Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (15 milliseconds)
English
Persian
Plug and Play
یچ نیست
Search result with all words
write
رای دادن به کسی که نامش در لیست کاندیدهای حزبی نیست حذف
writes
رای دادن به کسی که نامش در لیست کاندیدهای حزبی نیست حذف
field
فضای ذخیره سازی یا نمایش که توسط کاربر قابل تغییر نیست
fielded
فضای ذخیره سازی یا نمایش که توسط کاربر قابل تغییر نیست
fields
فضای ذخیره سازی یا نمایش که توسط کاربر قابل تغییر نیست
voice
کامپیوتر متصل به دستگاه تلفن که وقتی شخص آنجا نیست به تلفنهای او پاسخ میدهدو امکان ضبط پیام ها را بوجود می آورد.
voices
کامپیوتر متصل به دستگاه تلفن که وقتی شخص آنجا نیست به تلفنهای او پاسخ میدهدو امکان ضبط پیام ها را بوجود می آورد.
voicing
کامپیوتر متصل به دستگاه تلفن که وقتی شخص آنجا نیست به تلفنهای او پاسخ میدهدو امکان ضبط پیام ها را بوجود می آورد.
hard
دیسک مغناطیسی محکم که قادر به ذخیره سازی حجم داده بسیار بیشتر از روی فلاپی دیسک است و معمولا متحرک نیست
harder
دیسک مغناطیسی محکم که قادر به ذخیره سازی حجم داده بسیار بیشتر از روی فلاپی دیسک است و معمولا متحرک نیست
hardest
دیسک مغناطیسی محکم که قادر به ذخیره سازی حجم داده بسیار بیشتر از روی فلاپی دیسک است و معمولا متحرک نیست
word
سیستم در برنامه کاربردی ویرایش یا کلمه پرداز که در آن لازم نیست اپراتور انتهای خط را مشخص کند, و پیاپی تایپ میکند و خود برنامه کلمات را جدا میکند و به صورت یک متن خط به خط درمی آورد
worded
سیستم در برنامه کاربردی ویرایش یا کلمه پرداز که در آن لازم نیست اپراتور انتهای خط را مشخص کند, و پیاپی تایپ میکند و خود برنامه کلمات را جدا میکند و به صورت یک متن خط به خط درمی آورد
immunity
به طوری که توقیف و اعمال مجازات درمورد چنین ماموری ممکن نیست مگر به وسیله تحویل دادنش به دولت متبوع وی
logical
واحد اطلاعات آماده پردازش که لزوما شبیه داده اصلی در فضای ذخیره سازی نیست که ممکن است حاوی داده کنترل و... باشد
transparent
برنامه کامپیوتری که بر کاربر واضح نیست یا هنگام اجرا توسط کاربر قابل مشاهده نیست
transparently
برنامه کامپیوتری که بر کاربر واضح نیست یا هنگام اجرا توسط کاربر قابل مشاهده نیست
notation
عملیات ریاضی به صورت منط قی که عملگر قبل از عملوند می آید و دیگر نیاز به کروشه نیست
notation
و دیگر نیاز به کروشه نیست
notations
عملیات ریاضی به صورت منط قی که عملگر قبل از عملوند می آید و دیگر نیاز به کروشه نیست
notations
و دیگر نیاز به کروشه نیست
task
جابجایی برنامهای در حافظه با دیگر که موقتاگ روی دیسک ذخیره شده است . جابجایی کارها مشابه چند کاره بودن نیست چون میتواند چندین برنامه را هم زمان اجرا کند
tasks
جابجایی برنامهای در حافظه با دیگر که موقتاگ روی دیسک ذخیره شده است . جابجایی کارها مشابه چند کاره بودن نیست چون میتواند چندین برنامه را هم زمان اجرا کند
random
قابل پیش بینی نیست
randomly
قابل پیش بینی نیست
adjacent
دو گرهای که توسط مسیری به هم وصل اند که هیچ گره دیگری به آن وصل نیست
alien
دیسک فرمت شده روی سیستم دیگر یا شامل دادهای به فرمتی که قابل خواندن یا فهم نیست
aliens
دیسک فرمت شده روی سیستم دیگر یا شامل دادهای به فرمتی که قابل خواندن یا فهم نیست
scramble
کد کردن صحبتها یا داده که به صورتی ارسال میشود که قابل فهم نیست مگر اینکه کدگشایی شود
scrambled
کد کردن صحبتها یا داده که به صورتی ارسال میشود که قابل فهم نیست مگر اینکه کدگشایی شود
scrambles
کد کردن صحبتها یا داده که به صورتی ارسال میشود که قابل فهم نیست مگر اینکه کدگشایی شود
scrambling
کد کردن صحبتها یا داده که به صورتی ارسال میشود که قابل فهم نیست مگر اینکه کدگشایی شود
wire
کامپیوتر به همراه برنامه نوشته در سخت افزار که قابل تغییر نیست
wires
کامپیوتر به همراه برنامه نوشته در سخت افزار که قابل تغییر نیست
privacy
قانونی که طبق آن داده شخصی است و توسط کاربران غیر مجاز قابل دستیابی نیست
hidden
آنچه قابل دیدن نیست
unjustified
نواری که حاوی متن فرمت نشده است , و قابل چاپ نیست تا داده فرمت شود.
