Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
geophyte
گیاه خاکی
Other Matches
tractor group
گروه ناوچههای اب خاکی مخصوص پیاده کردن نفرات و خودروهای شنی دار اب خاکی
assault craft
ناوچههای هجومی اب خاکی قایق نفربرهجومی اب خاکی
antiamphibious minefield
میدان مین ضد اب خاکی یا ضدعملیات اب خاکی دشمن
naval landing party
تیم اب خاکی نیروی دریایی تیم اماده کردن ساحل برای عملیات اب خاکی
isomorph
جانور یا گیاه ویاگروهی که مشابه گیاه یاگروه دیگری است
gametophyte
گیاه یا نژادی از گیاه که دارای عضو جنسی تناوبی
ear
خوشه
[بخشی از ساقه گیاه غلاتی]
[گیاه شناسی]
amphibious task group
گروه ماموریت اب خاکی گروه رزمی موقت اب خاکی
rhubarb
گیاه ریواس
[از برگ های این گیاه در چین و هند جهت تهیه رنگ زرد لیمویی استفاده می شود.]
madder
گیاه روناس
[از ریشه این گیاه رنگینه قرمز به دست می آید که یکی از اصلی ترین مواد رنگی در رنگرزی فرش محسوب می شود.]
wildling
گیاه وحشی گیاه خودرو
halophyte
گیاه اب شور یا گیاه شوره زی
hemp
گیاه شاهدانه
[در فرش هند، افغانستان و بعضی از فرش های چین از ساقه های چوبی این گیاه، الیاف تهیه کرده و در تار فرش از آن استفاده می کنند.]
tellurian
خاکی
earthly
خاکی
earthen
خاکی
mundane
خاکی
worldly
خاکی
amphibious
اب خاکی
earthy
خاکی
embankments
سد خاکی
edaphic
خاکی
earthborn
خاکی
embankment dam
سد خاکی
earth fill dam
سد خاکی
terrestrial
خاکی
embankment
سد خاکی
earth dam
سد خاکی
dust colour
خاکی
wood louse
خر خاکی
earth-bound
خاکی
amphibious pack
تک اب خاکی
terrene
خاکی
amphibian
هواپیمای اب و خاکی
dust color
رنگ خاکی
vault formed in the earth
طاق خاکی
vallation
دیوار خاکی
earthworks
عملیات خاکی
warping tug
یدک کش اب خاکی
embankments
دیوار خاکی
embankment
دیوار خاکی
dew worm
کرم خاکی
mold etc
خاکی کردن
earethliness
خاکی بودن
milleped
جنس خر خاکی
terrestrial
زمین خاکی
bordering
پشته خاکی
bordered
پشته خاکی
earth born
خاکی فانی
amphibian
وسیله اب و خاکی
amphibious transport ship
ترابر اب خاکی
amphibious vehicle
خودروی اب خاکی
earthworms
کرم خاکی
earthworm
کرم خاکی
staging
تمرین اب خاکی
terricolous
خاکزی خاکی
angleworm
کرم خاکی
amphibious
خاکی و ابی
pulverulence
حالت خاکی
border
پشته خاکی
amphibious tank
تانک اب خاکی
amphibious reconnaissance
شناسایی اب خاکی
amphibious pack
بارهای اب خاکی
amphibious operation
عملیات اب خاکی
lobworm
کرم خاکی
landing forces
قوای اب خاکی
zoned earth dam
سد خاکی ناهمگن
fuse plug
سرریز خاکی
rain worm
کرم خاکی
alkaline earth
قلیایی خاکی
khaki
خاکی رنگ
ground ivy
پاپیتال خاکی
amphibian
ابی خاکی
soils
خاکی کردن
soiling
خاکی کردن
soil
خاکی کردن
semiterrestrial
نیمه خاکی
homogeneous earth dam
سد خاکی همگن
earthwork
ختل خاکی
milliped
جنس خر خاکی
landing party
گروه اب خاکی
adaphic organism
زیستمند خاکی
earthiness
طبیعت خاکی
amphibious lift
ترابری اب و خاکی
amphibious force
نیروی اب خاکی
dun
سمند خاکی
earth work
عملیات خاکی
earth work
کارهای خاکی
earth road
راه خاکی
earth dam
بند خاکی
earthiness
خاکی بودن
shouldering
دو طرف خاکی جاده
shoulders
دو طرف خاکی جاده
alkaline earth metal
فلز قلیایی خاکی
alkaline earth oxide
فلز قلیایی خاکی
shouldered
دو طرف خاکی جاده
shoulder
دو طرف خاکی جاده
amphibious demonstration
عملیات اب خاکی نمایشی
verges
شانه خاکی جاده
amphibious demonstration
عملیات نمایشی اب خاکی
amphibious assault ship
ناو هجومی اب و خاکی
verge
شانه خاکی جاده
amphibious lift
حمل ونقل اب خاکی
amphibious control group
گروه کنترل اب خاکی
amphibious assault ship
ناومخصوص هجوم اب و خاکی
amphibious squadron
گردان عملیات اب خاکی
amphibious striking forces
نیروهای ضربتی اب خاکی
advance force
نیروی جلودار اب خاکی
amphibious task force
گروه رزمی اب خاکی
amphibious tractor
خودروشنی دار اب خاکی
amphibious transport dock
ناومخصوص ترابری اب خاکی
vales
زمین جهان خاکی
amphibian floats
شناورهای ابی خاکی
brandling
یکجور کرم خاکی
navvies
کارگر کارهای خاکی
joint amphibious operations
عملیات مشترک اب خاکی
man of mould
انسان خاکی یا فانی
landing ship dock
اسکله فرود اب خاکی
landing threshold
استانه فرود اب خاکی
borrow area
محل قرضه سد خاکی
navvy
کارگر کارهای خاکی
assault ships
ناوهای هجومی اب خاکی
establishing authority
فرماندهی نیروهای اب خاکی
beach party
گروه پیشرو اب خاکی
benching
جان پناه خاکی
vale
زمین جهان خاکی
boat team
تیم قایق اب خاکی
initiating directive
دستورالعمل شروع عملیات اب خاکی
pay dirt
<idiom>
زیر خاکی پیدا کردن
What on earth shall I do now?
