English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
didactic یاد دهنده ادبی
Other Matches
trimmer زینت دهنده تغییر عقیده دهنده بنابمصالح روز
exhibitor نمایش دهنده ارائه دهنده
bailer امانت دهنده کفیل دهنده
conglutinative التیام دهنده جوش دهنده
exhibitors نمایش دهنده ارائه دهنده
exhibiter نمایش دهنده ارائه دهنده
catalyst تشکیلات دهنده سازمان دهنده
extender توسعه دهنده ادامه دهنده
bailor امانت دهنده کفیل دهنده
catalysts تشکیلات دهنده سازمان دهنده
irreverence بی ادبی
literay ادبی
literary ادبی
impoliteness بی ادبی
inurbanity بی ادبی
belletristic ادبی
clownishness بی ادبی
lowliness بی ادبی
indecorousness بی ادبی
discourtesy بی ادبی
misbehaciour بی ادبی
churlishness بی ادبی
figure of speech صنایع ادبی
locus مثال ادبی
analecta گلچین ادبی
literal interpretation تفسیر ادبی
gobbets گلچین ادبی
cribs دزدی ادبی
cribbing دزدی ادبی
criticisms نقد ادبی
criticism نقد ادبی
analects گلچین ادبی
plagiarizer دزد ادبی
misbehave بی ادبی کردن
misbehaved بی ادبی کردن
to misbehave oneself بی ادبی کردن
misbehaving بی ادبی کردن
garlands گلچین ادبی
garland گلچین ادبی
piracy دزدی ادبی
crib دزدی ادبی
stylistic ادبی ادیبانه
misbehaves بی ادبی کردن
analecta قطعات ادبی
literarily بطور ادبی
moral theology لاهوت ادبی
pirates دزد ادبی
plagiary دزدی ادبی
pirating دزد ادبی
anthologies گلچین ادبی
literary property حق مالکیت ادبی
cribbed دزدی ادبی
anthology گلچین ادبی
plagiarism دزدی ادبی
florilegium گلچین ادبی
miscellanea جنگ ادبی
pirated دزد ادبی
plagiarist سارق ادبی
skit هجو ادبی
skits هجو ادبی
reviewer منقد ادبی
gobbet گلچین ادبی
reviewers منقد ادبی
apologias پوزش ادبی
pirate دزد ادبی
apologia پوزش ادبی
imagery تشبیه ادبی
stylists از نظر سبک ادبی
criticising نقد ادبی کردن
chefs-d'oeuvre شاهکار ادبی یا هنری
criticized نقد ادبی کردن
criticize نقد ادبی کردن
stylist از نظر سبک ادبی
bluestockings دارای ذوق ادبی
bluestocking دارای ذوق ادبی
piece قطعه ادبی یاموسیقی
pirated دزدی ادبی کردن
pirates دزدی ادبی کردن
pirating دزدی ادبی کردن
locus classicus عبارت نمونه ادبی
criticises نقد ادبی کردن
criticised نقد ادبی کردن
pirate دزدی ادبی کردن
architectonics ساختمان اثر ادبی
pieces قطعه ادبی یاموسیقی
analects قطعات ادبی منتخبات
textual critic نقدگر متون ادبی
criticizes نقد ادبی کردن
He is courteous ( respectful ). آدم با ادبی است
criticizing نقد ادبی کردن
stylistic وابسته به انشای ادبی
chef-d'oeuvre شاهکار ادبی یا هنری
dialogue مکالمات ادبی و دراماتیک
dialogues مکالمات ادبی و دراماتیک
chef d'oeuvre شاهکار ادبی یا هنری
textual critic نقد ادبی متون
textual critic ناقد ادبی منقد
magnum opus مهمترین اثر ادبی یا هنری
aliterary production فراورده یا محصول ادبی تالیف
slang واژه عامیانه وغیر ادبی
morceau قطعه ادبی یاموسیقی کوتاه
pastiches تقلید ادبی یا صنعتی از اثاراستادان فن
pastiche تقلید ادبی یا صنعتی از اثاراستادان فن
anthologize گلچین ادبی جمع کردن
epigone مقلد اثار ادبی و هنری
the desk کار دفتری یا ادبی یاروحانی
academic مربوط به فرهنگستان ادبی یا انجمن علمی
plagiarist اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
cool one's heels <idiom> به علت بی ادبی دیگران منتظر ماندن
renaissance دوره تجدد ادبی و فرهنگی رنسانس
academical ادبی عضو انجمن دانش بافرهنگستان
classicize ازسبک ادبی باستانی پیروی کردن
sketchbook کتاب محتوی قطعات کوتاه ادبی
plagiarises اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
plagiarising اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
