English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 12 (2 milliseconds)
English Persian
stealthier یواشکی
stealthiest یواشکی
stealthy یواشکی
Other Matches
To take French leave . یواشکی مر خص شدن
slipe یواشکی رفتن
I slipped into the room . یواشکی وارد اطاق شد
She furtively pressed my hand . یواشکی دستم را فشارداد
He does everything on the sly . همه کارهایش را یواشکی انجام می دهد
She pilfered pens and paper from work. او [زن] یواشکی قلم و کاغذ از سر کار دزدید.
to snarf from the fridge یواشکی تکه های کمی غذا از یخچال کش رفتن
to pilfer from the fridge یواشکی تکه های کمی غذا از یخچال کش رفتن
Eavesdrop فالگوش ایستادن، استراق سمع کردن، یواشکی حرفهای دیگران را شنیدن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com