاه
lungwort
شش گیاه
herb
گیاه
plants
گیاه
herborist
گیاه شناس
turnsole
گیاه تورنسل
honey dew
شهد گیاه
herborist
گیاه فروش
hedysarum
گیاه ترنجبین
lemon grass
گور گیاه
xerophyte
گیاه خشک زی
the stem of a plant
ساقه گیاه
hydrophyte
گیاه ابزی
herby
گیاه دار
legumen
گیاه خوردنی
sweet rush
گور گیاه
herbary
گیاه زار
to water something
آب دادن
[گیاه]
herblike
گیاه مانند
herbivora
گیاه خواران
lithophyte
گیاه سنگ زی
plantlike
گیاه مانند
mandragora
مهر گیاه
vegetive
گیاه پرور
herbist
گیاه فروش
herbiferous
گیاه اور
herbiferous
گیاه دار
herbescent
گیاه مانند
herbary
باغ گیاه
yearling
گیاه یک ساله
houseplant
گیاه خانگی
overgrown with plants
پوشیده از گیاه
nicotiana
گیاه توتون
musk root
گیاه مشکین
mucilage
لزوجت گیاه
monocotyledon
گیاه تک لپه
podophyllum
مهر گیاه
polycotylledon
گیاه چندلپه
milk weed
گیاه پادزهر
milk weed
شیر گیاه
microphyte
گیاه خرد
plant food
غذای گیاه
oceanophyte
گیاه دریایی
overgrown with plants
گیاه پوش
phanerogam
گیاه تخمدار
phanerogam
گیاه گلدار
orchis
گیاه ثعلب
phytogenic
گیاه زاد
phytology
گیاه شناسی
phytophagous
گیاه خوار
phytosphere
گیاه- سپهر
phytosphere
گیاه- کره
manragora
مردم گیاه
houseplants
گیاه خانگی
manragora
مهر گیاه
ramie
الیاف گیاه
ratoon
جوانه گیاه
mandrake
مهر گیاه
mandrake
مردم گیاه
saxifrage
گیاه سنگروی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com