Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 261 (14 milliseconds)
English
Persian
strict
یک دنده
stricter
یک دنده
strictest
یک دنده
hard-nosed
یک دنده
Search result with all words
rougher
دنده دنده کننده
rack
چرخ دنده دار
racked
چرخ دنده دار
racks
چرخ دنده دار
wracked
چرخ دنده دار
wracks
چرخ دنده دار
reverse gear
دنده معکوس
reverse gears
دنده معکوس
sheath
تیزی دنده
sheaths
تیزی دنده
ratchet
ضامن چرخ دنده
ratchets
ضامن چرخ دنده
ratchets
اچار جغجغهای دنده جغجغهای
ribbed
دنده دار
grooved
دنده دار
drive
دنده
drives
دنده
timber
دنده عرضی
camshaft
میلهای که بچرخ دنده متصل میشود
camshafts
میلهای که بچرخ دنده متصل میشود
slat
دنده ها
slats
دنده ها
clobber
خمیر یاچسب سیاه رنگی که با ان ترک وشکافهای کفش را پر میکنند دنده
clobbered
خمیر یاچسب سیاه رنگی که با ان ترک وشکافهای کفش را پر میکنند دنده
clobbering
خمیر یاچسب سیاه رنگی که با ان ترک وشکافهای کفش را پر میکنند دنده
clobbers
خمیر یاچسب سیاه رنگی که با ان ترک وشکافهای کفش را پر میکنند دنده
pinion
چرخ دنده جناحی
pinion
جرخ دنده
pinion
دنده هرزه گرد
pinion
دنده پینیون دنده لایتناهی
pinioning
چرخ دنده جناحی
pinioning
جرخ دنده
pinioning
دنده هرزه گرد
pinioning
دنده پینیون دنده لایتناهی
pinions
چرخ دنده جناحی
pinions
جرخ دنده
pinions
دنده هرزه گرد
pinions
دنده پینیون دنده لایتناهی
gearshift
میله دنده
gearshift
دنده عوض کن
gearshifts
میله دنده
gearshifts
دنده عوض کن
frame
قاب زهوار دور دنده عرضی نرده
frame
دنده عرضی
stave
دنده بشکه
hob
فرز چرخ دنده مارپیچی سمبه پرسکاری
hobs
فرز چرخ دنده مارپیچی سمبه پرسکاری
rib
دنده
rib
تکه گوشت دنده دار
rib
دنده دار کردن
rib
گوشت دنده
rib
هرچیز شبیه دنده
rib
دنده میله
cog
دنده چرخ
cogs
دنده چرخ
thread
دنده دار کردن مارپیچ
thread
دنده پیچ
threads
دنده دار کردن مارپیچ
threads
دنده پیچ
transmission
جعبه دنده
transmissions
جعبه دنده
longitudinal
دنده طولی
gear
دنده
gear
چرخ دنده
gear
مجموع چرخهای دنده دار
gear
پوشش دنده دار
gear
جعبه دنده
geared
دنده
geared
چرخ دنده
geared
مجموع چرخهای دنده دار
geared
پوشش دنده دار
geared
جعبه دنده
gears
دنده
gears
چرخ دنده
gears
مجموع چرخهای دنده دار
gears
پوشش دنده دار
gears
جعبه دنده
gearbox
جعبه دنده
gearboxes
جعبه دنده
gearing
جعبه دنده
nut
چرخ دنده ساعت
adjustable split die
وسیله ای برای در آوردن دنده یا روزه در سطح خارجی اجسام
aircraft arresting gear
جعبه دنده دستگاه مهارهواپیما
automatic hobbing machine
ماشین فرز چرخ دنده مارپیچی خودکار
back gear
یک رشته چرخ دنده که به پایه نظام ماشین تراش وصل می شوند
back gear shaft
محور چرخ دنده هایی که به پایه نظام ماشین تراش متصل می شوند
base pitch
فاصله بین نیمرخهای مشابه دو دندانه مجاور از یک چرخ دنده
bendix
دنده بندیکس
bendix
دنده استارت
bevel gear
دنده مورب
bevel gear
دنده کرامویل
bevel gear
چرخ دنده مخروطی
bevel gear drive
جعبه دنده مخروطی
bevel gear generator
ماشین رنده چرخ دنده مخروطی
bevel gearing
گیربکس دنده مخروطی
boring bit
چرخ دنده داخل گرد
cogwheel
چرخ دنده
compasition gear
