English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (15 milliseconds)
English Persian
sensor گیرنده یادریافت کننده خاطرات حسی ضبط کننده
Other Matches
holders گیرنده اشغال کننده
holder گیرنده اشغال کننده
corrector جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
pointer اشاره کننده نشان گیرنده عقربه ی دستگاه اندازه گیری
pointers اشاره کننده نشان گیرنده عقربه ی دستگاه اندازه گیری
flags ترتیب کد که به گیرنده اطلاع میدهد که حروف بعدی بیان کننده عملیات کنترلی است
flag ترتیب کد که به گیرنده اطلاع میدهد که حروف بعدی بیان کننده عملیات کنترلی است
overrunning دادهای که گیرنده گم کرده بود چون سنکرون بندد و یا با سرعت کمتری از ارسال کننده عمل ماکرو و بافر ندارد
overruns دادهای که گیرنده گم کرده بود چون سنکرون بندد و یا با سرعت کمتری از ارسال کننده عمل ماکرو و بافر ندارد
overrun دادهای که گیرنده گم کرده بود چون سنکرون بندد و یا با سرعت کمتری از ارسال کننده عمل ماکرو و بافر ندارد
transponder تقویت کننده مستمر روی یک ماهواره که سیگنالها را ازیک ایستگاه زمینی دریافت کرده و انها را به ایستگاه گیرنده منعکس میکند
altitude/height hold متوقف کننده سقف پروازهواپیما محدود کننده خودکارارتفاع پرواز هواپیما
marshaller هدایت کننده به محل تجمع جمع اوری کننده یکان
propounder ابراز کننده یا مطرح کننده وصیت نامه در دادگاه امورحسبی
inhibitor کنترل کننده سوزش خرج موشک ممانعت کننده ازاشتعال
quick disconnect coupling کوپلینگی برای لولههای ی سیالات دارای دریچههای مسدود کننده و اجزاء اب بندی- کننده
primers وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
primer وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
homogeneous computer network یچ کننده و توزیع کننده که همه کانالهای داده آن از پروتکل و نرخ ارسال یکسان استفاده می کنند
detonators منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
makgi boowi نقاط حمله کننده و دفاع کننده تکواندو
distractive گیج کننده برگرداننده یا اشغال کننده فکر
changer دواتصال کننده که اتصال کننده مادگی را به نری
vasomotor اعصاب تنگ کننده وگشاد کننده رگها
interceptor هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
del credere وصول کننده مطالبات تضمین کننده طلبها
steam fitter نصب کننده وتعمیر کننده لولههای بخار
detonator منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
interceptors هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
search jammer تولید کننده پارازیت در انتن رادار وسیله جلوگیری کننده از تجسس رادار وسیله جلوگیری کننده از مراقبت
sprining charge خرج چال کننده یا گود کننده
prepossessing مجذوب کننده جلب توجه کننده
expostulator سرزنش کننده نصیحت کننده باسرزنش
padding پنهان کننده یااستتار کننده پیامها
claqueur تشویق کننده [یا هو کننده] استخدام شده
suppressive خنثی کننده اتش سرکوب کننده
astigmatizer وسیله استیگمات کننده وسیله تقویت کننده مسافت یاب برای دیدن نور کم در شب
stop order دستور عدم پرداخت از طرف صادر کننده سند مالی به مرجع پرداخت کننده
vibrators ارتعاش کننده نوسان کننده
cogitator اندیشه کننده مطالعه کننده
desolator ویران کننده متروک کننده
desolater ویران کننده متروک کننده
discriminant تفکیک کننده جدا کننده
modulator demodulator تلفیق کننده- تفکیک کننده
gesticulant اشاره کننده وحرکت کننده
thwarter خنثی کننده مسدود کننده
presentor ارائه کننده معرفی کننده
the producer and the consumer تولید کننده و مصرف کننده
insulator جدا کننده عایق کننده
designative اشاره کننده تعیین کننده
acknowledger تصدیق کننده قبول کننده
intermediaries وساطت کننده مداخله کننده
intermediary وساطت کننده مداخله کننده
provisioner تدارک کننده تهیه کننده
prosecutors پیگرد کننده تعقیب کننده
prosecutor پیگرد کننده تعقیب کننده
supplicant درخواست کننده تضرع کننده
supplicants درخواست کننده تضرع کننده
accaimer هلهله کننده تحسین کننده
vibrator ارتعاش کننده نوسان کننده
whetstone تیز کننده تند کننده
insulators جدا کننده عایق کننده
homager تجلیل کننده کرنش کننده
corruptor فاسد کننده منحرف کننده
oppressive خورد کننده ناراحت کننده
contractive جمع کننده چوروک کننده
corrupter فاسد کننده منحرف کننده
trimmer دستکاری کننده صاف کننده
toasters سرخ کننده برشته کننده
transmitter منتقل کننده مخابره کننده
venerator تکریم کننده ستایش کننده
sniffy افهار تنفر کننده فن فن کننده
favourer یاری کننده مساعدت کننده
suberter سرنگون کننده تضعیف کننده
practicer تمرین کننده مشق کننده
hanger اویزان کننده معلق کننده
transmitters منتقل کننده مخابره کننده
toaster سرخ کننده برشته کننده
modifiers اصلاح کننده تعدیل کننده
striking force نیروی تک کننده یا کمین کننده
diverting سرگرم کننده منحرف کننده
thickener غلیظ کننده پرپشت کننده
presenters ارائه کننده معرفی کننده
lifter مرتفع کننده برطرف کننده
thickeners غلیظ کننده پرپشت کننده
spell binder مسحور کننده مجذوب کننده
preventive حفافت کننده جلوگیری کننده
hangers اویزان کننده معلق کننده