plagiary سارق اثار ادبی و هنری دیگران
plagiarised اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
anthologist متخصص و متبحردر گلچین قطعات ادبی
architectonic مربوط به فن معماری یاساختمان اثر ادبی
sketchbooks کتاب محتوی قطعات کوتاه ادبی
plagiarizing اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
set pieces قطعه ادبی ویا موسیقی منفردومشخص
plagiarizes اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
plagiarized اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
set piece قطعه ادبی ویا موسیقی منفردومشخص
plagiarize اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
neoscholasticism نهضت ادبی ادبای کاتولیک قرن نوزدهم
locus classicus مثال ادبی برای توضیح کلمه یاموضوعی
local colour نمایش جا و زبان و عادات محلی در اثار ادبی
Nothing can excuse such impoliteness. هیچ عذری برای بی ادبی پذیرفته نیست
sturm und drang نهضت ادبی رمانتیک المان پس از انقلاب فرانسه
parodist کسیکه نوشته ادبی راتقلیدکرده بصورت هزل درمیاورد
exegeses تفسیرمتون مذهبی از لحاظ ادبی و فقهی و شرعی و قضایی
exegesis تفسیرمتون مذهبی از لحاظ ادبی و فقهی و شرعی و قضایی
ethic روش اخلاقی یک نویسنده یامکتب علمی یا ادبی و یاهنری
pot-boiler کار ادبی یا صنعتی که تنهابرای نان دراوردن دنبال شود
pot-boilers کار ادبی یا صنعتی که تنهابرای نان دراوردن دنبال شود
pot boiler کار ادبی یا صنعتی که تنهابرای نان دراوردن دنبال شود
montage قطعه ادبی یا موسیقی مرکب از قسمتهای گوناگون تهیه عکسهای بهم پیوسته
montages قطعه ادبی یا موسیقی مرکب از قسمتهای گوناگون تهیه عکسهای بهم پیوسته
isagogics گفتار در تاریخ ادبی کتاب مقدس و شرح گرداوری یاالهام شدن موادان
High Renaissance [سبک معماری دوره رنسانس تا تجدد هنری و ادبی ایتالیا در قرن شانزد میلادی]
indicator نشان دهنده دستگاه نشان دهنده
metaphrast کسیکه در تبدیل عبارات ادبی یادرتبدیل نظم به نثریانثربه نظم دست دارد
altitude azimuth عقربه نشان دهنده ارتفاع هواپیما دستگاه نشان دهنده ارتفاع هواپیما
scholiast مفسر مفسر اثار ادبی کهن
association for computers and humanities یک سازمان بین المللی که مشوق تحقیقات در زبان مطالعات ادبی تاریخی انسان شناسی و علوم اجتماعی به کمک کامپیوتر واستفاده از ان در افرینش ومطالعه هنر و موسیقی ورقص میباشد
athenaeum انجمن ادبی انجمن دانش
atheneum انجمن ادبی انجمن دانش
giver دهنده
irriguous اب دهنده
donor دهنده
donors دهنده
donar دهنده
pushers هل دهنده
shover هل دهنده
trimestr رخ دهنده
transferor دهنده
joggers هل دهنده
jogger هل دهنده
pusher هل دهنده
exhalant بیرون دهنده
demulcent ت سکین دهنده
expander بسط دهنده
depreciative تنزل دهنده
depreciator تنزل دهنده
lurer فریب دهنده
deponont شهادت دهنده
exhibitive جلوه دهنده
exhibitioner نمایش دهنده
exhalent بیرون دهنده
discriminator تمیز دهنده
drill master مشق دهنده
electron donor دهنده الکترون
designator نقش دهنده
emancipator رهایی دهنده
drawer of a bill of exchange برات دهنده
endorser حواله دهنده
epicritic تمیز دهنده
erosive سایش دهنده
erosive فرسایش دهنده
evangelic مژده دهنده
elucidator توضیح دهنده
examinee امتحان دهنده
dimissory رخصت دهنده
eleemosynary صدقه دهنده
expositor توضیح دهنده
deluder فریب دهنده
permissive اجازه دهنده
adjurer سوگند دهنده
adapter تطبیق دهنده
adapter وفق دهنده
achiever انجام دهنده
accomplisher انجام دهنده
abluent شستشو دهنده
demonstrative شرح دهنده
evangelical مژده دهنده
adjurer قسم دهنده
aerator هوا دهنده
altertive تغییر دهنده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com