English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 207 (13 milliseconds)
English Persian
tern یک دسته سه تایی
terns یک دسته سه تایی
Search result with all words
leash دسته سه تایی
leashes دسته سه تایی
ennead دسته نه تایی
pentad دسته پنج تایی
troika هر دسته سه تایی
Other Matches
mounting دسته و پشت بند دسته شمشیر
ternary سه تایی
n ary N تایی
trinary سه تایی
senary شش تایی
triad سه تایی
ternal سه تایی
trinal سه تایی
nine نه تایی
nines نه تایی
n adic N تایی
ternate سه تایی
trine سه تایی
triplex سه تایی
triplet سه تایی
triads سه تایی
diphyletic دو تایی
duodenary دوازده تایی
quintuplets پنج تایی
quintuplet پنج تایی
triploidy حالت سه تایی
threescore شصت تایی
ternary alloy الیاژ سه تایی
fourteener چهارده تایی
quintet پنج تایی
quintets پنج تایی
n ary operator عملگر N تایی
laotian مردم تایی
vigesimal بیست تایی
tuple چند تایی
lao زبان تایی
fourteen چهارده تایی
duodecimal دوازده تایی
quadruple چهار تایی
nonary گروه نه تایی
ternary mixture مخلوط سه تایی
triform شکل سه تایی
sexagenary شصت تایی
trio سه نفری سه تایی
septimal هفت تایی
trilogies گروه سه تایی
quadrupling چهار تایی
sexagesimal شصت تایی
quadric چهار تایی
quadruples چهار تایی
lao مردم تایی
quinquepartite پنج تایی
triad مجموعه سه تایی
qyaternary چهار تایی
triads مجموعه سه تایی
trilogy گروه سه تایی
quadrupled چهار تایی
trios سه نفری سه تایی
stephan quintet پنج تایی استفان
quadripartite چهار تایی چهارسویی
ternary سومین گروه سه تایی
ogdoad گروه هشت تایی
octad گروه هشت تایی
triform دارای شکل سه تایی
gleek یکجوربازی سه تایی درورق سه اس
pentagram شکل پنج تایی
trigon سه حالتی ستاره سه تایی
ternate سومین گروه سه تایی
go dan kumite مبارزه با ضربههای 5 تایی
nosegay دسته گل یایک دسته علف
laotian اهل لائوس زبان تایی
nineteen نوزدهمین مرتبه نوزده تایی
nineteens نوزدهمین مرتبه نوزده تایی
lorgnettes ذره بین یا عینک دسته داری که در اپراهاونمایشگاههابکارمیرود عینک دسته بلند
lorgnette ذره بین یا عینک دسته داری که در اپراهاونمایشگاههابکارمیرود عینک دسته بلند
icosi پیشوندی بمعنی بیست وبیست تایی
quincunx ارایش پنج تایی گل یابرگ گیاه
triple tongue نتهای سه تایی را بسرعت باساز نایی زدن
hex نمایش بخشی از حافظه در مبنای شانزده تایی
hexadecimal notation نمایش بخشی از حافظه در مبنای شانزده تایی
classify دسته دسته کردن
they came in bands دسته دسته امدند
shoals of people دسته دسته مردم
regiments دسته دسته کردن
regiment دسته دسته کردن
distribute دسته دسته کردن
assort دسته دسته کردن
streams of people دسته دسته مردم
sorts دسته دسته کردن
sorted دسته دسته کردن
assort دسته دسته شدن
sort دسته دسته کردن
in detail مفصلا دسته دسته
trooped دسته دسته شدن
sects دسته دسته مذهبی
groups دسته دسته کردن
windrow دسته دسته کردن
scores of people دسته دسته مردم
trooping دسته دسته شدن
troop دسته دسته شدن
sect دسته دسته مذهبی
group دسته دسته کردن
coaction عمل دسته جمعی همکاری دسته جمعی
to form into groups دسته دسته کردن طبقه بندی کردن
trey پیشوندیست بمعنی دارای سه قسمت وسه قسمتی وسه تایی وهرسه واحد یکبار
all but a few همه به غیر از چند تایی [چند نفری]
lie زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
lies زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
lied زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
quintuple تبدیل به پنج کردن پنج تایی
bundles متمرکز کردن دسته کردن دسته
bundle متمرکز کردن دسته کردن دسته
bundling متمرکز کردن دسته کردن دسته
pentamerous پنج جزئی پنج تایی
cells در یک سیستم ارسال داده مثل ATM بستههای داده با طول ثابت مثلاگ یک خانه در سیستم ATM شامل دادههای هشت تایی است
cell در یک سیستم ارسال داده مثل ATM بستههای داده با طول ثابت مثلاگ یک خانه در سیستم ATM شامل دادههای هشت تایی است
hollerith code سیستم کدگذاری که از سوراخ هایی در کارت بری نمایش حروف و نشانه ها استفاده میکند. این سیستم از دو مجموعه ردیف 12 تایی برای تامین محل کافی هر کد استفاده میکند
parcels دسته
drove دسته
category دسته
sheaf دسته
clans دسته
work team دسته
kind دسته
kindest دسته
kinds دسته
parcel دسته
cluster دسته
teams دسته
team دسته
bouquets دسته گل
crank دسته
A bouquet (bunch)of flowers. دسته گه
ranges دسته
ranged دسته
range دسته
sections دسته
tress دسته مو
section دسته
bail arm دسته
processions دسته
procession دسته
bodle دسته
ears دسته
cranked دسته
lever دسته
levers دسته
gang دسته
clan دسته
gangs دسته
bouquet دسته گل
cranks دسته
cranking دسته
A bunch ( bouquet ) of flowers . دسته گل
ear دسته
boodle دسته
stemming دسته
bunching دسته
faggot دسته
faggots دسته
fagot دسته
clump دسته
ringleaders سر دسته
ringleader سر دسته
clumps دسته
congregation دسته
congregations دسته
horde دسته
platoon دسته
platoons دسته
stemmed دسته
stem دسته
nibs دسته
stems دسته
shook دسته
nib دسته
tussocks دسته مو
tussock دسته مو
ilk دسته
skein دسته
skeins دسته
wisps دسته
wisp دسته
hordes دسته
groups دسته دسته
scores دسته دسته
clusters دسته
handle دسته
cluster bombs دسته
assortments دسته
cluster bomb دسته
handles دسته
hosts دسته
hosting دسته
hosted دسته
host دسته
bunches دسته
bunched دسته
clumping دسته
clumped دسته
tuft دسته
tufts دسته
bunch دسته
assortment دسته
skulk دسته
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com