English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
superheterodyne receiver گیرنده سوپر هترودین
Other Matches
super vga سوپر وی جی ای
blower tupe supercharger سوپر شارژر
premium grade petrol بنزین سوپر
Premium gas بنزین سوپر
superacid سوپر اسید
high grade petrol بنزین سوپر
backward کانال از گیرنده به فرستنده برای ارسال گیرنده
backwards کانال از گیرنده به فرستنده برای ارسال گیرنده
request سیگنال ارسالی توسط فرستنده به گیرنده وپرسش اینکه آیا گیرنده آماده دریافت داده است یا خیر.
requested سیگنال ارسالی توسط فرستنده به گیرنده وپرسش اینکه آیا گیرنده آماده دریافت داده است یا خیر.
requesting سیگنال ارسالی توسط فرستنده به گیرنده وپرسش اینکه آیا گیرنده آماده دریافت داده است یا خیر.
requests سیگنال ارسالی توسط فرستنده به گیرنده وپرسش اینکه آیا گیرنده آماده دریافت داده است یا خیر.
high octane دارای اکتان زیاد مانند بنزین سوپر
phantoms شبح هواپیمای سوپر سونیک جنگنده رهگیر
phantom شبح هواپیمای سوپر سونیک جنگنده رهگیر
turbosupercharger سوپر شارژی در موتورهای پیستونی که توسط توربینی درمسیر گازهای خروجی کارمیکند
signalling 1-روش فرستنده برای هشدار به گیرنده برای ارسال یک پیام . 2-ارتباط با فرستنده درباره وضعیت گیرنده
consignee گیرنده کالا برای بارنامه گیرنده اصلی کالا
addressees گیرنده
prehensorial گیرنده
catcher گیرنده
addressee گیرنده
grantee گیرنده
receiver گیرنده
getter گیرنده
recipient گیرنده
recipients گیرنده
consignee گیرنده
receivers گیرنده
sensor گیرنده
prehensory گیرنده
touching گیرنده
payees گیرنده
acceptor گیرنده
payee گیرنده
prehensile گیرنده
receptor گیرنده
catchier گیرنده
catchiest گیرنده
catchy گیرنده
receptors گیرنده
fetching گیرنده
barrage reception سد گیرنده
reciever گیرنده
accipient گیرنده
assignee گیرنده
reciptacle گیرنده
adopter گیرنده
cessionary انتقال گیرنده
catch of guage گیرنده بارانسنج
bribee رشوه گیرنده
baroreceptor گیرنده فشار
crystal set گیرنده اشکارساز
beat receiver گیرنده تداخلی
decision maker تصمیم گیرنده
concluder نتیجه گیرنده
distance receptor گیرنده دوربرد
distilling receiver گیرنده تقطیر
chemoreceptor گیرنده شیمیایی
communication receiver گیرنده مخابرات
consignee گیرنده امانت
determiners تصمیم گیرنده
bailee تحویل گیرنده
acceptor level تراز گیرنده
determiner تصمیم گیرنده
amateur receiver گیرنده اماتور
clocker گیرنده وقت
auto radio گیرنده اتومبیل
cell receptor گیرنده سلولی
donee گیرنده هبه
donee گیرنده هدیه
transferee انتقال گیرنده
transferee تحویل گیرنده
tither عشر گیرنده
thermoreceptor گیرنده دمایی
television receiver گیرنده تلویزیونی
sound probe گیرنده صوتی
single circuit receiver گیرنده یک مداره
revenger انتقام گیرنده
rejuvenescent جوانی از سر گیرنده
receiving set گیرنده رادیویی
transreceiver فرستنده و گیرنده
tube receiver گیرنده لامپی
volumetric receptor گیرنده حجمی
two valve receiver گیرنده دو لامپی
passcatcher گیرنده پاس
receiving set دستگاه گیرنده
receiving antenna انتن گیرنده
radio receiver گیرنده رادیویی
high fidelity receiver گیرنده رابط
grantee انتقال گیرنده
nociceptor گیرنده درد
grabber hand دست گیرنده
fondler اغوش گیرنده
feoffee گیرنده تیول
exteroceptor گیرنده برونی
exempted , adressee گیرنده استثنایی
interoceptor گیرنده درونی
interoceptor گیرنده احشایی
enteroceptor گیرنده درونی
