English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 107 (7 milliseconds)
English Persian
trophies یادگاری پیروزی
trophy یادگاری پیروزی
Other Matches
monumental یادگاری
memento یادگاری
mementoes یادگاری
mementos یادگاری
memortial یادگاری
red day روز یادگاری
monumentally به ایین یادگاری
remembrance ذهن یادگاری
tokens نشانی یادگاری
autograph [a document transcribed entirely in the handwriting of its author] امضا یادگاری
token نشانی یادگاری
keepsakes هدیه یادگاری یادبود
to raise a monument ساختن بنای یادگاری
evocative typeface طرح حروف یادگاری
keepsake یادگاری [برای یادآوری]
keepsake هدیه یادگاری یادبود
to raise a monument برپا کردن بنای یادگاری
memotial festival عید یا جشن یادگاری روزیادگاری
token یادگاری [وقتی که کسی خداحافظی می کند]
souvenir یادگاری [وقتی که کسی از جایی با خود می آورد]
triumphs پیروزی
win پیروزی
wins پیروزی
victoriously با پیروزی
victories پیروزی
victoriousness پیروزی
triumphing پیروزی
triumphed پیروزی
triumph پیروزی
victory پیروزی
beat پیروزی
beats پیروزی
score پیروزی
achievement پیروزی
conquests پیروزی
conquest پیروزی
scores پیروزی
takes پیروزی
take پیروزی
scored پیروزی
victory stele لوح پیروزی
victory day روز پیروزی
paeans پیروزی نامه
trophy نشان پیروزی
v day روز پیروزی
triumphal cloumn برج پیروزی
conquers پیروزی یافتن بر
winnable شایسته پیروزی
V-sign علامت پیروزی
V-signs علامت پیروزی
win on points پیروزی با امتیاز
success پیروزی نتیجه
successes پیروزی نتیجه
trophies نشان پیروزی
secure of victory مطمئن به پیروزی
nike الهه پیروزی
paean پیروزی نامه
conquer پیروزی یافتن بر
triumphal حاکی از پیروزی
conquering پیروزی یافتن بر
wins پیروزی برد
steal پیروزی غیرمنتظره
garrison finish پیروزی غیرمنتظره
win پیروزی برد
steals پیروزی غیرمنتظره
sudden victory پیروزی در وقت اضافی
achievements پیروزی کار بزرگ
win by knockout پیروزی با ناک اوت
pull it out پیروزی در واپسین لحظات
triumphantly فاتحانه فریاد پیروزی
paean پیروزی نامه نوشتن
triumphant فاتحانه فریاد پیروزی
pewter جام پیروزی جایزه
paeans پیروزی نامه نوشتن
pyrrhic victory پیروزی ای که بی اندازه گران تمام شد
save the day <idiom> به پیروزی وموفقیت دست یافتن
palm نخل خرما نشانه پیروزی
shut out مانع پیروزی حریف شدن
occupation authority اقتدار ناشی از فتح و پیروزی
win by retirement پیروزی با کنار رفتن حریف
to overcrow one's rival از پیروزی بر حریف شادی کردن
palms نخل خرما نشانه پیروزی
brush دم روباه شکارشده بعنوان نشانه پیروزی
brushes دم روباه شکارشده بعنوان نشانه پیروزی
edge پیروزی با فاصله امتیاز کم لبه اسکیت
edges پیروزی با فاصله امتیاز کم لبه اسکیت
streaking یک دوره پیروزی یاشکست انجام حرکات عالی
long shot شرکت کنندهای که احتمال پیروزی کمی دارد
streaks یک دوره پیروزی یاشکست انجام حرکات عالی
streaked یک دوره پیروزی یاشکست انجام حرکات عالی
streak یک دوره پیروزی یاشکست انجام حرکات عالی
head hunt بریدن سردشمن وبردن ان بعنوان غنیمت ونشانه پیروزی
turn the tide <idiom> چیزی که بنظر شکست خورده بود به پیروزی رساندن
outrunning منطقه توقف در پایان مسابقه اسکی پیروزی بر حریف ویژه
jujitsu مبارزه ژاپنی با استفاده ازنیروی حریف برای پیروزی براو
jiujutsu مبارزه ژاپنی با استفاده ازنیروی حریف برای پیروزی براو
Vistory was dearly bought . پیروزی بقیمت گرانی بدست آمد ( تلفات جانی فراوان )
outruns منطقه توقف در پایان مسابقه اسکی پیروزی بر حریف ویژه
outrun منطقه توقف در پایان مسابقه اسکی پیروزی بر حریف ویژه
jiujitsu مبارزه ژاپنی با استفاده ازنیروی حریف برای پیروزی براو
die ماندن در پایگاه در پایان بازی بیس بال دو سرعت جنگ تا پیروزی
anniversaries مجلس یادبود یا جشن سالیانه جشن یادگاری
anniversary مجلس یادبود یا جشن سالیانه جشن یادگاری
monument بنای یاد بود بنای یادگاری
monuments بنای یاد بود بنای یادگاری
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com