English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
Somebody is ringing the door bell. یکنفر دارد زنگ دررامی زند
Other Matches
One cannot be in two places at once. <proverb> یکنفر نمى تواند در یک زمان دو جا باشد .
deaneries سمت یاحوزه یامحل اقامت یکنفر
deanery سمت یاحوزه یامحل اقامت یکنفر
authoritarians طرفدار تمرکز قدرت در دست یکنفر یا یک هیئت
authoritarian طرفدار تمرکز قدرت در دست یکنفر یا یک هیئت
I could have sworn that there was somebody in the next room . می توانم قسم بخورم که یکنفر دراتاق مجاور بود
dramatic monologue نوعی داستان نمایشی که دران یکنفر بتنهایی فاهر میشودوبا متکلم وحده است
scalar متغیری که یک مقدارمجزا منتسب به خود دارد. یک مقدارمجزا پایه دارد. بردار دویا چند مقدارجهت دار دارد
. The car is gathering momentum. اتوموبیل دارد دور بر می دارد
Walls have ears <idiom> دیوار موش دارد و موش گوش دارد [اصطلاح]
labor theory of value براساس این نظریه قیمتهای نسبی کالاها به مقادیر نسبی کارکه در تولید ان کالاهابکاررفته بستگی دارد بخش عمدهای از اقتصاد مارکس برپایه نظریه ارزش کارقرار دارد
zero insertion force socket [قطعه ای که ترمینال های اتصال متحرک دارد و امکان درج قطعه بدون اعمال نیرو دارد سپس اهرم کوچکی می چرخد تا با لبه های قطعه برخورد کند]
enclave economices اقتصادهائی که عمدتا درکشورهای در حال توسعه وجود دارد در این اقتصادهاتعداد کمی مناطق پیشرفته ازنظر اقتصادی وجود دارد وبقیه مناطق که وسیعترند ازرشد و پیشرفت بسیار کمی برخوردار میباشند
walls here ears دیوار موش دارد موش گوش دارد
chain دارد.
he is ill with fever تب دارد
he has worms دارد
heavy fighting is in progress دارد
chains دارد.
there is a time for everything دارد
has دارد
are there any remarks? دارد
hast او دارد
he has a rage for money دارد
figure on <idiom> بستگی دارد به
our library is well stocked خوبی دارد
he is fifty تمام دارد
he speaks to the purpose قصدی دارد
he tops .0 metres یک مترونیم قد دارد
not a patch on چه دخلی دارد
he has an a. to grind مقصود دارد
There is something wrong with the ... ... عیب دارد.
what hurt is there in that چه زیانی دارد
god is خداوجود دارد
multungulate که بیش از دو سم دارد
he has an axe to grind غرض دارد
he has a spite against me بامن لج دارد
he has a maggot in his head وسواس دارد
He has a day off. او مرخصی دارد.
Windows GDI بیتی دارد
There is a knack in it . یک فنی دارد
I owe him a dept of gratitude. حق بگردنم دارد
leek d;[,vjvi ;i fv'ihd \ik , بزرگ دارد
it has sides سه پهلو دارد
walls have ears گوش دارد
the reason is two fold دودلیل دارد
But one leg to the fowl. <proverb> مرغ یک پا دارد .
it is sufficiently stamped کسرتمبر دارد
it is usual with him عادت دارد
Buttonhole کتی که در دو طرف دکمه دارد
it depends [on] بستگی دارد [به]
there is a rumour that شهرت دارد که
he is 0 years old او ده سال دارد
viruses وجود دارد
what matter? چه اهمیت دارد
virus وجود دارد
the reason is manifold چنددلیل دارد
what the odds چه اهمیت دارد
the probability is احتمال دارد
that bridge has openings ان پل سه چشمه یا دهانه دارد
back که یک باتری پشتیبان دارد
bigamist زنی که دوشوهر دارد
bigamists زنی که دوشوهر دارد
the work is in full swing کاربخوبی جریان دارد
double decker هرچیزیکه دو لایه دارد
batteries که یک باتری پشتیبان دارد
He writes well . he wields a formidable pen . قلم خوبی دارد
likelihood احتمال کلی دارد
the cat has nine lives سگ هفت جان دارد
the party is led by him او بر ان حزب ریاست دارد
battery که یک باتری پشتیبان دارد
She has engaging manners . رفتار گیرایی دارد
the switch is on برق جریان دارد
that word is obsolescent ان واژه کم کم دارد مهجور
backs که یک باتری پشتیبان دارد
She has a soft voice صدای نرمی دارد
There are ticks in every trade . <proverb> هر کار لمى دارد .
