English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 216 (3 milliseconds)
English Persian
come up with <idiom> یافتن پاسخ
Search result with all words
answer پاسخ دادن یا یافتن پاسخ یک سوال
answered پاسخ دادن یا یافتن پاسخ یک سوال
answering پاسخ دادن یا یافتن پاسخ یک سوال
answers پاسخ دادن یا یافتن پاسخ یک سوال
calculate یافتن پاسخ یک مشکل با کمک اعداد
calculated یافتن پاسخ یک مشکل با کمک اعداد
calculates یافتن پاسخ یک مشکل با کمک اعداد
solve یافتن پاسخ یک مشکل
solved یافتن پاسخ یک مشکل
solves یافتن پاسخ یک مشکل
solving یافتن پاسخ یک مشکل
problem یافتن پاسخ برای مشکلی
problem سوالی که یافتن پاسخ آن مشکل باشد
problems یافتن پاسخ برای مشکلی
problems سوالی که یافتن پاسخ آن مشکل باشد
Other Matches
reply [answer] پاسخ نامه ای [پاسخ به پیام پست الکترونیکی ] [پاسخ زبانی دفاعیه]
voice answer back یک دستگاه پاسخ صوتی که میتواندسیستم کامپیوتری را به یک شبکه تلفنی وصل کند تا پاسخ صوتی را به درخواستهای انجام شده از ترمینالهای تلفنی فراهم اورد
originating با مودم دیگر که منتظر تماس است تماس برقرار می گیرد. مودم اصلی به پاسخ مودم راه دور پاسخ می فرستد
originates با مودم دیگر که منتظر تماس است تماس برقرار می گیرد. مودم اصلی به پاسخ مودم راه دور پاسخ می فرستد
originated با مودم دیگر که منتظر تماس است تماس برقرار می گیرد. مودم اصلی به پاسخ مودم راه دور پاسخ می فرستد
originate با مودم دیگر که منتظر تماس است تماس برقرار می گیرد. مودم اصلی به پاسخ مودم راه دور پاسخ می فرستد
propagate گشترش یافتن یا نشر یافتن
propagates گشترش یافتن یا نشر یافتن
propagating گشترش یافتن یا نشر یافتن
propagated گشترش یافتن یا نشر یافتن
trial and error <idiom> یافتن راه حلهای مناسب برای یافتن راهی مناسب
it is inexpedient to reply پاسخ دادن مصلحت نیست پاسخ دادن مقتضی نیست
responses پاسخ
negative reply پاسخ رد
replies پاسخ
answerback در پاسخ
counterplea پاسخ رد
rebutter پاسخ رد
responded پاسخ
responds پاسخ
respond پاسخ
replying پاسخ
response پاسخ
reply پاسخ
responsions پاسخ
statement پاسخ
replied پاسخ
in reply to در پاسخ
no : پاسخ نه
answers پاسخ
answered پاسخ
answering پاسخ
response [commentary] پاسخ
answer پاسخ
in answer to در پاسخ به
item of written comment پاسخ
replication پاسخ
reaction [answer, commentary] پاسخ
representation [statement] پاسخ
oracle پاسخ مبهم
preparatory response پاسخ مقدماتی
respond پاسخ دادن
to definitive answer پاسخ قطعی
answerable پاسخ دار
oracles پاسخ مبهم
responded پاسخ دادن
position response پاسخ مکانی
calculation پاسخ تقریبی
popular response پاسخ رایج
whole response پاسخ کلی
w response پاسخ کلی
plea پاسخ دعوی
manipulandum ابزار پاسخ
vab پاسخ سمعی
vaccum response پاسخ غیابی
voice answer back پاسخ سمعی
rejoinder پاسخ دفاعی
solutions پاسخ یک مشکل
solution پاسخ یک مشکل
rejoinders پاسخ دفاعی
irresponsive پاسخ ندهنده
movement response پاسخ حرکت
moro response پاسخ مورو
to make a response پاسخ دادن
image response پاسخ تصویر
early answer پاسخ زود
impluse response پاسخ ایمپولز
operandum ابزار پاسخ
pleas پاسخ دعوی
response intensity شدت پاسخ
an a answer پاسخ مثبت
response generalization تعمیم پاسخ
answers پاسخ به یک سوال
consummatory response پاسخ پایانی
rejoining در پاسخ گفتن
rejoining پاسخ دادن
original response پاسخ ابتکاری
rejoined پاسخ دادن
rejoined در پاسخ گفتن
answers : جواب پاسخ
answers : پاسخ دادن
responsorial پاسخ دهنده
delayed response پاسخ درنگیده
discriminatory response پاسخ افتراقی
distal response پاسخ دوربرد
right answer پاسخ درست
anatomy response پاسخ کالبدی
response rate سرعت پاسخ
response set امایه پاسخ
response strength نیرومندی پاسخ
correct response پاسخ درست
response threshold استانه پاسخ
response time زمان پاسخ
color response پاسخ رنگ
anticipatory response پاسخ انتظاری
answerback پاسخ برگشتی
answer mode حالت پاسخ
answering پاسخ به یک سوال