competition
رقابتهای اقتصادی در بازاری که تعدادخریداران و فروشندگان محدود نیست
competitions
رقابتهای اقتصادی در بازاری که تعدادخریداران و فروشندگان محدود نیست
poaching
دسترسی به لیست ها که فایل یا برنامه ها به منظورجستجوی اطلاعاتی که استفاده کننده مستحق دسترسی به انها نیست
isn't
نیست
irretrievable
آنچه قابل بازگشت نیست
used
آنچه جدید نیست
outsider
موسسه حمل و نقل که عضوکنفرانس نیست
outsiders
موسسه حمل و نقل که عضوکنفرانس نیست
except
مکان دهی و ادغام شامل نیست
unwanted
آنچه لازم نیست
needn't
لازم نیست
Hobson's choice
پیشنهادی که چارهای جز قبول ان نیست
lightweight
آنچه سنگین نیست
lightweights
آنچه سنگین نیست
comparable
آنچه قابل مقایسه نیست
howler
صدایی که به اپراتور تلفن اعلام میکند که دستگاه تلفن کاربر آماده گیرندگی نیست
howlers
صدایی که به اپراتور تلفن اعلام میکند که دستگاه تلفن کاربر آماده گیرندگی نیست
busied
1-مشغول انجام کاری 2-سیگنال الکتریکی برای اعلام اینکه وسیله برای دریافت داده آماده نیست
busier
1-مشغول انجام کاری 2-سیگنال الکتریکی برای اعلام اینکه وسیله برای دریافت داده آماده نیست
busies
1-مشغول انجام کاری 2-سیگنال الکتریکی برای اعلام اینکه وسیله برای دریافت داده آماده نیست
busiest
1-مشغول انجام کاری 2-سیگنال الکتریکی برای اعلام اینکه وسیله برای دریافت داده آماده نیست
busy
1-مشغول انجام کاری 2-سیگنال الکتریکی برای اعلام اینکه وسیله برای دریافت داده آماده نیست
busying
1-مشغول انجام کاری 2-سیگنال الکتریکی برای اعلام اینکه وسیله برای دریافت داده آماده نیست
unprotected
که قابل تغییرات و محافظت شده نیست
second
مجوز دادن به تولیدکننده برای تولید یک قطعه الکترونیکی وقتی که گنجایش تولید درحد نیاز نیست
seconded
مجوز دادن به تولیدکننده برای تولید یک قطعه الکترونیکی وقتی که گنجایش تولید درحد نیاز نیست
seconding
مجوز دادن به تولیدکننده برای تولید یک قطعه الکترونیکی وقتی که گنجایش تولید درحد نیاز نیست
seconds
مجوز دادن به تولیدکننده برای تولید یک قطعه الکترونیکی وقتی که گنجایش تولید درحد نیاز نیست
universal
نوشتن برنامه که مخصوص یک ماشین نیست و روی چندین ماشین قابل اجرا است
static
که پویا نیست
terminal
خرابی که قابل تعمیر نیست
terminals
خرابی که قابل تعمیر نیست
cipher
مجموعه حروف واعدادی که مامورین سیاسی برای ارتباط سری با کشورخود از انها استفاده می کنندو درک مفاهیمشان بدون دردست داشتن کلید ممکن نیست
ciphers
مجموعه حروف واعدادی که مامورین سیاسی برای ارتباط سری با کشورخود از انها استفاده می کنندو درک مفاهیمشان بدون دردست داشتن کلید ممکن نیست
cyphers
مجموعه حروف واعدادی که مامورین سیاسی برای ارتباط سری با کشورخود از انها استفاده می کنندو درک مفاهیمشان بدون دردست داشتن کلید ممکن نیست
peripheral
آنچه ضروری نیست یا متصل به چیز دیگری است
permanent
خطایی در سیستم که قابل رفع کردن نیست
internal
زمانی در سیستم کامپیوتری که تحت کنترل مستقیم اپراتور نیست
read
وسیله یا مداری که داده ذخیره شده آن قابل تغییر نیست
reads
وسیله یا مداری که داده ذخیره شده آن قابل تغییر نیست
sector
شیاری که خطا دارد و برای ذخیره مناسب قابل استفاده نیست .
