English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English Persian
Aborigine گیاه بومی
Other Matches
isomorph جانور یا گیاه ویاگروهی که مشابه گیاه یاگروه دیگری است
gametophyte گیاه یا نژادی از گیاه که دارای عضو جنسی تناوبی
ear خوشه [بخشی از ساقه گیاه غلاتی] [گیاه شناسی]
rhubarb گیاه ریواس [از برگ های این گیاه در چین و هند جهت تهیه رنگ زرد لیمویی استفاده می شود.]
madder گیاه روناس [از ریشه این گیاه رنگینه قرمز به دست می آید که یکی از اصلی ترین مواد رنگی در رنگرزی فرش محسوب می شود.]
halophyte گیاه اب شور یا گیاه شوره زی
wildling گیاه وحشی گیاه خودرو
citizen بومی
domestic بومی
autochthon بومی
autochthonous بومی
natives بومی
sympatry هم بومی
Aborigine بومی
indigenous بومی
endemic بومی
aboriginal بومی
aboriginals بومی
citizens بومی
indigene بومی
vernaculars بومی
home born بومی
native بومی
vernacular بومی
hemp گیاه شاهدانه [در فرش هند، افغانستان و بعضی از فرش های چین از ساقه های چوبی این گیاه، الیاف تهیه کرده و در تار فرش از آن استفاده می کنند.]
domestic رام بومی
indigenousness بومی بودن
illyrian بومی ایلیریا
home made ساخت بومی
indigenous industries صنایع بومی
plants indigenous to that soil بومی ان خاک
blackfellow بومی استرالیا
naturalising بومی شدن
vernacular زبان بومی
landsman بومی هم میهن
autecology تک شناسی بومی
native language زبان بومی
naturalises بومی شدن
vernaculars زبان بومی
naturalize بومی شدن
naturalizes بومی شدن
naturalizing بومی شدن
nativism بومی پرستی
come from <idiom> بومی جایی بودن
indigenously بطور بومی یا ذاتی
sabra اسرائیلی بومی فلسطین
secundine naturam بومی وار خودبخود
to water [horses, cattle, etc.] آب دادن [به جانوران بومی]
endemic wildlife حیات وحش بومی
Gaelic زبان بومی اسکاتلندی
romaic زبان بومی یونان امروز
ancillary مستخدم بومی مربوط به کلفت
green mountain boy مرد بومی یا ساکن ورمونت
vernacularism کلمه یا اصطلاح بومی ومحلی
Coptic Church کلیسای بومی مصر و اتیوپی
galicean بومی یا زبان گالیس ولایتی از اسپانیا
aardwolf کفتار بومی جنوب و مشرق افریقا
Aborigines سکنه اولیه یک کشور جانوران و گیاهان بومی
walkabouts بازگشت بومی استرالیایی به زندگی صحرا گردی
walkabout بازگشت بومی استرالیایی به زندگی صحرا گردی
arrdwolf [حیوانی شبیه کفتار بومی جنوب و شرق آفریقا]
Analogical architecture [معماری بومی ایتالیا در سال هزار و نهصد و هفتاد]
endemic بومی بیماری همه گیربومی مخصوص اب و هوای یک شهر یا یک کشور
Italian Villa style [سبک التقاطی مورد استفاده در قرن نوزدهم بومی ایتالیا]
herbage گیاه
herb گیاه
plant گیاه
plants گیاه
herbs گیاه
greenstuff گیاه
vegetable گیاه
lungwort شش گیاه
to pick up a language. <idiom> زبانی را مثل آب خوردن یاد گرفتن. [از روش های غیر رسمی مثل گوش کردن به حرف بومی های آن زبان]
hydrophyte گیاه ابزی
mandragora مهر گیاه
honey dew شهد گیاه
mandrake مهر گیاه
mandrake مردم گیاه
legumen گیاه خوردنی
