Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
hybridize
گیاه پیوندی باراوردن
Other Matches
hybrid
گیاه پیوندی
graft
گیاه پیوندی
grafted
گیاه پیوندی
grafts
گیاه پیوندی
bred
باراوردن
breeds
باراوردن
raise
باراوردن
raises
باراوردن
breed
باراوردن
hops
رازک باراوردن
hop
رازک باراوردن
hopping
رازک باراوردن
hopped
رازک باراوردن
nurture
باراوردن بچه
nurtured
باراوردن بچه
nurtures
باراوردن بچه
nurturing
باراوردن بچه
isomorph
جانور یا گیاه ویاگروهی که مشابه گیاه یاگروه دیگری است
gametophyte
گیاه یا نژادی از گیاه که دارای عضو جنسی تناوبی
ear
خوشه
[بخشی از ساقه گیاه غلاتی]
[گیاه شناسی]
rhubarb
گیاه ریواس
[از برگ های این گیاه در چین و هند جهت تهیه رنگ زرد لیمویی استفاده می شود.]
madder
گیاه روناس
[از ریشه این گیاه رنگینه قرمز به دست می آید که یکی از اصلی ترین مواد رنگی در رنگرزی فرش محسوب می شود.]
halophyte
گیاه اب شور یا گیاه شوره زی
wildling
گیاه وحشی گیاه خودرو
crossbred
پیوندی
crosses
پیوندی
cross bred
پیوندی
crosser
پیوندی
cross
پیوندی
crossest
پیوندی
interrelation
هم پیوندی
symphyseal
پیوندی
linked
پیوندی
hybrid
پیوندی
linkage editor
ویراستار پیوندی
linkages
به هم پیوستگی پیوندی
linkage
به هم پیوستگی پیوندی
linking loader
بارکننده پیوندی
linked list
لیست پیوندی
linkage loader
بارکننده پیوندی
bonding electrons
الکترونهای پیوندی
bonding orbital
اوربیتال پیوندی
binding energy
انرژی پیوندی
antibonding electron
الکترون ضد پیوندی
antibonding orbital
اوربیتال ضد پیوندی
connective
ربط پیوندی
linkage parameter
پارامتر پیوندی
exogamy
برون پیوندی
multivincular
چندین پیوندی
graft copolymer
همبسپار پیوندی
bonding molecular orbital
اوربیتال مولکولی پیوندی
rhinoplasty
جراحی پیوندی بینی
bonding electron pair
زوج الکترون پیوندی
double linked list
لیست پیوندی مضاعف
multilinked list
لیست چند پیوندی
ox lip
گاو زبان پیوندی
multivalve
چنذ لختی صدف پیوندی
exogamous
وابسته به برون همسری یابرون پیوندی
hdic
کنترل پیوندی دادههای سطح بالا
hemp
گیاه شاهدانه
[در فرش هند، افغانستان و بعضی از فرش های چین از ساقه های چوبی این گیاه، الیاف تهیه کرده و در تار فرش از آن استفاده می کنند.]