modifier اصلاح کننده تعدیل کننده
divider جدا کننده تقسیم کننده
presenter ارائه کننده معرفی کننده
coordinator هم اهنگ کننده هماهنگ کننده
fuel cooled oil cooler خنک کننده روغن که در ان ازسوخت بعنوان ماده خنک کننده استفاده میشود
skeletonizer تهیه کننده استخوان بندی یا کالبد چیزی تهیه کننده رئوس مطالب
dragger شرکت کننده در مسابقه اتومبیلرانی سرعت شرکت کننده درمسابقه سرعت موتورسیکلت رانی شرکت کننده در مسابقه قایقرانی سرعت
plasticizer ماده سخت کننده و کشدار کننده خرج انفجار یا خرج تلاش
procuring activity یکان تهیه کننده و تحویل دهنده اماد قسمت اماد کننده
agent authentication معرفی قسمت مخابره کننده اعلام معرف مخابره کننده
parity bit عدد یا علامت طراز کننده متعادل کننده عدد تعادل
cooperative scorer بهره گیرنده از روش سرمایه گذاری مشترک استفاده کننده از سرمایه گذاری مشترک
component اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
components اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
user freindly اسان برای استفاده کننده ارتباط دوستانه با استفاده کننده سیستم محاسباتی که امکانات لازم برای توانایی هاو محدودیتهای اپراتور رافراهم می سازد
dismantling shot تیر قطعه قطعه کننده گلوله تخریب کننده
voltage stabilizer تثبیت کننده فشار الکتریکی تثبیت کننده ولتاژ
family محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
families محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
tipper کج کننده واژگون کننده
army component نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات یکان زمینی شرکت کننده در عملیات مشترک قسمت زمینی
flares گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
stabilizer تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
flare گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
requistioner قسمت درخواست کننده تهیه کننده درخواست
stabilisers تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
supporting arms نیروی پشتیبانی کننده یکانهای پشتیبانی کننده
negative true logic سیستمی منطقی که در ان یک ولتاژ بالا بیان کننده بیت صفرو یک ولتاژ پایین بیان کننده بیت یک میباشد
delay release sinker وسیله غوطه ور کننده مین زمانی غوطه ور کننده مین تاخیری
desiccant مواد خشک کننده گیاهان مواد شیمیایی خشک کننده روییدنیها
radar picket ناو تقویت کننده رادار هواپیمای تقویت کننده رادار
analysis staff ستاد تجزیه و تحلیل کننده گروه تجزیه و تحلیل کننده
component command قرارگاه نیروی شرکت کننده درعملیات فرماندهی نیروی مسلح شرکت کننده درعملیات
gyro repeater تکرار کننده سمت ژیروسکوپی ناو تکرار کننده سمت هدایت نجومی ناو
jumpers شوت کننده با پرش پرش کننده
jumper شوت کننده با پرش پرش کننده
memorabilia خاطرات
redolence خاطرات گذشته
noting خاطرات یادداشت
note خاطرات یادداشت
notes خاطرات یادداشت
dyslogistic دارای خاطرات بد
backward کانال از گیرنده به فرستنده برای ارسال گیرنده
backwards کانال از گیرنده به فرستنده برای ارسال گیرنده
diaries دفتر خاطرات روزانه
diary دفتر خاطرات روزانه
requesting سیگنال ارسالی توسط فرستنده به گیرنده وپرسش اینکه آیا گیرنده آماده دریافت داده است یا خیر.
requests سیگنال ارسالی توسط فرستنده به گیرنده وپرسش اینکه آیا گیرنده آماده دریافت داده است یا خیر.
requested سیگنال ارسالی توسط فرستنده به گیرنده وپرسش اینکه آیا گیرنده آماده دریافت داده است یا خیر.
request سیگنال ارسالی توسط فرستنده به گیرنده وپرسش اینکه آیا گیرنده آماده دریافت داده است یا خیر.
out side دریافت کننده سرویس دریافت کننده سرویس اسکواش
diarists نویسندهء دفتر خاطرات روزانه
off the top of one's head <idiom> خودبه خود ،از روی خاطرات
diarist نویسندهء دفتر خاطرات روزانه
bidder کننده
doer کننده
noncommittal رد کننده
mauler له کننده
attenuant اب کننده
squelcher له کننده
filler پر کننده
fillers پر کننده
bidders کننده
wheezier خس خس یا خر خر کننده
wheeziest خس خس یا خر خر کننده
wheezy خس خس یا خر خر کننده
abjurer or abjuror کننده
puffer پف کننده
prater پچ پچ کننده
doers کننده
squasher له کننده
refutatory رد کننده
repudiationist رد کننده
crusher له کننده
syncopator غش کننده
fluxing oil اب کننده
fillets پر کننده
filleting پر کننده
filleted پر کننده
bender خم کننده
swooner غش کننده
surfy کف کننده
commulator یک سو کننده
crepitant خش خش کننده
solver حل کننده
deflective کج کننده
solvents اب کننده
spurner رد کننده
fillet پر کننده
solvent اب کننده
prattfall پچ پچ کننده
refutative رد کننده
deletive حک کننده
ear-splitting کر کننده
skittish رم کننده
bandwidth یچ کننده
refuser رد کننده
benders خم کننده
catterer پچ پچ کننده
percutient دق کننده
mitigatory کم کننده
mitigative کم کننده
tracker پی کننده
renunciant کننده
renunciant رد کننده
fizzy کف کننده
hopper لی لی کننده
hoppers لی لی کننده
thinner کم کننده
whisperer پچ پچ کننده
trackers پی کننده
jaberer پچ پچ کننده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com