lemon grass گور گیاه
lithophyte گیاه سنگ زی
podophyllum مهر گیاه
herbary گیاه زار
groundling گیاه زمینی
hedysarum گیاه ترنجبین
gymnosperm گیاه بازدانه
green meat گیاه خوراکی
geophyte گیاه خاکی
to water something آب دادن [گیاه]
herbary باغ گیاه
herbescent گیاه مانند
herborist گیاه شناس
herborist گیاه فروش
plantlike گیاه مانند
herblike گیاه مانند
herbivora گیاه خواران
herbist گیاه فروش
herbiferous گیاه اور
herbiferous گیاه دار
herby گیاه دار
manragora مهر گیاه
saxifrage گیاه سنگروی
waterweed گیاه ابزی
xerophyte گیاه خشک زی
yearling گیاه یک ساله
houseplant گیاه خانگی
houseplants گیاه خانگی
seed plant بذر گیاه
phytosphere گیاه- سپهر
vegetive گیاه پرور
turnsole گیاه تورنسل
sensitive plant گیاه حساس
sweet rush گور گیاه
ratoon جوانه گیاه
ramie الیاف گیاه
polycotylledon گیاه چندلپه
the stem of a plant ساقه گیاه
plant food غذای گیاه
phytosphere گیاه- کره
phytophagous گیاه خوار
phytology گیاه شناسی
phytogenic گیاه زاد
monocotyledon گیاه تک لپه
mimosa گیاه حساس
milk weed گیاه پادزهر
milk weed شیر گیاه
microphyte گیاه خرد
mucilage لزوجت گیاه
musk root گیاه مشکین
phanerogam گیاه گلدار
phanerogam گیاه تخمدار
overgrown with plants پوشیده از گیاه
overgrown with plants گیاه پوش
orchis گیاه ثعلب
oceanophyte گیاه دریایی
nicotiana گیاه توتون
manragora مردم گیاه
epiphyte گیاه هوازی
hybrid گیاه پیوندی
grafts گیاه پیوندی
cranesbill گیاه شمعدانی
grafts پیوند گیاه
grafted گیاه پیوندی
crucifer گیاه چلیپایی
crytogam گیاه گمزاد
cullion گیاه ثعلب
graft گیاه پیوندی
graft پیوند گیاه
herbaceous گیاه مانند
fungus گیاه قارچی
decumbent گیاه خزنده
herbalist گیاه شناس
herbalists گیاه شناس
agaric گیاه قارچی
air plant گیاه هواخوریاهواروی
acotyledon گیاه بی لپه
azalea گیاه ازالیه
herbal گیاه نامه
aromatic گیاه خوشبو
bidental گیاه دوساله
aerophyte گیاه هوازی
herbivorous گیاه خواری
herbicides موادسمی ضد گیاه
facets سطح گیاه
herbicide موادسمی ضد گیاه
facet سطح گیاه
plant گیاه نهال
club moss گیاه کبریت
ornamental گیاه ارایشی
vegetative گیاه پرور
botany گیاه شناسی
herbivore گیاه خوار
exogen گیاه برون رو
forb گیاه بوته
husband گیاه پرطاقت
castor oil plant گیاه کرچک
undergrowth زیر گیاه
botanist گیاه شناس
fig marigold گیاه نیمروز
botanists گیاه شناس
husbands گیاه پرطاقت
cutting قلمه گیاه
plants گیاه نهال
sheaf دسته گل یا گیاه
fuzz ball گیاه قارچی
flowerer گیاه گل دهنده
grafted پیوند گیاه
sunflower گیاه افتاب گرا
berberis زرشک [گیاه شناسی]
xerophylus plant گیاه خشک دوست
sunflowers گیاه افتاب گرا
vert گیاه سبز در جنگل
tropicopolitan گیاه یا جانور گرمسیری
thallus ساقه بدنه گیاه
tangelo نارنگی [گیاه شناسی]
houseplants گیاه توی منزل
houseplant گیاه توی منزل
bilberries میوهی این گیاه
witchgrass بید گیاه مرغ
bilberry میوهی این گیاه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com