English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 162 (8 milliseconds)
English Persian
record یادداشت نگارش
Other Matches
recordings نگارش
recording نگارش
version نگارش
versions نگارش
freedom of the press ازادی نگارش
dipartment of publications اداره نگارش
department of publications اداره نگارش
depiction نگارش تعریف
meteorgraph الت نگارش
pen شیوه نگارش
depictions نگارش تعریف
pens شیوه نگارش
penning شیوه نگارش
penned شیوه نگارش
stylistics فن نگارش سبک شناسی
xylograph نگارش روی چوپ
surveillance video recording نگارش ویدئوی نظارتی
touch-type نگارش با روش پرماسی
touch-typed نگارش با روش پرماسی
touch-typing نگارش با روش پرماسی
touch-types نگارش با روش پرماسی
gutter press نگارش هایامطبوعات پست
styling خامه سبک نگارش
styles خامه سبک نگارش
obscurantism سبک نگارش مبهم
styled خامه سبک نگارش
style خامه سبک نگارش
surrealism سبک نگارش خیالی سوررئالیسم
aerometeorograph دستگاه نگارش عوامل هواسنجی
illusionism نگارش یا توصیف منافر وهمی
autobiographies نگارش شرح زندگی شخصی بوسیلهء خود او
autobiography نگارش شرح زندگی شخصی بوسیلهء خود او
pnemograph الت نگارش حرکات سینه هنگام تنفس
pick wickian شبیه پیکویک قهرمان داستان نگارش چارلز دیکنز
moulage انگشت نگاری یا نگارش اثر چیزی برای کشف جرم
reminiscence یادداشت
reminiscences یادداشت
pro memoria یادداشت
memoir یادداشت
note یادداشت
endnote یادداشت
notes یادداشت
apostil یادداشت
noting یادداشت
annotation یادداشت
annotations یادداشت
memoirs یادداشت
memoire یادداشت
memorandum یادداشت
memoranda یادداشت
chits یادداشت
chit یادداشت
memos یادداشت
memo یادداشت
notations یادداشت
notation یادداشت
slipped یادداشت
slip یادداشت
memorandums یادداشت
jottings یادداشت
slips یادداشت
chitty یادداشت-رسید
notepaper کاغذ یادداشت
notelet یادداشت کوچک
scratch paper کاغذ یادداشت
set down یادداشت کردن
record یادداشت سخنرانی
footnotes یادداشت ته صفحه
memorandum of understanding یادداشت تفاهم
notes یادداشت سخنرانی
counter memorial جواب یادداشت
billet doux یادداشت عاشقانه
record یادداشت درسی
advice note یادداشت اطلاع
notes یادداشت درسی
adscript یادداشت اضافی
take down یادداشت کردن
footnote یادداشت ته صفحه
put-down یادداشت کردن
notes یادداشت کردن
notes تبصره یادداشت ها
notes خاطرات یادداشت
note یادداشت کردن
note تبصره یادداشت ها
note خاطرات یادداشت
put-downs یادداشت کردن
record یادداشت کردن
minute مسوده یادداشت
minute یادداشت وقایع
tot یادداشت مختصر
tots یادداشت مختصر
put down یادداشت کردن
noting خاطرات یادداشت
noting تبصره یادداشت ها
notebook کتابچه یادداشت
annotate یادداشت نوشتن
annotated یادداشت نوشتن
annotates یادداشت نوشتن
annotating یادداشت نوشتن
record یادداشت بایگانی
commentaries رشته یادداشت
commentary رشته یادداشت
noting یادداشت کردن
notebooks کتابچه یادداشت
to writes down واردکردن یادداشت کردن
memorandum اقدام به یادداشت کند
memorandums اقدام به یادداشت کند
memoranda اقدام به یادداشت کند
