English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 208 (34 milliseconds)
English Persian
card jam گیر کردن کارت
Search result with all words
card کارت پلاستیکی نازک با وسیله حافظه و ریز پردازنده که در آن قرار گرفته است که برای انتقال الکترونیکی یا مشخص کردن کاربر انجام میشود
cards کارت پلاستیکی نازک با وسیله حافظه و ریز پردازنده که در آن قرار گرفته است که برای انتقال الکترونیکی یا مشخص کردن کاربر انجام میشود
postcard بوسیله کارت پستال مکاتبه کردن
postcards بوسیله کارت پستال مکاتبه کردن
atm ماشین الکترونیکی در بانک با وارد کردن کارت مغناطیسی پول را خرد میکند
DIMM سیستم مرتب کردن قط عات حافظه RAM در دوطرف کارت کوچک که قابل درج روی تخته اصلی کامپیوتر است تا حافظه اصلی بروز شود
to make a trick با کارت شعبده بازی کردن [ورق بازی]
Other Matches
cards کارتی که فقط حاوی شیارهای هادی است بین اتصال کارت اصلی و کارت اضافی که باعث میشود کارت اضافه به آسانی کارکند و بررسی شود در خارج از محفظه آن
card کارتی که فقط حاوی شیارهای هادی است بین اتصال کارت اصلی و کارت اضافی که باعث میشود کارت اضافه به آسانی کارکند و بررسی شود در خارج از محفظه آن
post card کارت غیررسمی که تمبر روی ان چسبانده بجای کارت پستال است
calibration card کارت خصلت یابی توپخانه کارت تنظیم بی سیم یا وسایل دیگر
card وسیلهای که داده را از پشت کارت شناسایی یا کارت اعتباری می خواند
leading edge اولین لبه کارت پانچ که وارد کارت خوان میشود
cards وسیلهای که داده را از پشت کارت شناسایی یا کارت اعتباری می خواند
name tag کارت معرفی کارت اسم
cards کارت تبریک کارت عضویت
card کارت تبریک کارت عضویت
adapter کارت جانبی که کامپیوتر را به شبکه وصل میکند. این کارت داده کامپیوتری را به سیگنال الکتریکی تبدیل میکند تا قابل ارسال در کابل شبکه باشد
qualification card کارت مهارت در تیراندازی کارت ثبت میزان مهارت
emergency medical tag کارت معالجه اورژانس کارت مراجعه به اورژانس
card کارت
card code کد کارت
cards کارت
stub card ته کارت
paste board کارت
card image تصویر کارت
card deck دسته کارت
ID card کارت شناسایی
job card کارت برنامه
green cards کارت سبز
card feed خورد کارت
card یک کارت پانچ
card hopper ناودان کارت
card deck دستینه کارت
identification document کارت شناسایی
job card کارت کار
card field میدان کارت
card format قالب کارت
badge کارت شناسایی
card loader کارت بارکن
coulmn card کارت 69 ستونه
card rack طاقچه کارت
card guide راهنمای کارت
debit card کارت بدهی
card face رویه کارت
card punch کارت منگنه کن
green card کارت سبز
interface card کارت رابط
continuation card کارت ادامه
account card کارت حساب
comment card کارت توضیحی
paper card کارت کاغذی
yello card کارت زرد
control card کارت کنترل
tape to card از نوار به کارت
red card کارت قرمز
get a long with you بروپی کارت
I want to have a word with you . I want you . کارت دارم
range card کارت برد
credit card کارت اعتباری
visting card کارت ویزیت
visiting card کارت ویزیت
summary card کارت خلاصه
card column ستون کارت
identification card کارت شناسایی
ibm card کارت 08 ستونی
card code رمز کارت
card cage محفظه کارت
ledger card کارت معین
card stacker مخزن کارت
cards یک کارت پانچ
calling card کارت ویزیت
input card کارت ورودی
hollerith card کارت هالریت
credit cards کارت اعتباری
binary card کارت دودویی
magnetic card کارت مغناطیسی
postcard کارت پستال
carte کارت ویزیت
magnacard کارت مغناطیسی
card row سطر کارت
cartle blanche کارت بلانش
card stacker کارت پشته کن
punch card کارت منگنه
card verifier بازبین کارت
card verification بازبینی کارت
smart card کارت هوشمند
punched card کارت منگنه
logic card کارت منطقی
picture postcard کارت پستال
postcards کارت پستال
carte blanche کارت سفید
post card کارت پستال
circuit card کارت مدار
card rack جای کارت
card reader کارت خوان
card field فیلد کارت
cards کارت ویزیت بلیط
data card کارت اطلاعات کامپیوتری
index card کارتشاخص - کارت Index
object deck دسته کارت مقصود
card-carrying دارای کارت عضویت
data card کارت ثبت اطلاعات
edge punched card کارت لب منگنه شده
eighty column card کارت هشتاد ستونی
network interface card کارت میانجی شبکه
end of job card کارت انتهای کار
row binary card کارت دودویی سطری
controller card کارت کنترل کننده
card hopper قسمت جهنده کارت
y punch سوراخ کارت ستونی .
visiting card کارت اسم درفرانسه
magnetic card computer کامپیوتر با کارت مغناطیسی
magnetic ledger card کارت معین مغناطیسی
billet slip کارت محلهای افراد
magnetic strip card کارت نوار مغناطیسی
chart correction card کارت تصحیح نقشه
card aligner هم تراز کننده کارت
ammunition data card کارت مشخصات مهمات
card punch دستگاه کارت منگنه
trailer card کارت پشت بند
card کارت ویزیت بلیط
card to disk converter مبدل کارت به دیسک
punched card کارت منگنه شده
punched card کارت پانچ شده
card loader بار کننده کارت
card sorter دستگاه کارت جورکن
I have a credit card. من کارت اعتباری دارم.
