English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
exteroceptor گیرنده برونی
Other Matches
backward کانال از گیرنده به فرستنده برای ارسال گیرنده
backwards کانال از گیرنده به فرستنده برای ارسال گیرنده
requesting سیگنال ارسالی توسط فرستنده به گیرنده وپرسش اینکه آیا گیرنده آماده دریافت داده است یا خیر.
requested سیگنال ارسالی توسط فرستنده به گیرنده وپرسش اینکه آیا گیرنده آماده دریافت داده است یا خیر.
request سیگنال ارسالی توسط فرستنده به گیرنده وپرسش اینکه آیا گیرنده آماده دریافت داده است یا خیر.
requests سیگنال ارسالی توسط فرستنده به گیرنده وپرسش اینکه آیا گیرنده آماده دریافت داده است یا خیر.
signalling 1-روش فرستنده برای هشدار به گیرنده برای ارسال یک پیام . 2-ارتباط با فرستنده درباره وضعیت گیرنده
consignee گیرنده کالا برای بارنامه گیرنده اصلی کالا
exoterical برونی
objectives برونی
external sense حس برونی
extrinsic برونی
outsides برونی
objective برونی
outside برونی
external برونی
exogenous برونی
externals برونی
externalization برونی کردن
epidermis پوست برونی
extroversion رویش برونی
extrinsic motivation انگیزش برونی
pods پوست برونی
pod پوست برونی
phlogosis اماس برونی
periderm پوست برونی
outer connection پیوند برونی
outboard engine موتور برونی
objective reality واقعیت برونی
neurilemma or lema پوشش برونی پی
extrapolation براورد برونی
extrapolations براورد برونی
veranda ایوان برونی
verandahs ایوان برونی
verandas ایوان برونی
scarf skin پوست برونی
extrinsic reward پاداش برونی
external pressure فشار برونی
airlocks صندوقهی برونی
external table جدول برونی
external validity اعتبار برونی
external command فرمان برونی
exosmosis حلول برونی
exogenous event رویداد برونی
external reward پاداش برونی
external function تابع برونی
epizoon انگل برونی
external phase فاز برونی
external inhibition بازداری برونی
springing of extrados پاطاق برونی
extroverts دارای رویش برونی
extrovert دارای رویش برونی
external auditory meatus گذرگاه برونی گوش
nearside lane خط یکم یا راه برونی
external hard disk دیسک سخت برونی
outward things جهان برونی یا فاهر
exo skeleton استخوان بندی برونی
outward application استعمال برونی یا خارجی
exoterics تعلیمات برونی یاعمومی
epidermal مربوط به پوست برونی بشرهای
external ophthalmia اماس برونی تخم چشم
epidermic مربوط به پوست برونی بشرهای
external modem تلفیق و تفکیک کننده برونی
grantee گیرنده
recipients گیرنده
recipient گیرنده
consignee گیرنده
sensor گیرنده
receptor گیرنده
catcher گیرنده
adopter گیرنده
accipient گیرنده
acceptor گیرنده
touching گیرنده
prehensile گیرنده
receptors گیرنده
assignee گیرنده
getter گیرنده
fetching گیرنده
payee گیرنده
payees گیرنده
barrage reception سد گیرنده
receivers گیرنده
addressees گیرنده
receiver گیرنده
addressee گیرنده
catchiest گیرنده
catchy گیرنده
reciever گیرنده
reciptacle گیرنده
catchier گیرنده
prehensory گیرنده
prehensorial گیرنده
rejuvenescent جوانی از سر گیرنده
beat receiver گیرنده تداخلی
volumetric receptor گیرنده حجمی
auto radio گیرنده اتومبیل
bailee تحویل گیرنده
bribee رشوه گیرنده
baroreceptor گیرنده فشار
tube receiver گیرنده لامپی
transreceiver فرستنده و گیرنده
revenger انتقام گیرنده
single circuit receiver گیرنده یک مداره
sound probe گیرنده صوتی
television receiver گیرنده تلویزیونی
thermoreceptor گیرنده دمایی
tither عشر گیرنده
determiners تصمیم گیرنده
transceiver فرستنده و گیرنده
transferee تحویل گیرنده
transferee انتقال گیرنده
acceptor level تراز گیرنده
amateur receiver گیرنده اماتور
two valve receiver گیرنده دو لامپی
cell receptor گیرنده سلولی
enteroceptor گیرنده درونی
crystal set گیرنده اشکارساز
exempted , adressee گیرنده استثنایی
decision maker تصمیم گیرنده
distance receptor گیرنده دوربرد
distilling receiver گیرنده تقطیر
donee گیرنده هبه
donee گیرنده هدیه
donee هبه گیرنده
interoceptor گیرنده درونی
interoceptor گیرنده احشایی
cessionary انتقال گیرنده
chemoreceptor گیرنده شیمیایی
determiner تصمیم گیرنده
clocker گیرنده وقت
communication receiver گیرنده مخابرات
concluder نتیجه گیرنده
acquisitive فرا گیرنده
consignee گیرنده امانت
prepossessing گیرنده جالب
catch of guage گیرنده بارانسنج
enteroceptor گیرنده احشایی
receiving set گیرنده رادیویی
receivers فرف گیرنده
receiver دستگاه گیرنده
mechanic recepter گیرنده مکانیکی
loanee وام گیرنده
iterant ازسر گیرنده
itching palm دست گیرنده
inductance گیرنده انرژی
trainees تعلیم گیرنده
high fidelity receiver گیرنده رابط
grantee انتقال گیرنده
trainee تعلیم گیرنده
pledgee رهن گیرنده
receiver گیرنده رادیویی
pledgee وثیقه گیرنده
nociceptor گیرنده درد
pawnee رهن گیرنده
comprehensive فرا گیرنده
passcatcher گیرنده پاس
jam سد گیرنده پاس
jammed سد گیرنده پاس
jams سد گیرنده پاس
photoreceptor گیرنده نور
receivers گیرنده رادیویی
receivers دستگاه گیرنده
receiver فرف گیرنده
opiate receptor گیرنده افیونی
offtake canal کانال گیرنده
decreasing نقصان گیرنده
payees گیرنده وجه
radio receiver گیرنده رادیویی
borrowers قرض گیرنده
borrower وام گیرنده
feoffee گیرنده تیول
borrower قرض گیرنده
borrowers وام گیرنده
striking موثر گیرنده
fondler اغوش گیرنده
strikingly موثر گیرنده
mortgagee رهن گیرنده
payee گیرنده وجه
receiving set دستگاه گیرنده
receiving antenna انتن گیرنده
proprioceptor گیرنده عضلانی
grabber hand دست گیرنده
periclinal ازهمه سو شیب گیرنده
overtaking vessel شناوه سبقت گیرنده
receiver output volume شدت صوت گیرنده
receiver gating ولت افزایی گیرنده
transceiver دستگاه گیرنده فرستنده
pressure points نقطههای گیرنده فشار
printing receiving apparatus دستگاه گیرنده ثبات
zero beat تنظیم موج گیرنده
feoffee زعیم انتقال گیرنده
iterative ازسر گیرنده تکراری
long wave receiver گیرنده موج بلند
mains receiving set دستگاه گیرنده شبکه
marginal borrower وام گیرنده نهائی
radio sextant گیرنده امواج کیهانی
receivers دستگاه گیرنده بی سیم
superheterodyne receiver گیرنده سوپر هترودین
annuitant گیرنده مستمری سالیانه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com