English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 52 (4 milliseconds)
English Persian
solid-shade dyeing یکدست و همرنگ
Other Matches
concolorous همرنگ
isochromatioc همرنگ
homochromatic همرنگ
isochromatic همرنگ
blend همرنگ کردن
blends همرنگ کردن
conformist همرنگ با جماعت
conformists همرنگ با جماعت
isochromatique خطوط همرنگ
to go with the tide همرنگ جماعت شدن
to go with the stream همرنگ جماعت شدن
isochromatioc متساوی اللون منحنی همرنگ
When in Rome, do as the Romans do! <proverb> خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو.
proportional clothing لباس هماهنگ یا همرنگ زمین یا منطقه عملیات
flattest یکدست
set یکدست
sets یکدست
setting up یکدست
pursang یکدست
flat یکدست
snow white سفید یکدست
lampblack سیاه یکدست
uniform sand ماسه یکدست
unmixede یکدست خالص
solid color رنگ یکدست
game and game یکدست ویکدست
emeraldgreen سبز یکدست
homogeneous area منطقه یکدست
self coloured دارای رنگ یکدست
suit یکدست لباس پیروان
rib rifling خان کشی یکدست
solid sodding پوشش یکدست چمنی
suited یکدست لباس پیروان
level colour رنگ یکدست یا یکنواخت
denture یکدست دندان مصنوعی
suits یکدست لباس پیروان
slick یکدست کردن جذاب
slickest یکدست کردن جذاب
service یکدست فروف اثاثه
serviced یکدست فروف اثاثه
White regular teeth . دندانهای سفید ومرتب ( یکدست )
pack بسته کردن یکدست ورق بازی
flat پنچری طایر عکس ساده و یکدست
packs بسته کردن یکدست ورق بازی
flattest پنچری طایر عکس ساده و یکدست
fount یکدست حروف هم شکل وهم اندازه
scarlet [زمینه فرش بافته شده قرمز یکدست]
silhouette نقاشی سیاه یکدست بصورت نیمرخ سیاه نشاندادن
silhouettes نقاشی سیاه یکدست بصورت نیمرخ سیاه نشاندادن
silhouette نیمرخ هر چیزی برنگ سیاه یا برنگ یکدست
silhouettes نیمرخ هر چیزی برنگ سیاه یا برنگ یکدست
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com