English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 96 (2 milliseconds)
English Persian
unilateral یک جانبه تک سویه
unilaterally یک جانبه تک سویه
Other Matches
tripartite pact قرارداد سه جانبه میثاق سه جانبه
tripartite سه سویه
unilateral یک سویه
bilateral دو سویه
reciprocal دو سویه
unidirectional یک سویه
unilaterally یک سویه
diplegia فلج دو سویه
double bind بن بست دو سویه
hemian بی حسی یک سویه
hemiopia نابینایی یک سویه
two way road راه دو سویه
hemiplegia فلج یک سویه
non return valve شیر یک سویه
dextrad راست سویه
box pleats چین دو سویه
one way road راه یک سویه
bidirectional printing چاپ دو سویه
hemianopia نابینایی یک سویه
canonical correlation همبستگی دو سویه چندمتغیری
bitemporal hemianopsia نابینایی گیجگاهی دو سویه
lineages سطر شماری سویه
lineage سطر شماری سویه
hemiparesis فلج خفیف یک سویه
flashcubes لامپ فلاش چهار سویه
HD ارسال داده تنها در یک جهت روی کانال یک سویه
half ارسال داده در یک جهت در واحد زمان روی کانال یک سویه
one way یک جانبه
trilateral سه جانبه
partite جانبه
one legged یک جانبه
ex parte یک جانبه
unilaterally یک جانبه
tripartite سه جانبه
one-way یک جانبه
mutual دو جانبه
unilateral یک جانبه
bilateral دو جانبه
reciprocal دو جانبه
unilateral contract قرارداد یک جانبه
wall-to-wall همه جانبه
widespread همه جانبه
one sided یک جانبه مغرضانه
reciprocal agreement توافق دو جانبه
reciprocal agreement قرارداد دو جانبه
synchronous converter تبدیلگر دو جانبه
unilateral agreement توافق یک جانبه
triparite سه نسخهای سه جانبه
tripartite pact پیمان سه جانبه
unilateral declaration بیانیه یک جانبه
unilateral agreement قرارداد یک جانبه
multilateral چند جانبه
quadrilateral چهار جانبه
dual agent عامل دو جانبه
blind transportation ارسال یک جانبه
bilateral monopoly انحصار دو جانبه
bilateral contract قرارداد دو جانبه
quadrilaterals چهار جانبه
quadruple pact میثاق چهار جانبه
total war جنگ همه جانبه
quadruple pact پیمان چهار جانبه
trusts انحصارات چند جانبه
trusted انحصارات چند جانبه
trust انحصارات چند جانبه
bilateral treaty معاهده یا معاهدات دو جانبه
Bilateral contract. پیمان ( قرارداد ) دو جانبه
unilateral contract تعهد یک جانبه ایقاع
match رویارویی بازیهای دو جانبه
multilateral trade تجارت چند جانبه
dual agent عامل اطلاعاتی دو جانبه
duopsony انحصار دو جانبه خرید
duopoly انحصار دو جانبه فروش
double agents عامل اطلاعاتی دو جانبه
double agent عامل اطلاعاتی دو جانبه
multilateral contract قرارداد چند جانبه
matches رویارویی بازیهای دو جانبه
mutilateral agreement موافقت چند جانبه
mutual exclusion ناسازگاری دو جانبه ممانعت متقابل
imperfect oligopoly انحصار چند جانبه ناقص
oligopsony انحصار چند جانبه خرید
siege mentality دشمن پنداری همه جانبه
collusive oligopoly انحصار چند جانبه سازشکارانه
complete oligopoly انحصار چند جانبه کامل
extensive cultivation توسعه همه جانبه کشت وکار
bilateral infrastructure سازمان داخلی متشکل ازاعضای دو جانبه تشکیلات دوجانبه
FDDI استانداردن ن لاANSI برای شبکههای با سرعت بالا که از کابل با فیبر نوری در توپولوژی حلقه دو سویه استفاده میکند. داده در واحد مگابایت در ثانیه منتقل میشود
res inter alios debet non actaalterinocere تعهدات دو جانبه باعث اضرار شخص ثالث نمیتواند بشود
assistance کمک یک جانبه کشوری به کشور دیگر بدون اینکه مسئله مقابله به مثل مطرح باشد
game theory این نظریه اغلب در تحلیل کردار انحصارچند جانبه بکار میرود واستراتژیهای مختلف را موردبررسی قرار میدهد
tripartite declaration of 0 اعلامیه سه جانبه 0591 اعلامیهای که در ان دولتهای امریکا و انگلستان و فرانسه امامیت ارضی اسرائیل و نیزوضع موجود فلسطین راتضمین کردند
bilateral spotting دیدبانی مضاعف محل اصابت گلوله دیدبانی دو جانبه
cross servicing خدمات جنبی یا جانبی خدمات چند جانبه
radiation scattering انحراف تشعشع اتمی یاالکترومغناطیسی یا حرارتی پخش امواج بصورت کروی پخش همه جانبه امواج
oligopoly انحصار چند جانبه فروش انحصار چند قطبی فروش
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com