sectors
شیاری که خطا دارد و برای ذخیره مناسب قابل استفاده نیست .
forbid
ترکیب بیت در یک کلمه کامپیوتر که طبق قوانین برنامه نویس یا طرح سیستم مجاز نیست
forbids
ترکیب بیت در یک کلمه کامپیوتر که طبق قوانین برنامه نویس یا طرح سیستم مجاز نیست
morgue
جای امانت مردگانی که هویت انهامعلوم نیست
morgues
جای امانت مردگانی که هویت انهامعلوم نیست
wimp
نمایش برنامه که از گرافیک یا نشانههای کنترل نرم افزار برای تسهیل در استفاده , استفاده میکند. دستورات سیستم لازم نیست تایپ شوند
wimps
نمایش برنامه که از گرافیک یا نشانههای کنترل نرم افزار برای تسهیل در استفاده , استفاده میکند. دستورات سیستم لازم نیست تایپ شوند
faulty
شیاری از دیسک مغناطیسی که قابل خواندن یا نوشتن کامل نیست
punctuation mark
نشانه چاپ که قابل بیان نیست وی در درک متن کمک میکند
punctuation marks
نشانه چاپ که قابل بیان نیست وی در درک متن کمک میکند
oughtn't
نبایستی شایسته نیست
garbage
داده یا اطلاعی که دیگر لازم نیست چون خارج از تاریخ است یا غلط دارد
forward
روش تشخیص خطا و تصحیح که به داده دریافتی اعمال میشود که داده را صحیح میکند و نیاز به ارسال مجدد نیست
forwarded
روش تشخیص خطا و تصحیح که به داده دریافتی اعمال میشود که داده را صحیح میکند و نیاز به ارسال مجدد نیست
illegal
آنچه قانونی نیست یا مخالف قانون و قوانین باشد
external
وسیلهای که درون کامپیوتر نیست ولی به آن اضافه شده تا تواناییهای ذخیره سازی آن را افزایش دهد
externals
وسیلهای که درون کامپیوتر نیست ولی به آن اضافه شده تا تواناییهای ذخیره سازی آن را افزایش دهد
auxiliaries
نیست
auxiliary
نیست
emptied
هر متغیری که حاوی هیچ حرفی نیست
emptier
هر متغیری که حاوی هیچ حرفی نیست
empties
هر متغیری که حاوی هیچ حرفی نیست
Other Matches
All is not gold that glitters.
<proverb>
هر آنچه میدرخشد طلا نیست(هر گردى گردو نیست).
winchester disk
دیسک سخت کوچک در یک واحد بسته که وقتی پر است یا لازم نیست , قابل جدا شدن از کامپیوتر نیست
step frame
استفاده از رشته ویدیویی به صورت یک فریم در هر لحظه برای زمانی که کامپیوتر قوی نیست یا آن قدر سریع نیست که تصاویر بلادرنگ را نشان دهد
leaving files open
به معنای اینکه فایل بسته نیست یا حاوی نشانه پایان فایل نیست .
his parentage isunknown
اصل و نسبتش معلوم نیست پدرو مادرش معلوم نیست کی هستند
it is past all hope
جای هیچ امیدواری نیست هیچ امیدی نیست
it is inexpedient to reply
پاسخ دادن مصلحت نیست پاسخ دادن مقتضی نیست
temporary storage
می نیست
secondary
نیست
aint
نیست
It's not new.
نو نیست.
he takes no notice of it
نیست
it is well enough
بد نیست
storage
می نیست
he is not of our number
از ما نیست
you are written
حق با شما نیست
to make no mention of
ذکری از ان نیست
It cant be helped.
چاره ای نیست
It is not advisable . It is inexpedient.
صلاح نیست
no hurry
عجلهای نیست
niet le fait
کار او نیست
thereis no end to it
انراپایانی نیست
It is all right . It is o. k.
طوری نیست
my health is tolerable
حالم بد نیست
it has escaped my remembrance
یاد نیست
it's only me
کسی نیست
it is nothing out of the way
غریب نیست
It's not new.
جدید نیست.
