English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 17 (3 milliseconds)
English Persian
geometrical <adj.> یکنواختی و همگونی
Other Matches
standardization همگونی طبقه بندی
humdrum یکنواختی
steadiness یکنواختی
monotony یکنواختی
tedium یکنواختی
uniformity یکنواختی متحدالشکلی
uniformity یکنواختی یکرنگی
coefficient of uniformity ضریب یکنواختی
heterogeneity غیر یکنواختی
uniformity coefficient ضریب یکنواختی
orientation of fibers نظم و یکنواختی الیاف در نخ
contamination عدم خلوص و یکنواختی محیط
consumer's surplus یکنواختی قیمتها برای مصرف کننده
appraisal ارزش فرش که عموما با قدمت، وضعیت ظاهری، طرح، رنگ، یکنواختی و هماهنگی سنجیده می شود
warp tension کشش نخ های تار [میزان کشیدگی نخ های چله در دار که یکنواختی آن در بوجود آمدن فرشی یکنواخت و صاف امری ضروری است.]
sizing آهارزنی [گاه جهت استحکام و یکنواختی نخ های تار، قبل از چله کشی آنها را با نشاسته و چسب شستشو می دهند. اینکار در پارچه بافی مرسوم است ولی در بافت فرش نیز استفاد می شود.]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com