biased آنچه اریب دارد
what is that to you به شما جه دخلی دارد
Every flow must have its ebb. <proverb> هر فرازى نشیبى دارد.
significance معنای مخصوص دارد
what does it meant یعنی چه چه معنی دارد
She has got regular teeth . دندانهای منظمی دارد
well and good باشد چه ضرر دارد
There is always a right way of doing everything. هرکاری راهی دارد
delectus برای ترجمه دارد
tea is preferable to water چایی بر اب ترجیح دارد
(not to be) sneezed at <idiom> ارزش داشتن را دارد
to bring grist to the mill نان دراب دارد
There are two sides to every question . <proverb> هر مساله ای دو جنبه دارد.
what is wrong with that? مگراین چه عیبی دارد
rubrician کتاب نماز دارد
She has a lovely ( nice ) voice. صدای قشنگه دارد
it is wringing خیلی تراست یا اب دارد
it is particularly difficult یک دشواری ویژه دارد
it is particularly difficult یک اشکال بخصوصی دارد
it is of frequent خیلی مورد دارد
He is against [opposed to] me . با من ضد است. [ضدیت دارد]
it askes for attention توجه لازم دارد
He has influential contacts everywhere. همه جا دست دارد
How long is the ticket valid? بلیت تا کی اعتبار دارد؟
She has a subtle charm. جذابیت ظریفی دارد
in all like احتمال کلی دارد
It is much sought after خیلی طالب دارد.
he must needs go بیخوداصرار دارد برفتن
he keeps my a حساب مراونگه می دارد
he is rightly named اسم بامسمائی دارد
he is in the know اطلاع ویژه دارد
he is in a hurry to go عجله دارد برفتن
the export of ... is granted the premium. صدور ... جایزه دارد.
it is very important بسیار اهمیت دارد
it is worth 0 rials ده ریال ارزش دارد
he has Roman nose او بینی عقابی دارد
and there an end. و پایان وجود دارد.
My hair is falling. موهایم دارد می ریزد
He is distantly related to us . نسبت دوری با ما دارد
Somebody is beating at (upon)the door. یک کسی دارد در می زند
With his foul temper. با اخلاق سگه که دارد
length خط با طول جر حرف دارد
lengths خط با طول جر حرف دارد
He is verbose (garrulous). He has verbal diarrhea. شهوت کلام دارد
basses کسی که صدای بم دارد
bass کسی که صدای بم دارد
it stand well with him بامن نظرمساعدی دارد
it speaks well for him بامن نظرمساعد دارد
it needs to be done carefully اینکارتوجه لازم دارد
there removred revolution شورشی که شهرت دارد
She has a lovely (nice) voice. صدای قشنگه دارد
He writes a legible ( beautiful ) hand . خط خوانایی ( قشنگه ) دارد
he has much merit بسیار شایستگی دارد
he has much merit خیلی قابلیت دارد
The kettel is boiling. قوری دارد می جوشد
he insists on going اصرار دارد برفتن
There is only one condition attached to it . فقط یک شرط دارد
he bears out his name اسم بامسمایی دارد
Does it matter if I dont come ? اشکالی دارد اگرنیایم ؟
He takes my advice. He listens to me. از من حرف شنوایی دارد
She has a delightfully mellow voice . صدای گرمی دارد
he is f. of money پول فراوان دارد
he has a loose tongue دهان لقی دارد
To bring pressure to bear . To exert pressure . فشار خون دارد
It all depends on how things develop. بستگی دارد چه پیش بیاید
