Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (14 milliseconds)
English
Persian
slipe
یواشکی رفتن
Search result with all words
to pilfer from the fridge
یواشکی تکه های کمی غذا از یخچال کش رفتن
to snarf from the fridge
یواشکی تکه های کمی غذا از یخچال کش رفتن
Other Matches
stealthier
یواشکی
stealthy
یواشکی
stealthiest
یواشکی
To take French leave .
یواشکی مر خص شدن
I slipped into the room .
یواشکی وارد اطاق شد
She furtively pressed my hand .
یواشکی دستم را فشارداد
He does everything on the sly .
همه کارهایش را یواشکی انجام می دهد
She pilfered pens and paper from work.
او
[زن]
یواشکی قلم و کاغذ از سر کار دزدید.
Eavesdrop
فالگوش ایستادن، استراق سمع کردن، یواشکی حرفهای دیگران را شنیدن
pussyfoot
دزدکی راه رفتن اهسته ودزدکی کاری کردن طفره رفتن
goose step
رژه رفتن بدون زانو خم کردن قدم اهسته رفتن
you have no option but to go
چارهای جز رفتن ندارید کاری جز رفتن نمیتوانیدبکنید
mouch
راه رفتن دولادولاراه رفتن
trot
یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trots
یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trotting
یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trotted
یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
parade
سان رفتن رژه رفتن محل سان
paraded
سان رفتن رژه رفتن محل سان
parades
سان رفتن رژه رفتن محل سان
parading
سان رفتن رژه رفتن محل سان
abstracts
کش رفتن
abstracting
کش رفتن
abstract
کش رفتن
pilfer
کش رفتن
short-changing
کش رفتن
crawls
رفتن
putter
ور رفتن
crawl
رفتن
pullback
پس رفتن
crawled
رفتن
short-changes
کش رفتن
short-changed
کش رفتن
departure
رفتن
snook
کش رفتن
regressing
پس رفتن
regresses
پس رفتن
regressed
پس رفتن
hedges
در رفتن
hedged
در رفتن
hedge
در رفتن
regress
پس رفتن
admitting
رفتن
departures
رفتن
snip
کش رفتن
short-change
کش رفتن
twiddling
ور رفتن
twiddles
ور رفتن
twiddled
ور رفتن
twiddle
ور رفتن
meddles
ور رفتن
meddled
ور رفتن
meddle
ور رفتن
snipping
کش رفتن
snipped
کش رفتن
pilfered
کش رفتن
go
رفتن
bleneh
پس رفتن
sinks
ته رفتن
break loose
در رفتن
to break loose
در رفتن
sink
ته رفتن
filching
کش رفتن
filches
کش رفتن
filched
کش رفتن
filch
کش رفتن
betake
رفتن
going
رفتن
swiping
کش رفتن
swiped
کش رفتن
swipe
کش رفتن
shrinking
اب رفتن
shrinks
اب رفتن
goes
رفتن
retires
پس رفتن
shrink
اب رفتن
retire
پس رفتن
retrograde
پس رفتن
gangs
رفتن
hang around
ور رفتن
jauk
ور رفتن
make off
در رفتن
mog
رفتن
nim
کش رفتن
putters
ور رفتن
puttering
ور رفتن
go over
به ان سو رفتن
gang
رفتن
fall into a rage
از جا در رفتن
fribble
ور رفتن
glom on to
کش رفتن
to peter out
پس رفتن
go off
در رفتن
puttered
ور رفتن
to make ones getaway
در رفتن
to flow over
سر رفتن
retracts
تو رفتن
to sleep fast
رفتن
to go to mess
رفتن
to skirt along the coast
رفتن
to go to the bottom
ته رفتن
to fall short
کم رفتن
retracted
تو رفتن
niggles
ور رفتن
retracting
تو رفتن
to fly off
در رفتن
retract
تو رفتن
to go back ward
پس رفتن
to pair off
رفتن
to get over
رفتن از
to get one's monkey up
از جا در رفتن
to get away
رفتن
to hang back
پس رفتن
to go bang
در رفتن
to take to ones heels
در رفتن
to foot it
رفتن
to whisk away or off
رفتن
to fall away
پس رفتن
pilfering
کش رفتن
snitch
کش رفتن
admit
رفتن
receding
پس رفتن
recedes
پس رفتن
to boil over
سر رفتن
receded
پس رفتن
recede
پس رفتن
snitching
کش رفتن
snitches
کش رفتن
snitched
کش رفتن
admits
رفتن
pilfers
کش رفتن
to go backward
پس رفتن
to d.deep in to
فر رفتن در
to run off
در رفتن
to do a guy
در رفتن
niggle
ور رفتن
To go
رفتن
to do out of
کش رفتن
to fall away
رفتن
niggled
ور رفتن
defile
رژه رفتن
sightings
نشانه رفتن
taxi
باتاکسی رفتن
faints
از حال رفتن
taxied
باتاکسی رفتن
taxies
باتاکسی رفتن
taxiing
باتاکسی رفتن
dived
فرو رفتن
avoids
طفره رفتن از
fainter
از حال رفتن
sighting
نشانه رفتن
stall
در گل فرو رفتن
avoided
طفره رفتن از
fainted
از حال رفتن
to join the army
به سربازی رفتن
avoid
طفره رفتن از
dive
شیرجه رفتن
dive
فرو رفتن
stalling
در گل فرو رفتن
dived
شیرجه رفتن
forge
جلو رفتن
forges
جلو رفتن
stalking
راه رفتن
stalks
راه رفتن
pike
سریعا رفتن
churns
جلو رفتن
churned
جلو رفتن
churn
جلو رفتن
retire
عقب رفتن
to fall asleep
به خواب رفتن
retires
عقب رفتن
toboggan
باسورتمه رفتن
toboggans
باسورتمه رفتن
to doze off
به چرت رفتن
soars
بالا رفتن
soared
بالا رفتن
stalked
راه رفتن
stalk
راه رفتن
headway
پیش رفتن
treading
راه رفتن
teeters
پس وپیش رفتن
teetering
پس وپیش رفتن
teetered
پس وپیش رفتن
teeter
پس وپیش رفتن
to doze off
به خواب رفتن
tread
راه رفتن
soar
بالا رفتن
treads
راه رفتن
evasion
طفره رفتن
evasions
طفره رفتن
faintest
از حال رفتن
faint
از حال رفتن
consume
تحلیل رفتن
aspire
بالا رفتن
avoiding
طفره رفتن از
atrophied
تحلیل رفتن
atrophies
تحلیل رفتن
atrophy
تحلیل رفتن
atrophying
تحلیل رفتن
to use the car
با خودرو رفتن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com