Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (15 milliseconds)
English
Persian
arc rectifier
یکسو کننده جیوهای
mercury vapor rectifier tube
یکسو کننده جیوهای
vapor rectifier
یکسو کننده جیوهای
Other Matches
rectifier
یکسو کننده
bridge rectifier
یکسو کننده پلوار
silicon rectifier
یکسو کننده سیلیسیمی
rectifying valve
شیر یکسو کننده
point contact rectifier
یکسو کننده نقطهای
argon bulb rectifier
یکسو کننده ارگنی
constant potential rectifier
یکسو کننده با ولت ثابت
silicon controlled restifier
یکسو کننده کنترل شده سیلیکانی
welded contact rectifier
یکسو کننده نقطهای جوش شده
mercurial
جیوهای
hydrargyric
جیوهای
mercuric
جیوهای
mercury vapor lamp
لامپ جیوهای
mercury thread
مارپیچ جیوهای
mercury thermometer
گرماسنج جیوهای
mercurial contact
کنتاکت جیوهای
mercury pool cathode
کاتد جیوهای
mercury delay line
خط تاخیری جیوهای
mercury interrupter
ضربه گر جیوهای
mercury break
کلید جیوهای
mercury battery
باطری جیوهای
mercury arc rectifier
یکسوکننده جیوهای
mercury arc
قوس جیوهای
mercury seal stirrer
همزن با هوابند جیوهای
magnetic mercury switch
کلید جیوهای مغناطیسی
low pressure mercury lamp
لامپ فشار ضعیف جیوهای
ignition rectifier
یکسوساز بخار جیوهای باالکترودهای اتش زنه
single ended
یکسو
away
یکسو
unidirectional
یکسو
rectified
یکسو کردن
rectifier
یکسو ساز
rectifies
یکسو کردن
unidirectional current
جریان یکسو
rectification
یکسو کردن
direct current
جریان یکسو
single ended spanner
اچار یکسو
frequency demodulation
یکسو کردن
demodulate
یکسو کردن
rectify
یکسو کردن
dry plate rectifier
یکسو ساز خشک
half duplex
پروتکل کامل یکسو
selenium rectifier
یکسو کنندهء سلنیومی
planononvex
یکسو پهن و یکسوکوژ
two way rectification
یکسو سازی دو راهه
lop sided
یکسو سنگین یک سوسبک
side
در یکسو قرار دادن
sides
در یکسو قرار دادن
planononcave
یکسو پهن و یکسوکاو
dry disc rectifier
یکسو ساز خشک
three phase rectifier
یکسو ساز سه فازه
meniscus
شیشهای که از یکسو گوژ وازسوی دیگر کاو باشد
corrector
جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
rectify
یکسو کردن اصلاح کردن
rectified
یکسو کردن اصلاح کردن
rectifies
یکسو کردن اصلاح کردن
rectification
یکسو سازی همسو سازی مستقیم سازی
altitude/height hold
متوقف کننده سقف پروازهواپیما محدود کننده خودکارارتفاع پرواز هواپیما
inhibitor
کنترل کننده سوزش خرج موشک ممانعت کننده ازاشتعال
marshaller
هدایت کننده به محل تجمع جمع اوری کننده یکان
propounder
ابراز کننده یا مطرح کننده وصیت نامه در دادگاه امورحسبی
quick disconnect coupling
کوپلینگی برای لولههای ی سیالات دارای دریچههای مسدود کننده و اجزاء اب بندی- کننده
primers
وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
sensor
گیرنده یادریافت کننده خاطرات حسی ضبط کننده
primer
وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
homogeneous computer network
یچ کننده و توزیع کننده که همه کانالهای داده آن از پروتکل و نرخ ارسال یکسان استفاده می کنند
interceptor
هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
interceptors
هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
del credere
وصول کننده مطالبات تضمین کننده طلبها
detonators
منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
detonator
منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
distractive
گیج کننده برگرداننده یا اشغال کننده فکر
vasomotor
اعصاب تنگ کننده وگشاد کننده رگها
changer
دواتصال کننده که اتصال کننده مادگی را به نری
makgi boowi
نقاط حمله کننده و دفاع کننده تکواندو
steam fitter
نصب کننده وتعمیر کننده لولههای بخار
search jammer
تولید کننده پارازیت در انتن رادار وسیله جلوگیری کننده از تجسس رادار وسیله جلوگیری کننده از مراقبت
suppressive
خنثی کننده اتش سرکوب کننده
padding
پنهان کننده یااستتار کننده پیامها
expostulator
سرزنش کننده نصیحت کننده باسرزنش
sprining charge
خرج چال کننده یا گود کننده
claqueur
تشویق کننده
[یا هو کننده]
استخدام شده
prepossessing
مجذوب کننده جلب توجه کننده
stop order
دستور عدم پرداخت از طرف صادر کننده سند مالی به مرجع پرداخت کننده
astigmatizer
وسیله استیگمات کننده وسیله تقویت کننده مسافت یاب برای دیدن نور کم در شب
corrupter
فاسد کننده منحرف کننده
the producer and the consumer
تولید کننده و مصرف کننده
cogitator
اندیشه کننده مطالعه کننده
modifiers
اصلاح کننده تعدیل کننده
whetstone
تیز کننده تند کننده
modifier
اصلاح کننده تعدیل کننده
vibrators
ارتعاش کننده نوسان کننده
corruptor
فاسد کننده منحرف کننده
venerator
تکریم کننده ستایش کننده
thwarter
خنثی کننده مسدود کننده
trimmer
دستکاری کننده صاف کننده
prosecutor
پیگرد کننده تعقیب کننده
supplicants
درخواست کننده تضرع کننده
