English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (19 milliseconds)
English Persian
There is a train to London at 8. یک قطار برای شهر اختر در ساعت 8 هست؟
Other Matches
Is there a train to the airport? آیا برای فرودگاه قطار هست؟
boat train [خط ] قطار با ارتباط به کشتی [برای سفر]
Do the trains connect? [خط] قطارها به هم اتصال دارند؟ [برای عوض کردن قطار]
Is there enough time to change trains? آیا برای تعویض قطار وقت کافی دارم؟
sundials ساعت خورشیدی ساعت شمسی ساعت فلی
sundial ساعت خورشیدی ساعت شمسی ساعت فلی
to limber up a gun carriage پیش قطار و پس قطار توپ رابهم بستن
to limber up پیش قطار و پس قطار توپ رابهم بستن
per برای هر ساعت یا روز یا هفته یا سال
The library is the obvious place for the after-dinner hours. کتابخانه جایی بدیهی برای ساعت پس از شام است.
immediate پردازش داده پس از ایجاد آن و نه انتظار برای پاس ساعت یا زمان سنگرون
pulsar تب اختر
nova نو اختر
canna گل اختر
born under an unlucky star بد اختر
time انتخاب صحیح فرکانس ساعت سیستم برای امکان رودن به رسانههای کندتر و..
times انتخاب صحیح فرکانس ساعت سیستم برای امکان رودن به رسانههای کندتر و..
timed انتخاب صحیح فرکانس ساعت سیستم برای امکان رودن به رسانههای کندتر و..
Tune in next week for another episode of 'Happy Hour'. هفته آینده کانال [تلویزیون] را برای قسمت دیگری از {ساعت شادی} تنظیم کنید.
astrophysics اختر فیزیک
astrochemistry اختر شیمی
quasars شبه اختر
astrology اختر بینی
quasar شبه اختر
collimator اختر یاب
radio star اختر رادیو
star نشان ستاره اختر
starred نشان ستاره اختر
radio astronomy اختر شناسی رادیویی
stars نشان ستاره اختر
Look at the watch. نگاه کنید به ساعت [مچی] ببینید ساعت چند است.
By my watch it's five to nine. طبق ساعت [مچی] من ساعت پنج دقیقه به نه است.
zone time وقت یا ساعت منطقهای سیستم ساعت 42 ساعتی جهانی
clock مداری که فرکانس آن توسط کاربر تنظیم میشود. برای یکسان کردن سیگنالها و مدار ها با یک باس ساعت
clocks مداری که فرکانس آن توسط کاربر تنظیم میشود. برای یکسان کردن سیگنالها و مدار ها با یک باس ساعت
My curfew is at 11. من ساعت ۱۱ باید خانه باشم. [چونکه پدر و مادر اجازه نمی دهند از آن ساعت به بعد]
spindle دسته کوک ساعت رقاصک ساعت
standard time ساعت بین المللی ساعت استاندارد
He arrives at 4 O'clock instead of 3 O'clock. او [مرد] عوض ساعت ۳ ساعت ۴ می آید.
