English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 39 (6 milliseconds)
English Persian
isolated ion یون منزوی
Search result with all words
aback منزوی پرت
insular جزیرهای منزوی
closet منزوی شدن
closeted منزوی شدن
closeting منزوی شدن
closets منزوی شدن
recluse منزوی گوشه نشین
recluses منزوی گوشه نشین
secluded منزوی
hermit تارک دنیا منزوی
hermits تارک دنیا منزوی
indrawn منزوی
geezer ادم عجیب و منزوی
geezers ادم عجیب و منزوی
isolated منزوی
solitary گوشه نشین منزوی
solitary منزوی
closed system منزوی
dissociable گوشه گیر منزوی
gamodeme نژاد دور افتاده یا منزوی موجود زنده
isolated system سیستم منزوی
offish منزوی
seclude منزوی کردن
seclude منزوی شدن
seclusive منزوی
sequestering agent عامل منزوی کننده
solitudinarian منزوی
thermally isolated system سیستم منزوی از نظر گرمایی
to seclude oneself منزوی شدن
god-forsaken منزوی
marginalised منزوی کردن
marginalises منزوی کردن
marginalising منزوی کردن
marginalize منزوی کردن
marginalized منزوی کردن
marginalizes منزوی کردن
marginalizing منزوی کردن
to retire from [to] a place از [به] جایی کناره گیری کردن [یا منزوی شدن]
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com