Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 19 (3 milliseconds)
English
Persian
infantile amnesia
یادزدودگی کودکی
Other Matches
posthypnotic amnesia
یادزدودگی پس هیپنوتیسمی
retrograde amnesia
یادزدودگی پس گستر
localized amnesia
یادزدودگی اختصاصی
lacunar amnesia
یادزدودگی اختصاصی
catathymic amnesia
یادزدودگی محدود
circumscribed amnesia
یادزدودگی محدود
imfancy
کودکی
infancy
کودکی
childhood
کودکی
man and boy
چه در کودکی چه در بزرگی
dementia infantilis
زوال عقل کودکی
infantile
مربوط بدوران کودکی
To adopt a child ( an infant ) .
کودکی را بفرزندی قبول کردن
infantile sexuality
میل جنسی دوره کودکی
nursling or nurse
کودکی به دست دایه یا پرستار سپرده شده است
latchkey child
[کودکی که معمولا در خانه بخاطر مشغله پدر مادر تنها است]
handy dandy
بازی بچگانه که دران کودکی چیزی رادریکی ازدودست بسته خودنگاه
His new luxury mansion is a dar cry from the one bedroom cottage he lived in as a child.
عمارت لوکس جدیدش کجا و کلبه یک خوابه ای که کودکی اش را در آن به سر برد کجا.
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com