حالاچه خاکی بسرم بریزم ؟
amphibious command ship
ناو فرماندهی عملیات اب خاکی
establishing authority
مقام مسئول نیروهای اب خاکی
landing threshold
نقطه شروع عملیات اب خاکی
barbette
تپههای خاکی که توپها را بر ان قرارمیدهند
scraper
یکی از ماشینهای عملیات خاکی
benching
تختک خاکی پله بندی
khaki
لباس کار خاکی رنگ
curf
خاکی که اجر از ان تهیه میشود
numbered wave
امواج پشت سر هم عملیات اب خاکی
non cohesive soil
خاکی که فاقد چسبندگی باشد
landing vehicle
خود روشنی دار اب خاکی
amphibious transport dock
ناو حمل و نقل اب خاکی
good
مسیر خاکی مرطوب و محکم
tractors
قایق اب خاکی شنی دار
tractor
قایق اب خاکی شنی دار
earthworks
خاک کاری کارهای خاکی
agc
ناو فرماندهی نیروی اب خاکی
assault shipping
ترابری دریایی در عملیات هجومی اب خاکی
causeways
راه خاکی یا بنائی در زمین ابگیر
boat group
ناو گروه قایقها در عملیات اب خاکی
serial
سریال راهپیمایی یااب خاکی سری
apotheosis
رهایی اززندگی خاکی وعروج باسمانها
shore party
گروه پیشرو ساحلی درعملیات اب خاکی
boat team
تیم سوارشونده در یک قایق در عملیات اب خاکی
apotheoses
رهایی اززندگی خاکی وعروج باسمانها
amphibious vehicle availability table
جدول نمودار موجودی خودروهای اب خاکی
fuller's earth
خاکی که درصافی اب وغیره بکار میرود
serials
سریال راهپیمایی یااب خاکی سری
causeway
راه خاکی یا بنائی در زمین ابگیر
boat diagram
دیاگرام محل قایقها درعملیات هجومی اب خاکی
beach master
افسر لجستیک در عملیات اب خاکی رئیس اسکله
attack transport
ناوحمل و نقل شرکت کننده درنیروی اب خاکی
mounting area
منطقه سوار شدن یکانهای اب خاکی یا هوابرد
assault area diagram
نمودار مشخصات منطقه هجوم عملیات اب خاکی
jahemmy
جراثقال چرخدار مخصوص اخراجات ناوچههای اب خاکی
range markers
علامت تعیین کننده مسیر عملیات اب خاکی در شب
extraterrestrial
بیرون از محیط زمین ماورای عالم خاکی
extraterrestrials
بیرون از محیط زمین ماورای عالم خاکی
strength group
گروه عمده قوای دریایی درعملیات اب خاکی
tine
دندانه ماشینهائی که کارهای خاکی انجام میدهند
molehill
توده خاکی که موش کور زیرزمینی درست میکند
sea echelon
بخشی از ناوهای هجومی که در عملیات اب خاکی در دریاباقی می ماند
aeolian soil
خاکی که از مواد متشکله باد تشکیل یافته است
molehills
توده خاکی که موش کور زیرزمینی درست میکند
transfer berth
دوبه یا سکوی نقل و انتقال نیروها به ساحل از ناوچههای اب خاکی
transfer area
در عملیات اب خاکی منطقه نقل و انتقال نیروها ازناوچه ها به ساحل
windrow
تل خاکی که هنگام کارماشینهای راه سازی در کنارجاده تشکیل میشود
tac log group
گروه رابط نیروهای پیاده شونده به ساحل در روی ناوهای اب خاکی
touchdowns
درعملیات اب خاکی پیاده شدن اولین گروههای موج هجومی در ساحل
touchdown
درعملیات اب خاکی پیاده شدن اولین گروههای موج هجومی در ساحل
neutral soil
خاکی که نه خاصیت اسیدی دارد نه قلیائی یعنی پ هاش ان مساوی 7است
mole hill
توده خاکی که کوش کور زیرزمینی هنگام کندن زمین درست میکند
plant
گیاه
herb
گیاه
herbs
گیاه
lungwort
شش گیاه
plants
گیاه
greenstuff
گیاه
vegetable
گیاه
herbage
گیاه
y site
نوعی محوطه انبار مهمات روباز موقت که اطراف ان باسدهای خاکی احاطه شده باشد
herbescent
گیاه مانند
cutting
قلمه گیاه
herbalists
گیاه شناس
herbalist
گیاه شناس
hybrid
گیاه پیوندی
legumen
گیاه خوردنی
xerophyte
گیاه خشک زی
herborist
گیاه فروش
lemon grass
گور گیاه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com