pads دفترچه یادداشت لایی
pad دفترچه یادداشت لایی
diaries دفتر یادداشت روزانه
message book دفتر یادداشت پیام
diary دفتر یادداشت روزانه
memorability قابل یادداشت بودن
papers یادداشت کردن با کاغذ پوشاندن
commentating حاشیه نوشتن یادداشت کردن
memorandum برگ خلاصه یادداشت مانند
memoranda برگ خلاصه یادداشت مانند
field book دفترچه یادداشت نقشه بردار
postscript یادداشت الحاقی اخرنامه یا کتاب
papering یادداشت کردن با کاغذ پوشاندن
papered یادداشت کردن با کاغذ پوشاندن
paper یادداشت کردن با کاغذ پوشاندن
callective note بیانیه یا یادداشت دسته جمعی
memorandums برگ خلاصه یادداشت مانند
postscripts یادداشت الحاقی اخرنامه یا کتاب
commentates حاشیه نوشتن یادداشت کردن
billet ورقه جیره یادداشت مختصر
billeted ورقه جیره یادداشت مختصر
billeting ورقه جیره یادداشت مختصر
billets ورقه جیره یادداشت مختصر
refit book دفتر یادداشت وقایع دریایی
commentate حاشیه نوشتن یادداشت کردن
commentated حاشیه نوشتن یادداشت کردن
memorials نامه یا یادداشت غیر رسمی عریضه
materials returned note یادداشت مواد عودت داده شده
notate یادداشت برداشتن یاد داشت کردن
bindery یات ایمنی کاربر را یادداشت کند
folios دفتر یادداشت پوشه یاکارتن کاغذ
folio دفتر یادداشت پوشه یاکارتن کاغذ
[results were] satisfactory رضایت بخش [در یادداشت گزارش کنترل]
memorial نامه یا یادداشت غیر رسمی عریضه
trail یات استفاده از یک سیستم با یادداشت کردن تراکنشها
trailing یات استفاده از یک سیستم با یادداشت کردن تراکنشها
trails یات استفاده از یک سیستم با یادداشت کردن تراکنشها
trailed یات استفاده از یک سیستم با یادداشت کردن تراکنشها
write down یادداشت کردن تنزل دادن بهای اسمی سهام
reading یادداشت مربوط به اعداد یا درجه ها , به ویژه درجههای یک اندازه
writes بعنوان یادداشت و برای ثبت نوشتن درج کردن
readings یادداشت مربوط به اعداد یا درجه ها , به ویژه درجههای یک اندازه
write بعنوان یادداشت و برای ثبت نوشتن درج کردن
sidekicks برنامه مشهور که یک ماشین حساب کامپیوتری صفحه یادداشت
I must make a special note of that. من باید یادداشت ویژه ای برای این مورد بکنم.
sidekick برنامه مشهور که یک ماشین حساب کامپیوتری صفحه یادداشت
references نشانه چاپ شده برای نشان دادن وجه و یک یادداشت یا عدم وجود مرجع در متن
reference نشانه چاپ شده برای نشان دادن وجه و یک یادداشت یا عدم وجود مرجع در متن
testacy دارای وصیت نامه بودن نگارش وصیت نامه
topography نگارش عوارض زمین نشان دادن عوارض زمین
counter memorial یادداشت متقابل اخطار متقابل
pads ناحیهای از مس مسطح روی یک تخته مدار چاپی که محل اتصال سیمهای تشکیل دهنده مدار بوده و به وسیله ان انتقال میان سیمی از یک طرف تخته مدار چاپی به طرف دیگر صورت می گیرد پر کردن فیلدی از داده بافضای خالی دفترچه یادداشت
pad ناحیهای از مس مسطح روی یک تخته مدار چاپی که محل اتصال سیمهای تشکیل دهنده مدار بوده و به وسیله ان انتقال میان سیمی از یک طرف تخته مدار چاپی به طرف دیگر صورت می گیرد پر کردن فیلدی از داده بافضای خالی دفترچه یادداشت
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com