punch card machine ماشین کارت منگنه
key card کارت کلید کامپیوتر
punched card control کنترل کارت پانچ
card reproducer تولیدکننده دوباره کارت
safety card کارت تامین اتشبار
picture postcard کارت پستال عکس دار
bin card کارت مصرف محتویات فرف
casrd random access memory حافظه دستیابی تصادفی کارت
to deal out [card game] کارت دادن [ورق بازی]
to deal کارت دادن [ورق بازی]
pasteboard کارت ویزیت ورق بازی
PCMCIA که کارت گسترده PCMCIA را می پذیرد
decks مجموعه بزرگی از کارت پانچ ها
credit card کارت یاورقه خرید نسیه
safety card کارت تامین جنگ افزار
deck مجموعه بزرگی از کارت پانچ ها
pass گذرگاه کارت عبور گذراندن
passed گذرگاه کارت عبور گذراندن
credit cards کارت یاورقه خرید نسیه
decked مجموعه بزرگی از کارت پانچ ها
passes گذرگاه کارت عبور گذراندن
issue [of something] [ID card or check] صدور [چیزی] [کارت شناسایی] [چک]
card sorter دستگاه مرتب کننده کارت
disk controller card کارت کنترل کننده دیسک
What time should I check in? چه وقت کارت سوار شدن به من میدهید؟
direct objects پانج کارت که حاوی برنامه است
packs تعداد کارت پانچ ها یا دیسکهای مغناطیسی
objected پانج کارت که حاوی برنامه است
object پانج کارت که حاوی برنامه است
Here ist my Green card. بفرمائید این کارت سبز من است.
indirect objects پانج کارت که حاوی برنامه است
tag نوار پشت پوتین کارت معرفی
key card کارت اصلی حروف رمز کامپیوتر
pack تعداد کارت پانچ ها یا دیسکهای مغناطیسی
Just sign here and leave at that . اینجا را امضاء کن ودیگر کارت نباشد
punch وسیله تولید سوراخ در پانچ کارت
objects پانج کارت که حاوی برنامه است
punched وسیله تولید سوراخ در پانچ کارت
tags نوار پشت پوتین کارت معرفی
objecting پانج کارت که حاوی برنامه است
punches وسیله تولید سوراخ در پانچ کارت
range board طرح تیر کارت تصحیح برد سلاح
to clock in [in the workplace] مهر ساعت را در آغاز کارروی کارت زدن
to punch in [American E] [in the workplace] مهر ساعت را در آغاز کارروی کارت زدن
to clock on [British E] [in the workplace] مهر ساعت را در آغاز کارروی کارت زدن
to punch out [American E] [in the workplace] مهر ساعت را در آخر کارروی کارت زدن
to clock out [in the workplace] مهر ساعت را در آخر کارروی کارت زدن
to clock off [British E] [in the workplace] مهر ساعت را در آخر کارروی کارت زدن
inlay card کارت شناسایی درون نوار یا جعبه دیسک
cards ماشینی که در کارت پانچ سوراخ ایجاد میکند
Can I pay by credit card? آیا میتوانم با کارت اعتباری پرداخت کنم؟
card ماشینی که در کارت پانچ سوراخ ایجاد میکند
card سوراخی که در موازات بلندترین لبه کارت قرار دارد
parity بررسی پریتی روی هر کارت پانج یا ستون نوار
fields بخشی از ستون کارت برای یک نوع داده یا رکورد
cards سوراخی که در موازات بلندترین لبه کارت قرار دارد
fielded بخشی از ستون کارت برای یک نوع داده یا رکورد
x punch سوراخ کارت در ستون برای بیان عدد منفی
X distance سوراخ کارت در ستون برای بیان عدد منفی
field بخشی از ستون کارت برای یک نوع داده یا رکورد
identification tag پلاک شناسایی اتیکت اسم کارت معرفی نامه
mark کارت از پیش چاپ شده با فضایی برای حروف علامتدار
marks کارت از پیش چاپ شده با فضایی برای حروف علامتدار
loader برنامه کوتاهی که داده را از کارت پانج به حافظه اصلی می برد
key ماشین پانچ داده در کارت پانج به وسیله یک صفحه کلید
expansion اتصالی درون کامپیوتر که کارت میتواند وارد نصب شود
slot اتصال درون کامپیوتر که در آن کارت اضافی قابل نصب است
slots اتصال درون کامپیوتر که در آن کارت اضافی قابل نصب است
punched card کارت کارمندی که در مقابل هرروز یا هر ساعت کار انراسوراخ کنند
punchboard کارت کارمندی که در مقابل هرروز یا هر ساعت کار انراسوراخ کنند
slotting اتصال درون کامپیوتر که در آن کارت اضافی قابل نصب است
I fiddled afew invitation cards. باهر کلکی بود چند تا کارت دعوت گیر آوردم
increment انتقال متن یا کارت به محل روبروی آن برای چاپ یا خواندن
increments انتقال متن یا کارت به محل روبروی آن برای چاپ یا خواندن
PCMCIA - سوزنی که در انتهای کارت PCMCIA درون حفره آن قرار دارد
headers پانچ کارت حاوی اطلاعاتی درباره بقیه کارتهای مجموعه
adapter کارت واسط جانبی که به وسایل ناهماهنگ امکان ارتباط میدهد
columns بیت بررسی هر بیتی روی هر ستون پانچ کارت یا نوار
cash dispensers ماشینی که با داخل نمودن کارت مخصوص ودادن دستور لازم
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com