administrators تنظیم و نگهداری شبکه دارد
administrator تنظیم و نگهداری شبکه دارد
Is there drinking water? آیا آب آشامیدنی وجود دارد؟
Is there electricity? آیا برق وجود دارد؟
She has a warm heart. قلب گرم ومهربانی دارد
One could be taken up on ones offer. تعارف آمد نیامد دارد
He has a ready pen. قلم شیوا وروانی دارد
My hair is growing. موهایم دارد بلند می شود
Is there a television? آیا تلویزیون وجود دارد؟
the odds are that he will doit احتمال دارد که انکار را بکند
What a lovely tall figure she has . چه قد وبا لای قشنگه دارد
Advanced Technology Attachment مگابایت دار ثانیه دارد
accessor شخصی که به داده دسترسی دارد
She is too damned fussy خیلی ادا واطوار دارد
Has he gone nust ? Is he out of his mind ? مگر مغزش عیب دارد؟
He is bound to come. احتمال زیادی دارد که بیاید
He has a family of six to. support . he has six mouths to feed. شش سر نانخور دارد ( تحت تکلف )
She is beginning to lose her looks . قیافه اش را دارد از دست می دهد
It is going from bad to worse . وضع دارد بد ترهم می شود
He is a man with a kind heart. قلب مهربان ورئوفی دارد
Our food supply is getting low. ذخیره غذایمان دارد ته می کشد
timber toe کسی که پای چوبین دارد
He must have a hand in it. حتما" دراینکار دست دارد
request چیزی که کسی تقاضایش را دارد
It lookes like rain. هوا خیال باریدن دارد
gigs درشکه تک اسبه که دو چرخ دارد
He takes ( heels) much interest in politics. به سیاست خیلی علاقه دارد
faults فرآیندی که خطا در آن قرار دارد
He has a glib(persuasive)tongue. زبان چرب ونرمی دارد
faulted فرآیندی که خطا در آن قرار دارد
fault فرآیندی که خطا در آن قرار دارد
The child is going to go to bed. بچه دارد می رود بخواب
chaplains کشیشی که عبادتگاه ویژه دارد
There is a mountain of difficulties . کوهی از مشکلات وجود دارد
requested چیزی که کسی تقاضایش را دارد
water exists in three phases اب درسه نمود وجود دارد
He has a good permanent job. شغل ثابت خوبی دارد
He is distantly related to me . بامن نسبت دوری دارد
ex-directory شخصی که چنین شمارهای را دارد
requests چیزی که کسی تقاضایش را دارد
requesting چیزی که کسی تقاضایش را دارد
A cat has nine lives . <proverb> گربه هفت جان دارد .
A big head has a big ache. <proverb> سر بزرگ درد زیادى هم دارد.
to the best of ones ability تا جایی که کسی توان آن را دارد
gig درشکه تک اسبه که دو چرخ دارد
Blood circulates in the body. خون در بدن جریان دارد
She is stuffy and conceited. دماغش باد دارد ( پر افاده )
chaplain کشیشی که عبادتگاه ویژه دارد
puntist راننده کرجی نام دارد
NVRAM ما میتواند اطلاعات را نگه دارد
gigman کسیکه درشکه تک اسبه دارد
He's of another opinion. نظر او [مرد] فرق دارد.
The bus to ... stops here. اتوبوس به ... اینجا نگاه می دارد.
multifunction آنچه تابعهای متعددی دارد
he has a fine p in the town اوخانه خوبی در شهر دارد
he has a spite against me بامن کینه یاعداوت دارد
groove [فاصله ای که بین هر رج وجود دارد.]
ox frame قابی که گوشههای چلیپایی دارد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com