striking force
نیروی تک کننده یا کمین کننده
prosecutors
پیگرد کننده تعقیب کننده
hangers
اویزان کننده معلق کننده
hanger
اویزان کننده معلق کننده
supplicant
درخواست کننده تضرع کننده
desolater
ویران کننده متروک کننده
desolator
ویران کننده متروک کننده
designative
اشاره کننده تعیین کننده
coordinator
هم اهنگ کننده هماهنگ کننده
spell binder
مسحور کننده مجذوب کننده
intermediaries
وساطت کننده مداخله کننده
contractive
جمع کننده چوروک کننده
discriminant
تفکیک کننده جدا کننده
vibrator
ارتعاش کننده نوسان کننده
intermediary
وساطت کننده مداخله کننده
transmitters
منتقل کننده مخابره کننده
provisioner
تدارک کننده تهیه کننده
accaimer
هلهله کننده تحسین کننده
preventive
حفافت کننده جلوگیری کننده
suberter
سرنگون کننده تضعیف کننده
presenters
ارائه کننده معرفی کننده
presenter
ارائه کننده معرفی کننده
toaster
سرخ کننده برشته کننده
favourer
یاری کننده مساعدت کننده
insulators
جدا کننده عایق کننده
insulator
جدا کننده عایق کننده
oppressive
خورد کننده ناراحت کننده
divider
جدا کننده تقسیم کننده
homager
تجلیل کننده کرنش کننده
lifter
مرتفع کننده برطرف کننده
acknowledger
تصدیق کننده قبول کننده
transmitter
منتقل کننده مخابره کننده
gesticulant
اشاره کننده وحرکت کننده
presentor
ارائه کننده معرفی کننده
toasters
سرخ کننده برشته کننده
practicer
تمرین کننده مشق کننده
sniffy
افهار تنفر کننده فن فن کننده
diverting
سرگرم کننده منحرف کننده
thickener
غلیظ کننده پرپشت کننده
thickeners
غلیظ کننده پرپشت کننده
modulator demodulator
تلفیق کننده- تفکیک کننده
fuel cooled oil cooler
خنک کننده روغن که در ان ازسوخت بعنوان ماده خنک کننده استفاده میشود
skeletonizer
تهیه کننده استخوان بندی یا کالبد چیزی تهیه کننده رئوس مطالب
dragger
شرکت کننده در مسابقه اتومبیلرانی سرعت شرکت کننده درمسابقه سرعت موتورسیکلت رانی شرکت کننده در مسابقه قایقرانی سرعت
procuring activity
یکان تهیه کننده و تحویل دهنده اماد قسمت اماد کننده
plasticizer
ماده سخت کننده و کشدار کننده خرج انفجار یا خرج تلاش
parity bit
عدد یا علامت طراز کننده متعادل کننده عدد تعادل
agent authentication
معرفی قسمت مخابره کننده اعلام معرف مخابره کننده
components
اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
component
اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
user freindly
اسان برای استفاده کننده ارتباط دوستانه با استفاده کننده سیستم محاسباتی که امکانات لازم برای توانایی هاو محدودیتهای اپراتور رافراهم می سازد
dismantling shot
تیر قطعه قطعه کننده گلوله تخریب کننده
voltage stabilizer
تثبیت کننده فشار الکتریکی تثبیت کننده ولتاژ
family
محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
families
محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
tipper
کج کننده واژگون کننده
army component
نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات یکان زمینی شرکت کننده در عملیات مشترک قسمت زمینی
flares
گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
supporting arms
نیروی پشتیبانی کننده یکانهای پشتیبانی کننده
requistioner
قسمت درخواست کننده تهیه کننده درخواست
flare
گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
stabilisers
تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
stabilizer
تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
negative true logic
سیستمی منطقی که در ان یک ولتاژ بالا بیان کننده بیت صفرو یک ولتاژ پایین بیان کننده بیت یک میباشد
desiccant
مواد خشک کننده گیاهان مواد شیمیایی خشک کننده روییدنیها
delay release sinker
وسیله غوطه ور کننده مین زمانی غوطه ور کننده مین تاخیری
analysis staff
ستاد تجزیه و تحلیل کننده گروه تجزیه و تحلیل کننده
radar picket
ناو تقویت کننده رادار هواپیمای تقویت کننده رادار
gyro repeater
تکرار کننده سمت ژیروسکوپی ناو تکرار کننده سمت هدایت نجومی ناو
component command
قرارگاه نیروی شرکت کننده درعملیات فرماندهی نیروی مسلح شرکت کننده درعملیات
jumpers
شوت کننده با پرش پرش کننده
jumper
شوت کننده با پرش پرش کننده
out side
دریافت کننده سرویس دریافت کننده سرویس اسکواش
mumbler
من من کننده
bender
خم کننده
fillers
پر کننده
mitigative
کم کننده
noncommittal
رد کننده
renunciant
کننده
fillet
پر کننده
filler
پر کننده
mitigatory
کم کننده
attacking
تک کننده
ear-splitting
کر کننده
commulator
یک سو کننده
renunciant
رد کننده
whisperer
پچ پچ کننده
repudiationist
رد کننده
refutatory
رد کننده
refutative
رد کننده
refuser
رد کننده
mauler
له کننده
rebutter
رد کننده
solvents
اب کننده
skittish
رم کننده
filleted
پر کننده
filleting
پر کننده
sensor
حس کننده
hopper
لی لی کننده
hoppers
لی لی کننده
syncopator
غش کننده
swooner
غش کننده
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com