English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 86 (2 milliseconds)
English Persian
japheth یافث فرزند نوح پیامبر
Other Matches
logos پیامبر
prophet پیامبر
companions of the prophet اصحاب پیامبر
abraam ابراهیم پیامبر
abraham ابراهیم پیامبر
family of the prophet اهل بیت پیامبر
A prophet is not without honour, save in his own c. <proverb> یک پیامبر را همه جا ارج مى نهند جز در سرزمین و خانه خودش.
frying فرزند
fry فرزند
fries فرزند
progeniture فرزند
progency فرزند
filicide فرزند کش
impignorate فرزند
sonship فرزند
only child تک فرزند
sonless بی فرزند
offspring فرزند
scion فرزند
scions فرزند
bairn فرزند
bairns فرزند
child فرزند
breed فرزند
getting فرزند
gets فرزند
sons فرزند
son فرزند
progeny فرزند
get فرزند
breeds فرزند
hagseed فرزند زن ساحره
to berave of ason بی فرزند کردن
nurse child فرزند رضائی
polynices فرزند ادیپوس
Paris فرزند " پریام "
orestes فرزند اگاممنون
whoreson فرزند فاحشه
nurse child فرزند خوانده
sonnish فرزند وار
adopted child فرزند خوانده
stepsons فرزند خوانده
stepson فرزند خوانده
godchildren فرزند خوانده
godchild فرزند خوانده
stepchildren فرزند خوانده
stepchild فرزند خوانده
sonny فرزند جان
adoption فرزند خواندگی
fosterling فرزند رضاعی
foster child فرزند خوانده
firstborn فرزند ارشد
filicide فرزند کشی
child adoption فرزند خواندگی
sole offspring فرزند منحصر بفرد
the losser of a child فقدان یا داغ فرزند
mac پیشوندی بمعنی " فرزند"
freeborn فرزند ازاد مرد
problem child فرزند مسئله دار
fruit فرزند میوه دادن
fruits فرزند میوه دادن
medea complex عقده فرزند کشی
he is my only child فرزند یگانه من است
macs پیشوندی بمعنی " فرزند"
judah یهودا فرزند یعقوب
hagborn شیطان زاده فرزند ساحره
isaac اسحق فرزند حضرت ابراهیم
ancestral file که فرزند فایل جاری است
ishmael اسمعیل فرزند ابراهیم وهاجر
parenting پس انداختن و بار آوردن فرزند
adoptionist معتقد به فرزند خواندگی عیسی
abel فرزند ادم ابوالبشر که برادرش
thyestes فرزند پلوپس وبرادر اتریوس
levi لاوی فرزند یعقوب پیغمبر
fosterling طفل شیرخوار فرزند خوانده
shem سام فرزند بزرگ نوح پیغمبر
primogeniture حق فرزند ارشد ذکور نسبت به تمام ارث (در قدیم)
jonathan یوناتان فرزند شائول و دوست داود پیغمبر
ultimogeniture اصول رسیدن میراث به فرزند کهتر حق کهتری
aegisthus فرزند Thyestes قاتل Atreus و عاشق کلیتمنسترا
jus sanguinis قانونی که بموجب ان تابعیت فرزند از روی تابعیت والدینش معین میگردد
grandfather file سومین گونه معروف فایل پشتیبان پس از فایل پدر و فرزند
parent program در حین اجرا. مراحل اصلی که به برنامه پدر بر می گردد پس از اتمام کار برنامه فرزند
recaption مقابله به مثل کردن در مورد ضبط اموال یازندانی کردن زن و فرزند وخدمه شخص
tenant by curtesy عنوان شوهر است که بعد ازفوت زوجه اش در صورتی که از او فرزند مسلم الوراثتی داشته باشد که در زمان حیات زوجه متولد شده باشدمیتواند مادام العمر از ترکه غیر منقول مشارالیه استفاده کند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com