ca
Arrangment Connecting ارایش و ترتیب به صورت پیوندی و متصل
nil pointer
اشاره گری که برای بیان انتهای یک لیست پیوندی بکارمی رود
discretionary
خط پیوندی که نشان دهنده قط ع شدن کلمه در آخر خط است ولی در حالت معمولی نشان داده نمیشود
white heart cherry
گیلاس درشت گیلاس پیوندی
bucket
قوس پیوند قوس پیوندی
shared electrons
الکترونهای پیوندی الکترونهای مشترک
buckets
قوس پیوند قوس پیوندی
greenstuff
گیاه
vegetable
گیاه
herb
گیاه
plant
گیاه
herbs
گیاه
plants
گیاه
lungwort
شش گیاه
herbage
گیاه
gymnosperm
گیاه بازدانه
herbiferous
گیاه دار
flowerer
گیاه گل دهنده
forb
گیاه بوته
herbiferous
گیاه اور
herbist
گیاه فروش
herbivora
گیاه خواران
herbary
باغ گیاه
exogen
گیاه برون رو
herbescent
گیاه مانند
groundling
گیاه زمینی
fig marigold
گیاه نیمروز
green meat
گیاه خوراکی
herbary
گیاه زار
fuzz ball
گیاه قارچی
hedysarum
گیاه ترنجبین
aerophyte
گیاه هوازی
geophyte
گیاه خاکی
herblike
گیاه مانند
ramie
الیاف گیاه
sweet rush
گور گیاه
phanerogam
گیاه گلدار
phanerogam
گیاه تخمدار
overgrown with plants
پوشیده از گیاه
overgrown with plants
گیاه پوش
orchis
گیاه ثعلب
oceanophyte
گیاه دریایی
nicotiana
گیاه توتون
musk root
گیاه مشکین
mucilage
لزوجت گیاه
phytogenic
گیاه زاد
phytology
گیاه شناسی
ratoon
جوانه گیاه
saxifrage
گیاه سنگروی
polycotylledon
گیاه چندلپه
podophyllum
مهر گیاه
seed plant
بذر گیاه
plant food
غذای گیاه
sensitive plant
گیاه حساس
phytosphere
گیاه- کره
phytosphere
گیاه- سپهر
phytophagous
گیاه خوار
mimosa
گیاه حساس
milk weed
گیاه پادزهر
milk weed
شیر گیاه
waterweed
گیاه ابزی
xerophyte
گیاه خشک زی
hydrophyte
گیاه ابزی
yearling
گیاه یک ساله
honey dew
شهد گیاه
houseplant
گیاه خانگی
herby
گیاه دار
houseplants
گیاه خانگی
herborist
گیاه شناس
herborist
گیاه فروش
legumen
گیاه خوردنی
lemon grass
گور گیاه
microphyte
گیاه خرد
manragora
مردم گیاه
mandrake
مهر گیاه
mandrake
مردم گیاه
mandragora
مهر گیاه
the stem of a plant
ساقه گیاه
turnsole
گیاه تورنسل
vegetive
گیاه پرور
lithophyte
گیاه سنگ زی
manragora
مهر گیاه
plantlike
گیاه مانند
air plant
گیاه هواخوریاهواروی
ornamental
گیاه ارایشی
vegetative
گیاه پرور
botanists
گیاه شناس
botanist
گیاه شناس
botany
گیاه شناسی
sheaf
دسته گل یا گیاه
husband
گیاه پرطاقت
Aborigine
گیاه بومی
herbaceous
گیاه مانند
agaric
گیاه قارچی
epiphyte
گیاه هوازی
acotyledon
گیاه بی لپه
herbal
گیاه نامه
facets
سطح گیاه
facet
سطح گیاه
to water something
آب دادن
[گیاه]
plants
گیاه نهال
cutting
قلمه گیاه
herbalists
گیاه شناس
herbalist
گیاه شناس
grafts
پیوند گیاه
grafted
پیوند گیاه
graft
پیوند گیاه
fungus
گیاه قارچی
husbands
گیاه پرطاقت
herbicide
موادسمی ضد گیاه
plant
گیاه نهال
aromatic
گیاه خوشبو
herbivore
گیاه خوار
herbivorous
گیاه خواری
monocotyledon
گیاه تک لپه
herbicides
موادسمی ضد گیاه
undergrowth
زیر گیاه
castor oil plant
گیاه کرچک
cranesbill
گیاه شمعدانی
decumbent
گیاه خزنده
crucifer
گیاه چلیپایی
club moss
گیاه کبریت
azalea
گیاه ازالیه
bidental
گیاه دوساله
cullion
گیاه ثعلب
crytogam
گیاه گمزاد
Plantago major
بارهنگ
[گیاه شناسی]
thallus
ساقه بدنه گیاه
greater plantain
بارهنگ
[گیاه شناسی]
seed plant
گیاه تخم دار
star grass
هر نوع گیاه گل ستارهای
berberis
زرشک
[گیاه شناسی]
sprit
نی گیاه بوریا مانند
broadleaf plantain
بارهنگ
[گیاه شناسی]
tangelo
نارنگی
[گیاه شناسی]
cypress
سرو
[درخت سرو]
[گیاه شناسی]
succulent
<adj.>
ساکیولنت
[گیاه شناسی]
zoophyte
جانور گیاه سان
stinging nettle
گزنه
[گیاه شناسی]
urtica
گزنه
[گیاه شناسی]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com