English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
in the saddle یراق صاحب مقام
Other Matches
office-holder صاحب مقام
office-holders صاحب مقام
in power صاحب مقام
man of place صاحب مقام
pooh bah صاحب چندین مقام
power struggle مبارزه برای صاحب مقام شدن
harness یراق کردن یراق اسب متصل به ارابه
harnessed یراق کردن یراق اسب متصل به ارابه
harnessing یراق کردن یراق اسب متصل به ارابه
jointer صاحب شیره کش خانه صاحب مشروب فروشی
galloon یراق
trapping یراق
lacing یراق
chevrons یراق سردست
smith and founder یراق در و پنجره
fastenings بند یراق در
ironmongers یراق کوب
fastening یراق درب
harnessing یراق اسب
ironmonger یراق کوب
fastening بند یراق در
fastenings یراق درب
lacevi یراق گذاشتن
laceman یراق باف
in harness یراق شده
chevron یراق سردست
harnessed یراق اسب
gallooned یراق دار
galloon یراق اسب
harness یراق اسب
galloon یراق زدن بسراسب
torsade یراق یا ریسمان تابیده
toggery یراق ودهانه اسب
terret or rit حلقه یراق اضافی
hitch up اسب را یراق کردن
plate milling stand مقام دستگاه فرز غلطکی مقام دستگاه نورد صفحه
laces بندکفش را بستن یراق دوزی کردن
lace بندکفش را بستن یراق دوزی کردن
weigh out توزین سوارکار و زین و یراق پیش از مسابقه
embassage مقام سفارت مقام ایلچی سفارت
stripe یراق پارچه راه راه
lacing یراق دوزی ملیله دوزی
stripes یراق پارچه راه راه
padrone صاحب
ownerless بی صاحب
owners صاحب
owner صاحب
master صاحب
masters صاحب
mastered صاحب
lord صاحب
lords صاحب
inviolable صاحب حرمت
titlist صاحب سندمالکیت
stock holder صاحب سهم
printer صاحب چاپخانه
homeowners صاحب خانه
slaveholder صاحب برده
sharecropper صاحب نسق
printers صاحب چاپخانه
shop keeper صاحب دکان
shipowner صاحب کشتی
clear-sighted صاحب نظر
unowned بی صاحب بیمالک
landladies زن صاحب ملک
master ارباب صاحب
landlady زن صاحب ملک
landowners صاحب ملک
landowner صاحب ملک
homeowner صاحب خانه
masters ارباب صاحب
mastered ارباب صاحب
seignior صاحب تیول
restauranteur صاحب رستوران
concessionaire صاحب امتیاز
grantee صاحب امتیاز
signatory صاحب امضا
signatories صاحب امضا
officers صاحب منصب
officer صاحب منصب
in the saddle صاحب اختیار
housemothers زن صاحب خانه
housemother زن صاحب خانه
official صاحب منصب
free ball توپ بی صاحب
planter صاحب مزرعه
concessionary صاحب امتیاز
concessioner صاحب امتیاز
assayer صاحب عیار
manufacturers صاحب کارخانه
manufacturer صاحب کارخانه
feudary صاحب تیول
feudatory صاحب تیول
planters صاحب مزرعه
innkeepers صاحب مسافرخانه
innkeeper صاحب مسافرخانه
no man's land سرزمین بی صاحب
notary public صاحب محضر
nursery man صاحب قلمستان
of consequence صاحب شان
officiary صاحب منصب
owner of a property صاحب ملک
resolute صاحب عزم
permit holder صاحب جواز
manufaturer صاحب کارخانه
monopolist صاحب انحصار
master of the time صاحب الزمان
waif مال بی صاحب
lairds صاحب زمین
laird صاحب زمین
building owner صاحب کار
land lady زن صاحب ملک
landholder صاحب ملک
lessor صاحب ملک
licence owner صاحب امتیاز
liege صاحب تیول
man of place صاحب منصب
beneficent صاحب کرم
straying جانور بی صاحب
licensees صاحب جواز
benefactors صاحب خیر
benefactor صاحب خیر
stray جانور بی صاحب
employers صاحب کار
employer صاحب کار
industrialist صاحب صنعت
industrialists صاحب صنعت
titled صاحب لقب
licensee صاحب جواز
strays جانور بی صاحب
sovereign صاحب سیادت
sovereigns صاحب سیادت
restaurateur صاحب رستوران
shareholder صاحب سهم
shareholders صاحب سهم
stockholders صاحب سهم
Distinguished . Titled. صاحب عنوان
restaurateurs صاحب رستوران
stockholder صاحب سهم
staff افسران صاحب منصبان
owner's risk ریسک صاحب کالا
staffed افسران صاحب منصبان
endowed صاحب مال و مکنت
placeman صاحب منصب اداری
staffs افسران صاحب منصبان
newspaperman صاحب وگرداننده روزنامه
prosecuting attorney صاحب منصب پارکه
newspapermen صاحب وگرداننده روزنامه
res nullius مال بلا صاحب
owns صاحب چیزی بودن
peer صاحب لقب اشرافی
to have something صاحب چیزی بودن
lord paramount صاحب تیول عمده
to have something at one's disposal صاحب چیزی بودن
mansion house خانه صاحب تیول
martyologist صاحب تذکره شهدا
holding company شرکت صاحب سهم
own صاحب چیزی بودن
yachtsman صاحب کشتی تفریحی
owned صاحب چیزی بودن
owning صاحب چیزی بودن
peering صاحب لقب اشرافی
housemother زن صاحب پانسیون یا مهمانخانه
challenge round مبارزه با صاحب عنوان
peered صاحب لقب اشرافی
croupiers کمک صاحب بانک
polygraphs صاحب تالیفات بسیار
polygraph صاحب تالیفات بسیار
title-holders صاحب سند مالکیت
title-holder صاحب سند مالکیت
proprietors صاحب حق طبق کتاب
proprietor صاحب حق طبق کتاب
croupier کمک صاحب بانک
wharfinger صاحب لنگرگاه یابارانداز
boniface صاحب مهمانخانه ورستوران
office-holder صاحب منصب دولت
chartered companies شرکتهای صاحب الامتیاز
office-holders صاحب منصب دولت
at owner's risks به هزینه صاحب مال
cotton spinner صاحب کارخانه نخ ریسی
i own that house من صاحب ان خانه هستم
licensee صاحب جواز یا امتیاز
to come into a property مالی را صاحب شدن
signatory صاحب امضاء امضایی
licensees صاحب جواز یا امتیاز
signatories صاحب امضاء امضایی
infeoff صاحب ملک کردن
innholder صاحب مهمانخانه یا مسافرخانه
estray جانوراواره وبی صاحب
publicans بیگانه صاحب میخانه
publican بیگانه صاحب میخانه
housemothers زن صاحب پانسیون یا مهمانخانه
yachtsmen صاحب کشتی تفریحی
barton حیاط رعیتی صاحب ملک
barkeeper باده فروش صاحب میکده
gastrologist صاحب سر رشته درپختن وخوردن
abandonee صاحب اشیاء ترک شده
equites سواره نظام صاحب امتیاز
evangelists صاحب انجیل مژده رسان
confidnetial relationship with client حفظ اسرار صاحب کار
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com