There is no hot water
آب گرم نیست.
sacred cow
<idiom>
چارهای نیست
nihilism
نیست انگاری
it is not in good workingorder
دایر نیست
it is not half bad
هیچ بد نیست
no sweat
<idiom>
مشکلی نیست
he is out of huomor
سر دماغ نیست
He goes on and on . He is most persistent .
ول کن معامله نیست
it needs not
لازم نیست
it lies beyond his competence
در صلاحیت او نیست
it is unsuitable
مناسب نیست
There is nothing wrong with you . You are all right .
هیچیت نیست
it is unnecessary
لازم نیست
I dont remember ( recall ) .
یادم نیست
He is not man enough to do it . He is not the man for it . He hasnt got the guts to do it .
مردش نیست
it is immaterial
چیزی نیست
no wonder
<idiom>
تعجبی نیست
close the door please
اگرزحمت نیست
he is a bad husband
صرفه جو نیست
there is no hurry
شتابی نیست
Such is not the case . That is not so.
اینطور نیست
he is out of his senses
بهوش نیست
there is no hurry
عجلهای نیست
the ice is treach erous
یخ محکم نیست
no trouble
زحمتی نیست
that depends
معلوم نیست
he is not willing to go
نیست برود
i do not have it in me
از من ساخته نیست
that is wrong
درست نیست
he is none of my friends
او از دوستان من نیست
that is not it
این نیست
he has nothing in him
کسی نیست
he is not in it
داخل نیست
no object
چیزی نیست
ought not
شایسته نیست
if you please
اگرزحمت نیست
he knows a thing or two
بی تجربه نیست
no matter
چیزی نیست
cold is merely privative
گرما نیست
dont mention it
چیزی نیست
he is out of huomor
سر خلق نیست
inextinct
نیست نشده
Nevermind!
مهم نیست !
he is rather i. than sick
ناخوش نیست
he is unable to speak
قادربسخن گفتن نیست
he is unequal to the task
مرد اینکار نیست
he is nod
اهل انظباط نیست
he is indisposed to go
اماده رفتن نیست
It is not known yet . It is not settled yet .
هنوز معلوم نیست
There is no room for doubt.
جای تردید نیست
The subject under discrssion .
موضوعی که مطرح نیست
he is not of that stamp
ازان جنس نیست
clara
هدف موجود نیست
you're telling me
<idiom>
احتیاج نیست به من بگی
His honest is beyond question.
دردرستی اوحرفی نیست
i am out of sorts
حالم خوب نیست
He is a quitter .
مرد میدان نیست
The scales are not even .
ترازو میزان نیست
i am out of sorts
خلقم بجا نیست
it is inadvisable to say that
گفتن ان مقتضی نیست
he is not willing to go
مایل برفتن نیست
it is beyond retrieve
جبران پذیر نیست
he is indisposed to go
مایل نیست برود
it does not befit me to
شایسته من نیست که مرانشاید که
an illegible writing
خطی که خوانا نیست
it does not befit his state
در خور شان او نیست
She couldnt care less . she is totally unconcerned .
عین خیالش نیست
She takes no thought for tomorrow .
بفکر فردایش نیست
It is not possible ( feasible , practicable) .
اینکار عملی نیست
There is no reason (cause) for worry (concern)
جای نگرانی نیست
He does not belong here.
جای ؟ واینجا نیست
isn't he there
ایا او اینجا نیست
if you dont object
اگر مانعی نیست
is it not
ایا چنین نیست
It cannot be trifled with . It is no joking matter.
شوخی بردار نیست
He is nobody. He is a nonentity.
داخل آدم نیست
it does not s. the condition
واجدان شرایط نیست
To her , abI'llon tomans is a mere trifle .
قابل نوشیدن نیست
i dont care a pin
مرا پروایی نیست
He couldnt care less. He doesnt give (care)a damn.
عین خیالش نیست
It is beyond repair. It cannot be put right.
درست شدنی نیست
wronging
پیام صحیح نیست
I cant help it. It is beyond my control.
دست خودم نیست
iam pretty well
نسبه حالم بد نیست
it goes without saying
محتاج بذکر نیست
I dont have the slightest(faintest)idea.
روحم خبردار نیست
it goes without saying
نیازمند بگفتن نیست
It is nothing to speak of .
چیز قابلی نیست
wrong
پیام صحیح نیست
wrongs
پیام صحیح نیست
She is romantically inclined. She i8s game.
از دو حال خارج نیست
It is not to your advantage.