چرخ دنده مرکب
contact backlash
دنده کور تماس
control stick
سیستم کنترل هواپیما بااستفاده از دسته دنده سیستم کنترل دستی
Other Matches
ungear
از دنده بیرون انداختن بی دنده کردن
spur gear
دنده مهمیزی دنده خاردار
epicyclic transmission
یک یاچند چرخ دنده که در داخل یاخارج چرخ دنده دیگری حرکت می کنند
oil gear
جعبه دنده برقی و هیدرولیکی دستگاه جعبه دنده روغنی برقی
sprocket
دنده چرخ زنجیرخور چرخ دنده
costa
دنده
dependum
ته دنده
spare ribs
سر دنده
geap
دنده
gear level
دسته دنده
gear cutter
دنده تراش
shifting lever
دسته دنده
gear case
جعبه دنده
planetary gear
دنده خورشیدی
pinwheel
چرخ دنده
jackshaft
دنده عقب
jackshaft
دنده دو در اتومبیل
low gear
دنده کندکن
gear wheel
چرخ دنده
cramwheel
دنده مخروطی
worm gear
دنده مورب
worm gear
دنده مارپیچی
cramwheel
دنده کرامویل
high speed
دنده سریع
steering gear
دنده سکان
dependum angle
زاویه ته دنده
spareribs
گوشت دنده
drive mechanism
جعبه دنده
steering gear
دنده فرمان
french chop
گوشت دنده
spur gear
دنده ملخی
sprocket
دنده زنجیر
toothed wheel
چرخ دنده
wheelwork
چرخ دنده
gear box
جعبه دنده
laticostate
دنده پهن
transmission case
جعبه دنده
top radius
گردی سر دنده
external thread
دنده خارجی
gear wheels
چرخ دنده ها
ratchet
دنده جغجغه ای
stick shift
دسته دنده
cross-rib
دنده ی قوس
cogged wheel
چرخ دنده
cog wheel
چرخ دنده
gearwheels
چرخ دنده ها
cogwheels
چرخ دنده ها
cog wheels
چرخ دنده ها
cogged wheels
چرخ دنده ها
gearwheel
چرخ دنده
cog
[cogwheel]
چرخ دنده
chop
گوشت دنده
planetary gear
چرخ دنده سیارهای
precostal
واقع در پیش دنده ها
quick change gearbox
جعبه دنده نورتون
pull gear
چرخ دنده بالابر
hoisting gear
چرخ دنده بالابر
rachet
ضامن چرخ دنده
planetary gear
جعبه دنده خورشیدی
get up on the wrong side of the bed
<idiom>
از دنده چپ بلند شدن
worm wheel
چرخ دنده حلزونی
inside thread
دنده داخلی قلاویز
it serves him right
دنده اش هم نرم شود
pair of gears
زوج چرخ دنده
spare ribs
گوشت دنده با استخوان
magnetic gear shift
دسته دنده مغناطیسی
reduction gear
چرخ دنده کاهنده
riblet
انتهای دنده گوسفند
gear shift
دسته دنده اتومبیل
transmission gear
چرخ دنده انتقال
tumble gear
چرخ دنده واسطه
cross-springer
[دنده اریب در طاق]
step up gear
چرخ دنده افزاینده
sun gear
چرخ دنده خورشیدی
tricostate
سه دندهای دارای سه دنده
transmission oil
روغن جعبه دنده
gear lever
دسته دنده اتومبیل
starter gear ring
چرخ دنده استارتر
sawtooth wave
موج دنده ارهای
gear box
جعبه دنده گیرباکس
short ribs
گوشت با استخوان دنده
worm wheel
دنده کرمی شکل
steering gear
جعبه دنده فرمان
worm gear
چرخ دنده حلزونی
gear stick
دسته دنده اتومبیل
transmission grease
گریس جعبه دنده
four gear drive
گیربکس چهار دنده
crown gear
چرخ دنده محدب
gear assembly
مجموعه چرخ دنده ها
gear case
پوسته جعبه دنده
gear change box
جعبه تعویض دنده
gear cutting
دنده تراشی
[مهندسی]
eight speed gear drive
گیربکس هشت دنده
driving gear
چرخ دنده محرک
differential gear
دنده عقب اتومبیل
