English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 35 (4 milliseconds)
English Persian
I've a flat tyre. یک طایر اتومبیلم پنچر شده است.
Other Matches
wheel چرخ طایر
wheels چرخ طایر
altair نسر طایر
wheeling چرخ طایر
My car won't start. اتومبیلم استارت نمیزند.
cygnus طایر صلیب شمالی
cygni طایر صلیب شمالی
My car has broken down. اتومبیلم خراب شده است.
My car won't start. اتومبیلم روشن نمی شود.
Can you repair my car? آیا میتوانید اتومبیلم را تعمیر کنید؟
Where can I park my car? کجا اتومبیلم را میتوانم پارک کنم؟
Where can I get my car washed? کجا میتوانم اتومبیلم را بدهم بشویند؟
flat پنچری طایر عکس ساده و یکدست
flattest پنچری طایر عکس ساده و یکدست
puncture پنچر
puncturing پنچر
punctured پنچر
punctures پنچر
I have a flat [tire] . من پنچر کرده ام.
flat tyre [British] چرخ پنچر
flat tire [American] چرخ پنچر
flat tires [American] چرخ های پنچر
flat tyres [British] چرخ های پنچر
punctured پنچر شدن ماشین
puncturing پنچر شدن ماشین
puncture پنچر شدن ماشین
punctures پنچر شدن ماشین
puncture سوراخ کردن پنچر شدن
punctured سوراخ کردن پنچر شدن
punctures سوراخ کردن پنچر شدن
puncturing سوراخ کردن پنچر شدن
to have a flat tire [tyre] پنچر بودن [لاستیک اتومبیل ]
to mend a puncture لاستیک پنچر شده را تعمیر کردن
to repair a flat tire لاستیک پنچر شده را تعمیر کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com