spindles دسته کوک ساعت رقاصک ساعت
cpu ساعت درونی پردازنده که سیگنال با قاعده را ایجاد میکند که برای کنترل عملیات و ارسال داده در پردازنده است
crystal قطعه کوچک از کریستال کوارتز که در فرکانس خاص به لرزش در می آید که به عنوان یک سیگنال ساعت خیلی دقیق برای کامپیوتر یا سایر برنامههای کاربردی زمان بندی شده به کار می رود
crystals قطعه کوچک از کریستال کوارتز که در فرکانس خاص به لرزش در می آید که به عنوان یک سیگنال ساعت خیلی دقیق برای کامپیوتر یا سایر برنامههای کاربردی زمان بندی شده به کار می رود
asynchronous ارسال داده با استفاده از سیگنال hadshaking به جای سیگنال ساعت برای یکنواخت کردن باسهای داده
synchronous ارسال داده از یک وسیله به دیگری که هر دو وسیله با یک ساعت کنترل می شوند و داده ارسالی هم سان با سیگنال ساعت است
cycle عمل دستیالی به حافظه توسط یک وسیله جانبی که CPU را برای یک یا چند باس ساعت متوقف میکند تا داده از حافظه به وسیله منتقل شود
cycled عمل دستیالی به حافظه توسط یک وسیله جانبی که CPU را برای یک یا چند باس ساعت متوقف میکند تا داده از حافظه به وسیله منتقل شود
cycles عمل دستیالی به حافظه توسط یک وسیله جانبی که CPU را برای یک یا چند باس ساعت متوقف میکند تا داده از حافظه به وسیله منتقل شود
clockwise مطابق گردش عقربه ساعت در جهت عقربه ساعت
multigage قطار راه اهن چند ریله قطار چند ریله
o'clock ساعت از روی ساعت
transmissions وسایل ارسال داده از یک وسیله به دیگری که هر دویی یک ساعت کنترل می شوند و داده ارسال شده با سیگنال ساعت سنکرون شده است
transmission وسایل ارسال داده از یک وسیله به دیگری که هر دویی یک ساعت کنترل می شوند و داده ارسال شده با سیگنال ساعت سنکرون شده است
quartz clock بخش کوچکی از کریستال کواترنر که در فرکانس مشخص با اعمال ولتاژ مشخص مرتعش میشود و برای سیگنالهای ساعت بسیار دقیق کامپیوتر ها و سایر برنامههای زمانی بسیار دقیق به کار می رود
filed قطار
file قطار
compeer هم قطار
string قطار
rowed قطار
conpanion هم قطار
tandem قطار
trained قطار
train قطار
row قطار
rows قطار
trains قطار
colleagues هم قطار
colleague هم قطار
tandems قطار
rowed قطار راسته
railroad engineer [American E] راننده قطار
train پیش قطار
trucking واگن قطار
rows قطار راسته
locomotive engineer [American E] راننده قطار
cross belt قطار حمایل
wagon master رئیس قطار
train driver راننده قطار
primer پیش قطار
pulse train قطار تپشها
electric train قطار برقی
wave train قطار موج
train of waves قطار موج
prime mover پیش قطار
railway station ایستگاه قطار
locomotive driver [British E] راننده قطار
light engineh لوکوموتیو بی قطار
primers پیش قطار
trucks واگن قطار
train operator [American E] راننده قطار
error burst قطار خطاها
locomotive operator [British E] راننده قطار
prime movers پیش قطار
trains پیش قطار
train ride گردش با قطار
goods train قطار باربری
freight trains قطار باری
i lost the train به قطار نرسیدم
in a row قطار شده
ranks قطار رشته
ranked قطار رشته
When does the train arrive? قطار کی می رسد؟
trained پیش قطار
rank قطار رشته
goods trains قطار باربری
freight train قطار باری
truck واگن قطار
trucked واگن قطار
sleeping carriage خوابگاه قطار
row قطار راسته
The train ran off the rails. قطار از خط خارج شد
tram [British E] قطار برقی خیابان
for تحویل روی قطار
parlor car سالن استراحت قطار
tramcar [British E] قطار برقی خیابان
time bill برنامه حرکت قطار
streetcar [American E] [old-fashioned] قطار برقی خیابان
trolleycar [American E] [old-fashioned] قطار برقی خیابان
When wI'll the train arrive ? چه وقت قطار می آید ؟
goods trains قطار حمل کالا
a thorugh train قطار بدون توقف
intercity train قطار بین شهری
goods train قطار حمل کالا
buffer-bar [railway] ضرب خور [قطار]
train journey from ... over ... to ... مسافرت با قطار از ... از راه ... به ...