controlled stick steering
دسته دنده خودکار
gear friction
اصطکاک چرخ دنده
gear quadrant
ماهک جعبه دنده
gear transmission ratio
نسبت دنده گیربکس
helical gear
چرخ دنده حلزونی
gearbox position
وضعیت جعبه دنده
he broke his rib or something
دنده منده اش شکست
gear ratio
نسبت چره دنده ها
grub screw
میله دنده دار
high gear
دنده قوی خودرو
gear in
درگیری دو چرخ دنده
spiral gear
چرخ دنده حلزونی
tracery vault
طاق قوسی دنده دار
transmission oil pump
پمپ روغن جعبه دنده
transmission ratio
نسبت تبدیل جعبه دنده
worm transmission
گیربکس با چرخ دنده حلزونی
worm gear mechanism
مکانیزم چرخ دنده حلزونی
to gear up
باعوض کردن دنده تندکردن
change down
به دنده سنگین حرکت کردن
speedometer multiplier
چرخ دنده سرعت سنج
speed reduction gear
جعبه دنده کاهنده سرعت
gear blank
چرخ دنده کار نکرده
planet wheel
چرخ دنده چرخان بدورمحور
gear friction losses
تلفات اصطکاکی جعبه دنده
gear grinder
ماشین پرداخت چرخ دنده
reduction gear
جعبه دنده کاهنده سرعت
fixie bicycle
[fixie , one-gear bike without brakes]
دوچرخه تک دنده
[با چرخ آزاد]
epicyclic transmission
جعبه دنده اپی سیکلیک
to gear down
باعوض کردن دنده کندکردن
timing gear
چرخ دنده میل بادامک
throwin
در دنده انداختن تزریق کردن
crank gear
چرخ دنده سر میل لنگ
reduction gear
جعبه دنده تبدیل سرعت
gearbox flange
لبه برامده جعبه دنده
steering column gear change
اتصال چرخ دنده فرمان
helical tooth bevel gear
چرخ دنده مخروطی با دندانه حلزونی
gearbox stud
محور کوچک داخل جعبه دنده
piv variable speed transmission
جعبه دنده با سرعت متغیر گیربکس "پی ای وی "
roller drive
مکانیزم چرخ دنده کاهنده یاافزاینده
gear guard
جعبه محافظ برای چرخ دنده ها
gear arrangment
نظم و ترتیب درگیری دو چرخ دنده
steering worm sector
چرخ دنده حلزونی قطاعی فرمان
he ia as leanas a rake
ازلاغری دنده هایش رامیتوان شمرد
worm and sector sleering
چرخ دنده ی حلزونی و قطاع فرمان
fixed-gear bicycle
دوچرخه دنده ثابت
[بدون چرخ آزاد]
ribby
دارای دندههای بیرون امده شبیه دنده
The car is in the reverse gear.
اتو موبیل توی دنده عقب است
mutton chop
دنده و نیمی از مهره که باهم سرخ کنند
cremorne
[پنجره لولادار با چرخ دنده های کوچک]
cremone
[پنجره لولادار با چرخ دنده های کوچک]
flitch
دنده خوک نمک زده وخشک کرده
sprocket
دنده ملخی مین چرخ گرداننده نهایی در تانک
espangnolette
[پنجره لولا دار با چرخ دنده های کوچک]
gear cluster
مجموعه چرخ دنده هایی که جزیی از یک محور میباشد
gear ratio
نسبت سرعتهای دورانی محورهای ورودی و خروجی یک جعبه دنده
pitch line
مکان هندسی نقاطی که درانها مراکز نقاط تماس یا گام دندانههای چرخ دنده یادندانه ها اندازه گیری میشود
idler wheel
چرخ یا دنده چرخندهای که حرکت را به چرخ دیگری انتقال میدهد
shifting lever
اهرم دسته دنده اهرم حرکت در سمت
intercostal
واقع در میان دنده ها واقع در بین رگبرگها
idle wheel
دنده چرخ رابط بین دو چرخ
worm gear
دنده حلزونی پیچ حلزونی
crank starter
درگیری فالایویل و چرخ دنده میل لنگ راه انداز میل لنگ
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com