مقرون بصرفه نیست
it is never the worse
هیچ بدتر نیست
that is not the case
مطلب چنین نیست
that is not the question
موضوع این نیست
that is not the word for it
لغتش این نیست
that is taken for granted
محتاج بدلیل نیست
the house is occupied
خانه خالی نیست
there is no mistaking
جای اشتباه نیست
no one is here
هیچکس اینجا نیست
there is no question but that.
شکی نیست که) .00000
thereis no end to it
انتهای برای ان نیست
needle point to say
لازم نیست بشمابگویم که
He is not to blame for this.
تقصیر او
[مرد ]
نیست.
There's more to come.
<idiom>
این همش نیست.
that is not my a
این کارمن نیست
There are plenty of other fish in the sea.
<idiom>
<proverb>
آدم قحطی نیست.
It is not economical.
مقرون به صرفه نیست.
That's not so!
داستان اینطوری نیست!
that in nothing to me
پیش من چیزی نیست
that is no bed of roses
اش دهن سوزی نیست
rast
هیج همچوچیزی نیست
that is no great work
کار بزرگی نیست
that is not fair
این انصاف نیست
this is not fair
این انصاف نیست
no reply necessary
[NRN]
نیازی به پاسخ نیست.
it tells its own tale
نیازمند به توضیح نیست
This isn't mine.
این مال من نیست.
it is unsatisfactory
رضایت بخش نیست
It cant be all that bad.
نه بابا اینقدر هم بد نیست
It might be a good idea for you to come .
بد نیست شما هم بیایید
This isn't clean.
این تمیز نیست.
This isn't fresh.
این تازه نیست.
it is not very hard
چندان سخت نیست
it is not subject to review
دران روا نیست
it is not a to go tncre
رفتن انجامصلحت نیست
it is not a picnic
کار اسانی نیست
it is never the worse
دیگر بدتر که نیست
you need not fear
لازم نیست بترسید
needle point to say
احتیاج بگفتن نیست
means are not a
وسایل فراهم نیست
It is not fair that . . .
آخر انصاف نیست که …
to put out of the way
سربه نیست کردن
it is inadvisable to say that
گفتن ان مصلحت نیست
It doesnt meet the present day requirments(needs).
جوابگوی احتیاجات امروزی نیست
that is no bed of roses
شیره گلو سوزی نیست
None of that here. Nothing doing here.
اینجا از این خبرها نیست
nothing of that sort
هیچ همچو چیزی نیست
Anyway it is none of his business.
تازه اصلابه او مربوط نیست
It takes a bit of doing.
همچین کارزیاد آسانی هم نیست
it does not matter
عیب ندارد چیزی نیست
thereis not a p of truth init
ذرهای راستی دران نیست
The badness of the climate is immaterial.
بدی آب وهوا مطرح نیست
i dont care a pin
هیچ بمن مربوط نیست
they are of a doubtful paterni
اصل انها معلوم نیست
Money doesnt grow on trees.
پول که علف خرس نیست
it does not befit his state
لایق مقام یا وضع او نیست
ne'er do well
ادمی که امیدبهبودی برایش نیست
i dont care a d.
مرا هیچ پروایی نیست
nothing of the sort
هیچ همچو چیزی نیست
not at all
هیچ همچو چیزی نیست
not a patch on
به هیچ طرف مقایسه نیست با
He is incorrigible.
آدم اصلاح پذیری نیست
Never! Not at all !! By no means !There is no such thing at all . Nothing of the sort. Nothing doing.
ابدا"چنین چیزی نیست
there is no limit to it
حدی بران متصور نیست
no such thing
هیچ همچو چیزی نیست
there is no occasion for fear
جای هیچ ترس نیست
It is pretty(fairly)second rate.
همچنین چیز مهمی نیست
The shirt doesnt fit me.
این پیراهن اندازه ام نیست
there is no place for doubt
جای هیچگونه تردید نیست
it is toolate.to go
دیگر موقع رفتن نیست
i dont care a rush
مرا هیچ پروایی نیست
no two leaves are identical
هیچ دوبرگی یکجور نیست
It doesnt matter. it is nothing.
چیزی نیست ( عیب ندارد )
i dont care a snap
مرا هیچ پروایی نیست
it is a soft snap
چیزی نیست کاراسانی است
nojoy
موفقیتی نیست موفق نشدم
The mountain peak is not in sight.
قله کوه پیدا نیست
indeterminate system
آن قابل پیش بینی نیست
There is no room to throw a needle .
<proverb>
جاى سوزن انداختن نیست .
None of your business.
[این]
به شما مربوط نیست.
I don't
[ couldn't ]
give a damn about it.
<idiom>
برایم اصلا مهم نیست.
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com