enteroceptor گیرنده احشایی
inductance گیرنده انرژی
itching palm دست گیرنده
proprioceptor گیرنده عضلانی
pledgee رهن گیرنده
pledgee وثیقه گیرنده
photoreceptor گیرنده نور
pawnee رهن گیرنده
opiate receptor گیرنده افیونی
offtake canal کانال گیرنده
mortgagee رهن گیرنده
mechanic recepter گیرنده مکانیکی
loanee وام گیرنده
iterant ازسر گیرنده
donee هبه گیرنده
jams سد گیرنده پاس
transceiver فرستنده و گیرنده
decreasing نقصان گیرنده
striking موثر گیرنده
strikingly موثر گیرنده
trainee تعلیم گیرنده
receiver دستگاه گیرنده
receiver گیرنده رادیویی
receiver فرف گیرنده
receivers دستگاه گیرنده
receivers گیرنده رادیویی
receivers فرف گیرنده
comprehensive فرا گیرنده
jam سد گیرنده پاس
trainees تعلیم گیرنده
payee گیرنده وجه
borrowers وام گیرنده
prepossessing گیرنده جالب
borrower قرض گیرنده
borrower وام گیرنده
payees گیرنده وجه
borrowers قرض گیرنده
jammed سد گیرنده پاس
acquisitive فرا گیرنده
feoffee زعیم انتقال گیرنده
receivers دستگاه گیرنده بی سیم
printing receiving apparatus دستگاه گیرنده ثبات
donee country کشور کمک گیرنده
directional reciever گیرنده جهت دار
decision making unit واحد تصمیم گیرنده
d.c. reciever گیرنده جریان دائم
platform رسانگر حامل گیرنده
transceiver دستگاه گیرنده فرستنده
receiver دستگاه گیرنده بی سیم
receiver output volume شدت صوت گیرنده
receiver gating ولت افزایی گیرنده
radio sextant گیرنده امواج کیهانی
periclinal ازهمه سو شیب گیرنده
overtaking vessel شناوه سبقت گیرنده
zero beat تنظیم موج گیرنده
marginal borrower وام گیرنده نهائی
mains receiving set دستگاه گیرنده شبکه
long wave receiver گیرنده موج بلند
iterative ازسر گیرنده تکراری
pressure points نقطههای گیرنده فشار
platforms رسانگر حامل گیرنده
consignee گیرنده کالای ارسالی
address نشانی گیرنده پیام
color zones مناطق گیرنده رنگ
holders گیرنده اشغال کننده
addressed نشانی گیرنده پیام
holder گیرنده اشغال کننده
alienee گیرنده مال موردانتقال
annuitant گیرنده مستمری سالیانه
determinant تصمیم گیرنده عاجز
catcher فرفرههای گیرنده محصول
addresses نشانی گیرنده پیام
borrower عاریه گیرنده مقترض
determinants تصمیم گیرنده عاجز
receptors ستاره مساعد گیرنده
receptor ستاره مساعد گیرنده
borrowers عاریه گیرنده مقترض
prehensive گیرنده دارای قوه قبض
receptors دستگاه گیرنده وان حمام
broadcast ارسال داده به چندین گیرنده 2-
broadcasts ارسال داده به چندین گیرنده 2-
large hande a دارای دست بگیر گیرنده
receptor دستگاه گیرنده وان حمام
carrige forward کرایه به عهده گیرنده کالا
split end گیرنده توپ در انتهای خط جبهه
exempted , adressee گیرنده معاف از اجرای دستور
pyrophorous اتش گیرنده مجاورت هوا
donatory گیرنده بخشش یاهدیه یاهبه
remittee گیرنده وجه فرستاده شده
responsor دستگاه گیرنده و جواب دهنده الکترونیکی
omnidirectional گیرنده یا فرستنده امواج درجهت مناسب
auriga ممسک الاعنه گیرنده ریسمان اوریگا
to address نشانه گیرنده را روی پاکت گذاشتن
aurigae ممسک الاعنه گیرنده ریسمان اوریگا
price taker خریدار یا فروشنده جزء گیرنده قیمت
high fidelity دستگاه گیرنده عالی وخوش صدا
grantee انتقال گیرنده متهب منتقل الیه
backward ارسال داده که توسط گیرنده کنترل میشود
communication مسیر فیزیکی که فرستنده را به گیرنده وصل میکند
route مسیر یک پیام بین فرستنده و گیرنده در شبکه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com