the train runs without a stop قطار بدون ایست
trolley [American E] [old-fashioned] قطار برقی خیابان
buggie پیش قطار توپ
dining cars واگن رستوران قطار
streamliner قطار سریع وشیک
dining car واگن رستوران قطار
i lost the train قطار را از دست دادم
caboose اطاق کارگران قطار
kiosk فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
kiosks فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
intercity train قطار بین شهری با توقف
free on rail تحویل کالا روی قطار
Does this train go to ... ? آیا این قطار به ... میرود؟
We rushed ( hurried ) back to the train station. با عجله بر گشتیم ایستگاه قطار
The train was 10 minutes late. قطار 10 دقیقه دیر رسید
containers قطار و کشتی بکاربرده میشود
container قطار و کشتی بکاربرده میشود
The train came in on time . قطار به موقع رسید ( سروقت )
When does the train [bus] to ... depart? قطار [اتوبوس] به ... کی حرکت می کند؟
What time does the train arrive in London? چه وقت قطار به لندن می رسد؟
Does the train stop in London? آیا قطار در لندن توقف دارد؟
Do I have to change trains? آیا باید قطار عوض کنم؟
slip carriage واگنی که از قطار راه اهن ول میشود
How long does the train stop here? چه مدت قطار اینجا توقف دارد؟
in the centre near the railway station در مرکز شهر نزدیک ایستگاه قطار
lounge car قطار دارای سالن استراحت وتفریح
Is this the train to Liverpool? آیا این قطار شهر لیورپول است؟
Is this the right platform for the train to London? آیا این سکوی قطار لندن است؟
I want to leave the car in the railway station من میخواهم اتومبیل را در ایستگاه قطار تحویل بدهم.
I missed the connection. من اتوبوس [قطار هواپیمای] رابط را از دست دادم.
Luchily for me the train was late. خوش شانسی آوردم قطار دیر رسید
What platform does the train to York leave from? قطار یورک از کدام سکو حرکت می کند؟
limber عراده را به عقب توپ بستن پیش قطار
rail capacity حداکثرفرفیت کشش ریلها از نظرتعداد قطار در روز
What platform does the train from York arrive at? قطار یورک در کدام سکو توقف می کند؟
freight lighter قطار سریع السیر جهت حمل کانتینر
Is the train from Leeds late? آیا قطار شهر لیدز تاخیر دارد؟
parliamentary train قطار راه اهنی که میلی یک PENNY بیشتر از مسافرنمیگیرد
switch روشن کردن برق بخط دیگر انداختن قطار
Your train will leave from platform 8. قطار شما از سکوی شماره 8 حرکت خواهد کرد.
When is the last train to Oxford? چه وقت آخرین قطار به سمت آکسفورد حرکت می کند؟
When is the next train to Oxford? چه وقت قطار بعدی به سمت آکسفورد حرکت می کند؟
You have to change at London. شما باید در لندن قطار تان را عوض کنید.
switched روشن کردن برق بخط دیگر انداختن قطار
Change at London and get a local train. در لندن عوض کنید و یک قطار محلی سوار شوید.
convention international de merchandies عهدنامه بین المللی جهت حمل کالا با قطار
switches روشن کردن برق بخط دیگر انداختن قطار
To alight from a bus(tarin,car). پایین آمدن (پیاده شدن از اتوبوس .قطار و اتو مبیل )
ferrybridge کشتی ای که قطار راه اهن راازروی رودخانه یاخلیج میبرد
badminton بازی انفرادی یا دو نفره در زمین به طول 04/31 متر و عرض 01/6متر برای دونفره و 81/5متر در 01/6 متر برای انفرادی و شامل سه گیم وهر گیم 51 امتیاز برای مردان و 11 امتیاز برای زنان
streamliner قطار یا هواپیمایی که مقاومت هوا را درهم شکسته وانرا تعدیل کند
highball یک لیوان بزرگ ویسکی یا عرق مخلوط بانوشابه گازدار قطار سریع السیر
drawbar میلهای که واگونهای قطار رابه لکوموتیو متصل میکند میله اتصال واگون
horologii ساعت
horologe ساعت
watching ساعت
zero hour ساعت س
horologium ساعت
hours ساعت
hour ly ساعت به ساعت
oclock ساعت
Every so often . Every hour on the hour. دم به ساعت
maypop گل ساعت
hourly ساعت به ساعت
timepiece ساعت
passionflower گل ساعت
passion flower گل ساعت
in hour's time دو ساعت
clock ساعت
watch ساعت
ticker [colloquial] [watch] ساعت
watched ساعت
time-piece ساعت
watches ساعت
clocks ساعت ها
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com