English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
yearling گیاه یک ساله
Other Matches
brownie دختر پیشاهنگ هشت ساله تایازده ساله
brownies دختر پیشاهنگ هشت ساله تایازده ساله
isomorph جانور یا گیاه ویاگروهی که مشابه گیاه یاگروه دیگری است
ear خوشه [بخشی از ساقه گیاه غلاتی] [گیاه شناسی]
gametophyte گیاه یا نژادی از گیاه که دارای عضو جنسی تناوبی
rhubarb گیاه ریواس [از برگ های این گیاه در چین و هند جهت تهیه رنگ زرد لیمویی استفاده می شود.]
madder گیاه روناس [از ریشه این گیاه رنگینه قرمز به دست می آید که یکی از اصلی ترین مواد رنگی در رنگرزی فرش محسوب می شود.]
quinquennial پنج ساله دوره پنج ساله
halophyte گیاه اب شور یا گیاه شوره زی
wildling گیاه وحشی گیاه خودرو
hemp گیاه شاهدانه [در فرش هند، افغانستان و بعضی از فرش های چین از ساقه های چوبی این گیاه، الیاف تهیه کرده و در تار فرش از آن استفاده می کنند.]
year-long یک ساله
decennry ده ساله
vicennial 02 ساله
triennial سه ساله
triennal سه ساله
annuals یک ساله
decades 01 ساله
sexennial شش ساله
annual یک ساله
decade 01 ساله
ten years old ده ساله
year-round <idiom> همه ساله
year by year همه ساله
chiliad هزار ساله
octennial هشت ساله
bimillenary دو هزار ساله
f.year old پنج ساله
nonagenarian نود ساله
bicentenary دویست ساله
octogenarian هشتاد ساله
octogenarians هشتاد ساله
annually همه ساله
colts اسب 3 یا 4 ساله
colt اسب 3 یا 4 ساله
centenarians جشن صد ساله
perennials همه ساله
perennial همه ساله
centenarian جشن صد ساله
annuallyy هر ساله سالیانه
triennium دوره سه ساله
seventies هفتاد ساله
quinquagenary پنجاه ساله
seventy هفتاد ساله
sexennium دوره شش ساله
bicentenaries دویست ساله
septennial هفت ساله
sepennial هفت ساله
septuagenarian هفتاد ساله
he is 0 years old او ده ساله است
quinquagenarian پنجاه ساله
sorrel گوزن نر سه ساله
quadrangena rian چهل ساله
semiyearly نیم ساله
half yearly نیم ساله
tercentennial سیصد ساله
tenant from year to year مستاجر یک ساله
octogenarians وابسته به ادم 08 ساله
octogenarian وابسته به ادم 08 ساله
nonagenarian ادم نود ساله
filly مادیان اصیل 3 یا 4 ساله
bicentenaries جشن دویست ساله
septennate دوره هفت ساله
millenium دوره هزار ساله
teens نوجوان ده تا91 ساله
strike it rich <idiom> یک شبه ره صد ساله رفتن
nursey race مسابقه اسبهای 2 ساله
decade دوره ده ساله دهدهی
decades دوره ده ساله دهدهی
millennial جشن هزار ساله
septennium دوره هفت ساله
annuallyy همه ساله هر سال
tercentenary سه قرن سیصد ساله
tercentenaries سه قرن سیصد ساله
mares مادیان 4 ساله یا بیشتر
pricket sister گوزن ماده دو ساله
quinquagenary شخص پنجاه ساله
quinquagenarian شخص پنجاه ساله
maturity مسابقه اسبهای 4 ساله
fillies مادیان اصیل 3 یا 4 ساله
lustrum دوره پنج ساله
quadrangena rian ادم چهل ساله
mare مادیان 4 ساله یا بیشتر
bicentenary جشن دویست ساله
quinquennium دوره پنج ساله
bicentennials جشن دویست ساله
bicentennial جشن دویست ساله
indiction دوره پانزده ساله
quinquenniad دوره پنج ساله
sexagesimal شصتم دوره شصت ساله
a man in his forties مرد چهل و خورده ساله
mother goose stakes مسابقه کره مادیانهای سه ساله
millenial وابسته به دوره هزار ساله
men affifty and above مردان پنجاه ساله به بالا
junior college دانشکده مقدماتی تا دو ساله اموزشکده
indiction مالیات پانزده ساله املاک
She must be at least 40. او [زن] کم کمش باید ۴۰ ساله باشد.