emitted response پاسخ صدوری
response amplitude دامنه پاسخ
rejoins در پاسخ گفتن
answer پاسخ به یک سوال
replier پاسخ دهنده
rejoins پاسخ دادن
answer : جواب پاسخ
frequency respone پاسخ فرکانس
answer : پاسخ دادن
responds پاسخ دادن
conditioned response پاسخ شرطی
reflection response پاسخ قرینه
content response پاسخ محتوایی
answered : پاسخ دادن
answered : جواب پاسخ
answered پاسخ به یک سوال
response equivalence هم ارزی پاسخ
answering : جواب پاسخ
response latency نهفتگی پاسخ
running rate اهنگ پاسخ
response duration مدت پاسخ
rejoin در پاسخ گفتن
response differentiation تفکیک پاسخ
rejoin پاسخ دادن
answering : پاسخ دادن
i pause for a reply منتظر پاسخ هستم
conditioned escape response پاسخ گریز شرطی
conditioned avoidance response پاسخ اجتنابی شرطی
response hierarchy سلسله مراتب پاسخ
rejoined پاسخ دفاعی دادن
white space response پاسخ به بخش سفید
stimulus response theory نظریه محرک- پاسخ
rejoin پاسخ دفاعی دادن
inquiry system سیستم پرسش- پاسخ
high frequency responce پاسخ فرکانس بالا
he returned a negative پاسخ منفی داد
galvanic skin response پاسخ برقی پوست
interrogator responsor دستگاه پرسش- پاسخ
rejoining پاسخ دفاعی دادن
pure color response پاسخ خالص رنگ
open ended question پرسش باز پاسخ
pilomotor response پاسخ سیخ شدن مو
phone پاسخ به تماس در تلفن
phoned پاسخ به تماس در تلفن
calculation پاسخ به یک مشکل در ریاضی
phones پاسخ به تماس در تلفن
phoning پاسخ به تماس در تلفن
to answer in the a پاسخ مثبت دادن
the answer is in the negative پاسخ ان منفی است
surrebutter اخرین پاسخ خواهان
psychogalvanic response پاسخ گالوانیکی- روانی
s r model الگوی محرک- پاسخ
shading response پاسخ سایه روشن
stimulus response model الگوی محرک- پاسخ
affirmative پاسخ "بله " بود
to fail to provide an answer درماندن در دادن پاسخ
stimulus response psychology روانشناسی محرک- پاسخ
s r psychology روانشناسی محرک- پاسخ
modulation frequency response پاسخ فرکانس مدولاسیون
all or none response پاسخ همه یا هیچ
ucr پاسخ غیر شرطی
unconditioned response پاسخ غیر شرطی
cer پاسخ هیجانی شرطی
visual righting response پاسخ تعادل دیداری
rejoinder پاسخ دفاعی دادن
rejoinders پاسخ دفاعی دادن
achromatic color response پاسخ رنگ بی فام
response time زمان پاسخ دهی
electrodermal response پاسخ برقی پوست
conditioned emotional response پاسخ هیجانی شرطی
return a negative پاسخ منفی دادن
no reply necessary [NRN] نیازی به پاسخ نیست.
answer [to something] پاسخ [به چیزی] [راه حل]
rejoins پاسخ دفاعی دادن
to meet with a repulse پذیرفته نشدن پاسخ رد شنیدن
reacted عمل کردن در پاسخ به چیزی
readiness to report امادگی برای پاسخ دادن
react عمل کردن در پاسخ به چیزی
resolveme this این پرسش را پاسخ دهید
let down easy <idiom> پاسخ منفی به طرز خوشآیندی
stimulus organism response model الگوی محرک- جاندار- پاسخ
to press for an answer با صرار یا فشار پاسخ خواستن
s o r model الگوی محرک- جاندار- پاسخ
reacting عمل کردن در پاسخ به چیزی
reacts عمل کردن در پاسخ به چیزی
replies پاسخ دادن جواب کتبی
i pause for a reply خاموش مانده ام که پاسخ بگیرم
replying پاسخ دادن جواب کتبی
replied پاسخ دادن جواب کتبی
reply پاسخ دادن جواب کتبی
i cannot say him nay نمتوانم پاسخ رد به او بدهم نمیتوانم به او
to beg the question در پاسخ به پرسشی جاخالی دادن
Please reply as a matter of urgency. لطفا فوری پاسخ دهید.
fractional antedating goal response خرده پاسخ انتظار هدف
interrupt ای که در پاسخ به یک وقفه کار میکند
interrupting ای که در پاسخ به یک وقفه کار میکند
interrupts ای که در پاسخ به یک وقفه کار میکند
glib answer پاسخ بدون ملاحظه [بی فکر]
replies پاسخ دادن به پیام پست الکترونیکی
reply پاسخ دادن به پیام پست الکترونیکی
answers پاسخ دادن به یک سیگنال و ایجاد یک خط ارتباطی
blinded آنچه به کدهای خاصی پاسخ نمیدهد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com