English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (10 milliseconds)
English Persian
dogtrot یورتمه اهسته
piaffer یورتمه اهسته
Search result with all words
fox trot یورتمه اهسته اسب
Other Matches
trotter یورتمه ران اسب یورتمه رو
trotters یورتمه ران اسب یورتمه رو
trots یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trotting یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trotted یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trot یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
stews اهسته جوشانیدن اهسته پختن
stewed اهسته جوشانیدن اهسته پختن
stew اهسته جوشانیدن اهسته پختن
stewing اهسته جوشانیدن اهسته پختن
tapping ضربت اهسته ضربات اهسته وپیوسته زدن شیر اب زدن به
tapped ضربت اهسته ضربات اهسته وپیوسته زدن شیر اب زدن به
tap ضربت اهسته ضربات اهسته وپیوسته زدن شیر اب زدن به
trot یورتمه
jogging یورتمه
trotted یورتمه
trotters یورتمه رو
trotting یورتمه
jogs یورتمه
three gaited یورتمه رو
trots یورتمه
jogged یورتمه
jog یورتمه
pacer یورتمه رو
trotter یورتمه رو
dogtrot یورتمه رفتن
jog trot یورتمه کوتاه
trotting یورتمه روی
trotted یورتمه روی
sidewheeler اسب یورتمه رو
gait یورتمه روی
trots یورتمه روی
canter یورتمه رفتن
paces یورتمه رفتن
pace یورتمه رفتن
piaffer یورتمه کوتاه
pacing گام یورتمه
trot یورتمه روی
canters یورتمه رفتن
cantering یورتمه رفتن
cantered یورتمه رفتن
paced یورتمه رفتن
jogs دویدن بصورت یورتمه
amble یورتمه رفتن اسب
ambles یورتمه رفتن اسب
ambling یورتمه رفتن اسب
jog دویدن بصورت یورتمه
jogged دویدن بصورت یورتمه
jogging دویدن بصورت یورتمه
ambled یورتمه رفتن اسب
scalp با نوک پای جلو ضربه زدن به سم پای عقب در یورتمه
scalps با نوک پای جلو ضربه زدن به سم پای عقب در یورتمه
quietly اهسته
slowly اهسته
silently اهسته
lento a اهسته
fabian اهسته رو
cattish اهسته رو
catlike اهسته رو
lightly اهسته
below ones breath اهسته
at a slow pace اهسته
low اهسته
languidly اهسته
gradual اهسته
slowest اهسته
slow footed اهسته
largo a اهسته
lentamente اهسته
limper اهسته رو
slow down اهسته
slower اهسته
slows اهسته
slowed اهسته
slowing اهسته
plodder اهسته رو
low low اهسته اهسته
slow اهسته
indistinct اهسته
ritardando اهسته تر
tardo اهسته
susurration سخن اهسته
slackening اهسته کردن
slackens اهسته کردن
to slack up کم کم اهسته کردن
jogged اهسته دویدن
slackened اهسته کردن
slow and steady اهسته وپیوسته
slow ahead اهسته به جلو
tip ضربت اهسته
jog اهسته دویدن
tipping ضربت اهسته
to wear away اهسته راندن
trickle charge پر کردن اهسته
simmers اهسته جوشیدن
simmering اهسته جوشیدن
jiggle تکان اهسته
jogging اهسته دویدن
slacken اهسته کردن
slow paced اهسته خرام
jogs اهسته دویدن
slow paced اهسته گام
jiggling تکان اهسته
andante نسبتا اهسته
jiggles تکان اهسته
simmer اهسته جوشیدن
to burn down ar low اهسته ترسوختن
to burn down or low اهسته ترسوختن
jiggled تکان اهسته
simmered اهسته جوشیدن
sluggish بطی اهسته رو
languid بی حال اهسته
lagging اهسته کند
goose step قدم اهسته
dabs اهسته زدن
dabbed اهسته زدن
dab اهسته زدن
trudging قدم اهسته
trudges قدم اهسته
trudged قدم اهسته
dead slow خیلی اهسته
slid اهسته رفتن
crawls اهسته خزیدن
crawled اهسته خزیدن
crawl اهسته خزیدن
goose-steps قدم اهسته
goose-stepping قدم اهسته
goose-stepped قدم اهسته
goose-step قدم اهسته
jog trot کاریکنواخت و اهسته
largo اهسته و مفصل
dink ضربه اهسته
mealy mouthed اهسته حرف زن
soften اهسته ترکردن
mealy-mouthed اهسته حرف زن
softens اهسته ترکردن
softened اهسته ترکردن
tap اهسته زدن
trudge قدم اهسته
low پایین اهسته
tapped اهسته زدن
tapping اهسته زدن
percuss اهسته زدن به
lockstep قدم اهسته
pianissimo بسیار اهسته
rallenttando بتدریج اهسته تر
creeper گوی غلطان و اهسته
heavy footed اهسته وسنگین درحرکت
to tread light اهسته لگد زدن
creepers گوی غلطان و اهسته
to speak under one's breath اهسته سخن گفتن
doggo اهسته ناپدید شونده
slow burning conductor سیم اهسته سوز
steady on اهسته به سمت هدف
indistinct noise صدای اهسته و نامعلوم
slow motion picture تصویر با حرکت اهسته
elutriate اهسته خالی کردن
ruffling صدای طبل اهسته
ruffles صدای طبل اهسته
clammy سرد ومرطوب اهسته رو
joggers کسیکه اهسته می دود
decant اهسته خالی کردن
decanted اهسته خالی کردن
decanting اهسته خالی کردن
decants اهسته خالی کردن
coddle اهسته جوشاندن یا پختن
coddled اهسته جوشاندن یا پختن
coddles اهسته جوشاندن یا پختن
coddling اهسته جوشاندن یا پختن
gentle اهسته ملایم کردن
gentler اهسته ملایم کردن
gentlest اهسته ملایم کردن
oozing اهسته جریان یافتن
oozes اهسته جریان یافتن
slow اهسته کردن یاشدن
slowed اهسته کردن یاشدن
slower اهسته کردن یاشدن
slowest اهسته کردن یاشدن
slowing اهسته کردن یاشدن
slows اهسته کردن یاشدن
tap ضربت اهسته شیر
tapped ضربت اهسته شیر
tapping ضربت اهسته شیر
jogger کسیکه اهسته می دود
ooze اهسته جریان یافتن
oozed اهسته جریان یافتن
decelerate کندکردن اهسته کردن
jiggles اهسته تکان دادن
decelerating کندکردن اهسته کردن
feather اهسته زدن گوی
drifting مقصود جریان اهسته
ruffle صدای طبل اهسته
whispery اهسته صحبت کننده
jiggle اهسته تکان دادن
drift مقصود جریان اهسته
drifted مقصود جریان اهسته
decelerated کندکردن اهسته کردن
jiggled اهسته تکان دادن
jiggling اهسته تکان دادن
decelerates کندکردن اهسته کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com