derby مسابقه سالانه اسبهای سه ساله در انگلستان
millenarianism اعتقاد به سلطنت هزار ساله مسیح
millenarian معتقد به سلطنت هزار ساله مسیح
derbies مسابقه سالانه اسبهای سه ساله در انگلستان
pythiad دوره چهار ساله جشنهای ورزشی " پیتین "
one thousand guineas مسابقه شرطبندی مادیانهای اصیل 3 ساله در انگلستان
the 28 year-old nurse-turned-independent insurance consultant پرستار ۲۸ ساله که مشاور مستقل بیمه شده است
two thousands guineas مسابقه شرطبندی بین اسبهای اصیل 3 ساله انگلیسی
juniorate مدرسه شبانه روزی متوسطه محصلین دو ساله مقدماتی یسوعیون
oedipal وابسته به احساسات و علائق کودکان 3 تا 6 ساله نسبت بوالدین جنس مخالف خود
Grand Prix یک دوره مسابقه بین المللی بین اسبهای سه ساله درفرانسه
Grands Prix یک دوره مسابقه بین المللی بین اسبهای سه ساله درفرانسه
herbage گیاه
plants گیاه
vegetable گیاه
plant گیاه
herbs گیاه
herb گیاه
greenstuff گیاه
lungwort شش گیاه
podophyllum مهر گیاه
herbist گیاه فروش
herbivora گیاه خواران
herblike گیاه مانند
seed plant بذر گیاه
herborist گیاه فروش
herborist گیاه شناس
sweet rush گور گیاه
plantlike گیاه مانند
herby گیاه دار
plant food غذای گیاه
honey dew شهد گیاه
herbiferous گیاه اور
the stem of a plant ساقه گیاه
herbiferous گیاه دار
vegetive گیاه پرور
ramie الیاف گیاه
turnsole گیاه تورنسل
herbary گیاه زار
herbary باغ گیاه
waterweed گیاه ابزی
ratoon جوانه گیاه
polycotylledon گیاه چندلپه
saxifrage گیاه سنگروی
hedysarum گیاه ترنجبین
sensitive plant گیاه حساس
herbescent گیاه مانند
phytosphere گیاه- کره
phytosphere گیاه- سپهر
mimosa گیاه حساس
legumen گیاه خوردنی
lemon grass گور گیاه
lithophyte گیاه سنگ زی
houseplants گیاه خانگی
microphyte گیاه خرد
houseplant گیاه خانگی
mandragora مهر گیاه
mandrake مردم گیاه
milk weed گیاه پادزهر
milk weed شیر گیاه
mandrake مهر گیاه
manragora مهر گیاه
monocotyledon گیاه تک لپه
mucilage لزوجت گیاه
musk root گیاه مشکین
phytophagous گیاه خوار
phytology گیاه شناسی
xerophyte گیاه خشک زی
phytogenic گیاه زاد
hydrophyte گیاه ابزی
phanerogam گیاه گلدار
phanerogam گیاه تخمدار
overgrown with plants پوشیده از گیاه
overgrown with plants گیاه پوش
orchis گیاه ثعلب
oceanophyte گیاه دریایی
nicotiana گیاه توتون
manragora مردم گیاه
bidental گیاه دوساله
herbaceous گیاه مانند
Aborigine گیاه بومی
ornamental گیاه ارایشی
vegetative گیاه پرور
botanists گیاه شناس
botanist گیاه شناس
botany گیاه شناسی
husband گیاه پرطاقت
sheaf دسته گل یا گیاه
facet سطح گیاه
facets سطح گیاه
azalea گیاه ازالیه
air plant گیاه هواخوریاهواروی
agaric گیاه قارچی
epiphyte گیاه هوازی
aerophyte گیاه هوازی
acotyledon گیاه بی لپه
herbal گیاه نامه
to water something آب دادن [گیاه]
hybrid گیاه پیوندی
grafts گیاه پیوندی
grafts پیوند گیاه
grafted گیاه پیوندی
grafted پیوند گیاه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com